وقتی گوشیت رو حالتِ بیصداست و دایی ک زنگ میزنه و وقتی میای میبینی و زنگ میزنی میگه دلم خواس زنگ بزنم قطع کنم .
اولين چيزی که از شما تو بخش اورژانس میپرسن اينه که از يک تا ده به دردت چه شمارهای ميدی؟
اين سوال رو صدها بار از من پرسيدن . .
و يادمه يه بار وقتی که نمیتونستم نفس بکشم
و قفسه سينهام تو آتش میسوخت ، با اينکه نمیتونستم حرف بزنم ۹ تا انگشتم رو بالا گرفتم
و نُه رو نشون دادم . .
بعدا وقتی بهتر شدم پرستار اومد و بهم گفت که
من يه مبارز واقعی هستم .
ازم پرسيد : میدونی از کجا میدونم؟
چون دردی رو که ده بود، گفته بودم ۹
اما حرفش خيلی هم حقيقت نداشت، به خاطر شجاعتم به اون درد نگفتم ۹، دليل اينکه گفتم
۹ اين بود که درد شماره دهم رو نگه دارم برای
یه وقت دیگه . .
و الان وقتش بود ، ده بزرگ و وحشتناک از
دست دادن تو بود . .
رفتن تو درد شماره ده من بود .
- ژیهات
همه جا حرفِ مهربونیته (((((((:
شماها رو نمیدونم ولی این سرودا انقدر حسِ خوب و افتخار به من میدن که >>>>>>
اره من بعد از رفتنت و ۱۳ اسفند خوردم زمین و هیچ وقت این زخما و دلتنگیم تموم نمیشه .
ولی عزیزِ از دست رفته ام ، بزرگ شدم (: