eitaa logo
مجردان انقلابی
13.9هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.7هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 فقط جهت تبلیغات پیام دهید 👇 @mahfel_adm متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 آدرس محفل 🤝 eitaa.com/rashidianamir eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
⚜قسمت پنجاه و دوم ⚜ بهشت عمران 🌾 ساندویچ همبرگر توی دهنم کش میومد هیچ اشتهایی به خوردن نداشتم اما بتول و اندیشه و پروین با چند تا از بچه ها عجیب پر اشتها غذا میخوردن نگاهم روی بچه های قد و نیم قدی ثابت موند که دلیل بودنشون و توی این جهنم نمی‌فهمیدم بچه هایی که گرگ تر از حد تصور بودن اما در عین حال مظلوم تر از هر کس دیگه! بچه هایی که آدم های بی رحم دور و برشون مجبورشون کرده بودن به تکدی گری، بزهکاری، کیف قاپی، حتی بعضیاشون موادی شده بودن! چقدر داغ داشت دیدن بتولی که به خاطر شکستن شیشه پایپ خودش توی لباسش بچه ش سقط شده بود! هرچند آوردن بچه ایی به دنیای کثیفی که مادرش توش غرق شده بود چه فایده ایی داشت؟ پروین اما بین همه شون عجیب تر بود اونقدر که نمیشد بهش نزدیک شم نمیتونستم بفهمم ته چشاش چیه که اینقدر دل آدم و میسوزونه اونقدر بهش خیره شده بودم که متوجه نگاهم شد و گفت :نمیخوری؟ مشغول ساندویچم شدم بچه ها شامشونو خوردن و دراز کشیدن اندیشه که داشت تند تند با گوشیش ور میرفت گفت :پری همون مانتو زرشکی تو فردا بم قرض میدی؟ پروین که داشت ناخن شو سوهان می‌کشیدم گفت :میخای چیکار؟ _میخام هدیه بدم به قادر، خوب میخام بپوشمش دیگه همه زدن زیر خنده که پروین نگاهی بهش انداخت و گفت :خوشمزه شدی! نمیدم تا نگی امروز کدوم گوری بودی _گیر نده پری دیگه +زود تند سریع اندیشه نوچی کرد و گفت :پارک +برایِ؟ _بابا واسه کار +واسه کار مردم خوشگل میکنن؟ _ینی تو نمیدونی کار من چیه؟ +میدونم، اما اینقدر بابتش ذوق و شوق خرج نمیکردی! همینطور که سفره رو دستمال میکشیدم به حرفاشون گوش میدادم _یه پسره اس... پروین پرید تو حرفش و گفت :خوبه حالا شد بد بلند گفت :بچه ها بدید اتاق خودتون لالا بچه ها معترض سر وصدا کردن که پری گفت :بشمر یک و همشون رفتن بیرون بد سریع بالشت شو گذاشت زیر سرش و گفت :بتول؟ آوا.؟ بیان داستان شب زدیم زیر خنده که اندیشه شروع کرد :اسمش مجیده، پسر خوبیه، تو کتاب فروشی کار میکنه، خاطر منو هم خیلی میخاد _عاشق چیه تو شده آخه؟ نه ننه ایی، نه بابایی، نه کس و کاری، تازه میدونه معتاد بودی؟ اندیشه که انگار توی ذوقش خورده بود گفت :نگفتم بش پری دمر خوابید و گفت :خوب برنامه ت چیه.؟ _نمدونم، میخام زنش شم +زکی الکی ک نیس، اولا ک قادر و میخای چیکار کنی، دوما ننه بابای پسره چی؟ _مردن، قادر هم یکم دیگه از قسطم مونده باهاش تسویه میکنم و میرم پروین دوباره گفت :ول کنت نیس، از من به تو نصیحت دور و بر عشق و عاشقی نرو اندیشه که حوصله حرف زدن با پری ویو نداشت گفت :تو چی میفهمی از عشق؟ و سرش و گذاشت روی بالشت و خوابید پری اما رفت توی خودش هر چهار تا مون توی خلسه سکوت غرق شدیم. کم کم صدای نفس های سنگین بتول و اندیشه بلند شد اما من هنوز خوابم نگرفته بود داشتم به خودم فکر میکردم که دیدم پروین بلند شد و رفت توی حیاط کنجکاو رفتم دنبالش که دیدم نشسته روی پله و توی جیبش دنبال چیزی میگرده نشستم کنارش که متوجه‌ م شد و گفت :آتیش داری؟ سایه ی ماه افتاده بود روی صورتش و نخ سیگار روی لبش میفهموند بهم که اعصابش داغونه سیگار و از روی لبش برداشتم و انداختم روی زمین بهش گفتم :حرف بزن، از سیگار کشیدن بهتره سرش و تکیه داد به دیوار و گفت :دانشجوی سال بالایی بود. همه چیزش عجیب و غریب بود. تیپش، حرف زدنش، راه رفتنش، نگاه کردنش توی کلاسای کالبد شکافی با هم بودیم. من تخس کلاس بودم و دائم سر به سر بچه ها میزاشتم. یه بچه پولدار لوس بی دغدغه که عشق آمپول زدن کشونده بودتم دانشگاه. بر خلاف همه ی بچه ها آروم بود و کم حرف. نگاهش پایین بود و حواسش جمع درس. تنها به استاد نگاه می‌کرد. بعضی وقتا شک میکردم که چشاش جای دیگه ایی رو میدیده باشه. اما بر خلاف اون من با همه گرم میگرفتم. هر شوخی میکردم. هر حرفی میزدم. اما وقتی به اون می‌رسیدم دهنم بسته میشد. سر کلاسایی ک با هم بودیم مثه یه بچه آروم میشدم و زیر چشمی نگاهش میکردم. انرژی خاصی داشت. بچه ها می‌گفتن به طلبه ها بیشتر میخوره تا دانشجوی پزشکی!به خودم که اومدم دیدم عاشقش شده بودم. درس خون تر شده بودم تا با جواب دادن به سوالا حضور مو بهش ثابت کنم. سعی می‌کردم واحدامو با اون بردارم. خلاصه هر کاری میکردم که بیشتر ببینمش اما اون انگار نه انگار.یه روز گذشت و نیومد دانشگاه. یه روزش شد سه روز. نگران بودم و دلواپس. بالاخره بعد سه روز اومد. همین که اومده بود برام بس بود. عادت کرده بودم یواشکی دوسش داشته باشم. تا اینکه موقع کلاس آخر صدام زد. ازهیجان داشتم سکته میکردم. اونقدر متین و مودب ازم خواهش کرده بود که جزوه هامو بهش بدم که من احمقِ بی حواس کنار جزوه هام دفتر شعرمو هم بهش داده بودم. اینو وقتی فهمیدم که جزوه هامو بهم بعد دو روز برگردوند و با کلی عذر خواهی گفت دفتر شعرمخونده. گفت شعرامو دوس داشته. اون میگفت و من بال در می‌آوردم کم کم اونم بهم علاقمند شد
نمی‌گم شبٺون شهدایی که‌خیریسٺ به‌کوتاهی‌شب 🍃🌸 می‌گم که‌خیریست به‌بلندی سرنوشت:) 🌸🌹 شبتون‌سرشاراز‌آرامش‌خدایی 🌱🌙 +یاحق✋🏼 ❤️ @mojaradan
✦ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آیت الله بهجت:🍃 مگر پول نمیخوای?!🙂 مگر شغل و مقام و... نمیخوای؟!🎖 مگر دنیا نمیخوای...!✨ مگر آخرت نمیخوای...!🌸 بخون برادر و خواهر عزیز🌹 گوی سبقت را خوان‌ها ربودن💫 ———🌻⃟‌————— @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✋🏻✨ دل خسته ام ازین همه قیل و قال ها از داغ گنبدت شده ام چون هلال ها هی وعده حرم به خودم میدهم حسین دل خوش شدم دگر به همین خیال ها 🌱 @mojaradan
8.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|° 🕊🍀🌻 °| ❤️ بہ هر طرف‌نظر ڪنم اثر زِ روے ماه بگو ڪدام‌لحظہ‌ها ظهور روے ماه‌توستـ🌙 || @mojaradan ‌ ─┅═ೋ❅♥️❅ೋ═┅─
💞💞💍💍💞💞 🔰 ۱۲نکته که دختر خانم های مجرد باید بدانند! ۱۲ مورد وجود دارد که دختر خانم ها را در همان شروع انتخاب و تصمیم گیری برای ازدواج به اشتباه می اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب شوهر مناسب از این ۱۲ خطا دوری کنید: ۱۱) بعضی دختر خانم ها که تحصیل و شغل مناسبی دارند، فکر می کنند به دلیل رفع نیاز مالی می توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می کنند و نمی توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می رنجانند. ۱۲) ایثار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می شوند. اگر به هر دلیل بار مسوولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی تان فکر کنید و موقعیت ها را از دست ندهید. @mojaradan
رائفی پور 🔮 مهمترین معیار در انتخاب همسر 🔹امام خمینی(ره) می‌فرماید: سه تا خود هست، تا از اینها نگذری، خدایی نمیشی، بنده نمیشی، یکی خودخواهی، یکی خودرأیی و دیگری خودبینی؛ 🔸ما همگی بلااستثنا این سه تا رو داریم، منتها دوزش فرق داره، آدمهایی که اثر جهانی گذاشتند و ما همیشه ازشون یاد خیر می‌کنیم، کسانی‌اند که از اینها گذشتند، ما خودمون رو میخوایم و فقط خودمونیم و خودرأی هستیم! و در حد آدرس دادن توی ماشین خودرأیی داریم... 🔺بنده دلیل بسیاری از این ناآرامی‌ها در خانواده‌ها رو مَنیّت میدونم، الان اگر کسی از من بپرسه مهمترین معیارم رو در ازدواج چه چیزی قرار بدهم؟! میگم دنبال کسی باش که دنبال من (مَنیّت) نباشه، وگرنه حالت رو می‌گیره، آقا آخه نمازخوان هست، باشه، نمازخوان من‌دار نشونت میدم که حال کنی!! 🔸برعکس آنها من‌دارهاشون بدتر هم هست، آیه قرآن هم برای منیتشون ردیف می‌کنند، چنان منیت و تکبرشون رو اسلام‌مال می‌کنند که دهنت بسته میشه... 🔹از خودگذشتگی (و کوتاه اومدن) مهمترین عنصر هست، دو نفر که جلوی هم ایستادن، دارند یک طنابی رو میکِشن، میدونید کِی طناب پاره نمیشه؟! اگر هردوتا بکِشن پاره میشه، اگر یکی نگهداره، اون یکی بکِشه، بازهم پاره میشه، یکی باید طناب رو وِل کنه، یکی باید کوتاه بیاد @mojaradan
5.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_تصویری توصیه‌هایی برای همسران چگونه در تصمیم‌گیری‌های زندگی مشترک به تفاهم برسیم؟ 🎧 دکتر محمدی‌نیا روانشناس میگن بخاطر موضوعات مورد اختلاف، عشق و احترام بینتون رو از بین نبرید. @mojaradan ‌
🔴 مهم نماز یکشنبه‌های هرکس قصد توبه دارد بخواند🌸 🌟در فضيلت نماز روزهای یکشنبه ماه ذی القعده بسيار از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روايت شده كه: ✨توبه اش مقبول و گناهش آمرزيده شود. ✨ با ايمان بميرد. ✨ دينش گرفته نشود. ✨ قبرش گشاده و نوراني گردد. ✨ والدينش ازاو راضي گردند. ✨ مغفرت شامل حال والدين او و ذريّه او گردد. ✨ توسعه رزق پيدا كند. ✨ملك الموت با او در وقت مردن مدارا كند. ✨ به آسانی جان او بيرون شود. الّلهُــمَّـ؏جــِّل‌لِوَلیِّــڪَ الفــَرَج🙏 التماس دعای فرج♥️ @mojaradan