eitaa logo
مجردان انقلابی
13.9هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.7هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 فقط جهت تبلیغات پیام دهید 👇 @mahfel_adm متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 آدرس محفل 🤝 eitaa.com/rashidianamir eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
@hadanair.mp3
2.38M
🔴 / فرق مودت و محبت 🎙حجت الاسلام رفیعی 😍 ✼═══┅💖💖┅═══✼ 💞 @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
با سلام، در ارتباط با صحبتهای دوستان در مورد ازدواج دختر و پسران مذهبی بنده هم با خیلی از دوستان موافقم که الان متاسفانه اکثر خانواده های مذهبی فقط از ایمان و متدین بودن و مذهبی بودن فقط ظاهرش دارن و اسمش یدک میکشن و همین به ظاهر مذهبی بودن ها باعث شده ازدواج بین مذهبی ها هم کم بشه و الان چقدر دختران مومن و مذهبی که سن ازدواجشون گذشته و منجربه افسردگی و هزار جور بیماری روحی خانمها بشه و یا حتی آقایون که وقتی یه دختر مذهبی نما گیرشون میاد و باهاش ازدواج میکنن و بعد که وارد زندگی میشن میبینن که نه اصلا این خانم بویی از اخلاق و معنویات دینی و اسلامی نبرده و همین باعث میشه که همه نسبت به هم بدبین بشن، بنده خودم یه دختر ۳۳ ساله هستم که هم ظاهر خوبی دارم هم تحصیل کرده هستم و هم خانواده خوب و اصلا معیار مادی زیادی هم ندارم ،خواستگاران زیادی داشتم که وقتی جواب منفی از جانب خانواده پسر بوده فقط به خاطر پرجمعیت بودن خانوادم بوده و همین،😔 و اکثر اینا هم مثلا خانواده مذهبی و مومنی بودن😏 اخلاق و ایمان برای مذهبی نماها مهم نیست دیگه فقط دنبال یه تک دختر پولدار از خانواده مدرن هستن که کلی ادا و اصول داشته باشن،واقعا متاسفم برای همچین کسانی و بنده خودم هیچوقت نمیبخشم این خانوادهایی رو که من به خاطر پرجمعیت بودن خانوادم رد کردن، از ادمین این کانال خوب که بنده چن سال عضو هستم درخواستی داشتم در مورد اینکه شرایطی رو برای معرفی دختر و پسرهای بالای ۳۰ سال فراهم کنید ،که ازدواجشون سخت شده و یا شاید دیگه غیرممکن 😔 چون دخترای سن پایین هنوز فرصت دارن و در هر جایی وهر زمانی ممکن که شرایط ازدواجشون فراهم بشه ولی ماها که سنمون بالا رفته باید بعد از خدا بندهاش هم دست به کار بشن با تشکر التماس دعا @mojaradan
#ارسالی_از_کاربران با سلام پروفایل همگانی غدیر لطفا در کانالتون بذارید ممنون میشم #مبلغ‌غدیرباشیم🌹 #پایگاه_‌اجتماعی_مجردان_انقلابی @mojaradan ‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری #ارسالی_از_کاربران اینم استوری روز شمار غدیر با مهر تقدیم به کانال مجردان انقلابی❤️ @mojaradan ‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
‹💚💭› نوشته ای برای خودم : ‌ هیچکس ارزش استرس بیش از حد و اندازه رو نداره ادامه بده ، آدم ها را پشت سرت پیدا کن جهان برای توست . . @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💞✨ رسـول خــدا(ص) فرمودنـد: 📎زنـ در نـزد نامحـرمان،بایـد چــهار لـباس داشـته باشـد:☘ ⚜چـادر 🔅مقنعــه ⚜پیـراهن 🔅شلـوار. 📚«تفســیرنـورالثقلـین،ج ۳،ص ۶۲۴» ‌ @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجردان انقلابی
#داستان_شب ⚜قسمت پنجاه و دوم ⚜ بهشت عمران 🌾 ساندویچ همبرگر توی دهنم کش میومد هیچ اشتهایی به خوردن
⚜قسمت پنجاه و سوم ⚜ بهشت عمران 🌾 میخاستم کنارش اونی باشم که اون میخاد. موهام و نمیریختم بیرون، مقنعه های بلند میپوشیدم اما اون اونقدر مرد بود که حتی یه بارم به تیپم گیر نداده بود. می‌گفت مهم اینکه اونی باشی که خودت بهش برسی! گذشت و گفت میخاد بیاد خواستگاری. نمیدونی چه ذوقی کردم. اومد. با یه سبد گل زنبق. منم عشق زنبق اما کاش نمیومد. بابام مثه یه قاتل باهاش رفتار کرد. نه خانواده‌ اون راضی بودن نه بابای من کارم شده بود گریه و زاری یه روز بهش گفتم بیا فرار کنیم اما خیلی جدی گفت نه. خیلی بهش اصرار کردم اما اون گفت نه براش خانواده اش مهم بود میگفتم چند روزی ک بریم مجبور میشن راضی شن اما میگف نه باس به راهش عمل کنیم ازش دلخور شده بودم. بهش گفتم ترسو. گفتم تو اگ منو دوس داشته باشی به خاطرم هرکاری میکنی اما نکرد. اونقدر عقب کشید و عقب کشید که همه چی بهم ریخت نمیدونم چیشد. نمیدونم کی مقصر بود. فقط وقتی به خودم اومدم دیدم روبه روی خونه شونم و صدای ساز و دهل عروسیش گوشم و پر کرده. من باخته بودم.! قلبم و.. احساسمو عشقمو مردی که میمردم واسش اما آدمای دور و برم برام تلاشی نکردن! حتی خودش! حتی بابام از همشون بیزار شده بودم. چند باری خودکشی کردم اما فایده ایی نداشت. انگار عمرم به دنیا بود تا هر روز خنده هاشو روی موتور با زنش ببینم دانشگاه و ول کردم و آخر یه شب از خونه زدم بیرون تنهایی مرگ بار ترین چیزیه که فکرش و کنی. انگار تا از خونه زدم بیرون همه فهمیدن میتونن بهم زور بگن، میتونن اذیتم کنن! جایی و نداشتم. کارم شده بود خوردن قرصای آرامش‌بخش با دُز بالا اما دلم خوش بود ک بابام پیدام میکنه. هر روز صفحات گمشدگان روزنامه رو میخوندم چون فکر میکردم بابام به فکرمه اما نبود! روشو برگردوند طرفم و گفت :من خودمو گم کرده بودم آوا، دلم میخاست بقیه بهم بفهمونن که دوسم دارن نفسی کشید و از توی پاکت یه سیگار درآورد معترض خواستم ازش بگیرم که گفت :آرومم میکنه، بیخیال شو سیگار و آتیش زد و محکم دودشو داد بیرون _کم کم جيبم داشت ته می‌کشید. تصمیم گرفتم یه کاری واسه خودم جور کنم. زده بود به سرم که طبابت کنم. اونم قبل تموم شدن درسم. واسه همین یه مطب و کرایه کردم با فروش دستبند قدیمی مادرم ای تف به من آوا، تف که تنها یادگار مادرم و دادم به باد دوباره نفس گرفت. چقدر حرف زدن سخت بود واسش تکیه داد به در و ادامه داد :همه چی خوب بود. حس خوبی بود. درمون کردن آدمایی که نمیشناختیشون از همه مهمتر تجربه یه کاری که چون یواشکی بود بیشتر بهم میچسبید! دیوونه بودم دیگه تا اینکه یه شب ریختن تو مطبم به جرم عدم گواهی پزشکی و همبن کوفت و مرضای دست و پا گیر میخاستن بهم دستبند بزنن و ببرنم زندان از پنجره اتاقم فرار کردم و پام پیچ خورد. نمیدونم قرار بود چی بشه ولی افتادم دست قادر. کسي که بزرگترین بلای زندگیم شد از اون شب تا همین الان دارم تو کثافتی که هم خودم هم بقیه درست کردن واسم غرق میشم دستاش میلرزید.با صدای لرزون گفت :من فقط عاشق شدم آوا همین دلیل نمیدونستم عاشقی اینقدر ترسناک تموم میشه انگار حرفاش و می‌فهمیدم. شاید خودمم عاشق بودم! اما ذهنی نبود برای یادآوری سرشو گذاشت روی شونه ام. با دستم شونه هاشو ماساژ دادم که دوباره گفت :بچه ش شبیه خودشه. همیشه میگفت از اینکه بچه م عینکی شه میترسم و الان سرش اومده، به قول خودش از هرچی بترسی سرت میاد. راست می‌گفت. منم ترس از دست دادنش و داشتم که سرم اومد اشک هاش پیراهنم و خیس کرده بودند ازم جدا شد و دستی به صورتش کشید و گفت :هنوزم دوسش دارم از دور نگاهش میکنم دلم براش از دور پر میزنه اما چه فایده؟ اون داره زندگی میکنی خیلی خوب اما من به خاطر اون، ترساش، تلاشی نکردناش شدم یه کثافت شدم ساقی مواد یکی که هزار نفر تشنه به خونه شن و برچسب خونه خراب کن میزنن روم ولی یکی نیست بگه خونه و زندگی منو کی خراب کرد؟ از آدمای دور و برم بیزارم. از خودم بیزار تر. خوش به حالت که خودتم یادت نمیاد فراموشی بهترین نعمته آوا بعد بلند شد و زد به شونه هامو گفت :من که به گند کشیده شدم ولی نمیزارم توام خراب شی، میکشمت بیرون نترس و رفت تو چه زندگی دردناکی داشته و من نمیدونستم. اما جمله آخرش... فراموشی نعمته.! اگه منم مثه اون فرار کرده باشم چی؟ یعنی کسی قبلا توی قلبم بوده؟ @mojaradan