امروز صبح که از خواب بیدار شدم، آرزو کردم ای کاش بیدار نمیشدم. کاشکی میمردم، اما چه جوری؟ نه آمدنمان دست خودمان است نه رفتنمان .
يفَ اُرسلُ لَكَ دقاتِ قَلبي حَتّيٰ تصدقُ،
اِنّي لا اَبرَعُ في نسیانِكْ؟
چگونه ضربان قلبم را برای تو بفرستم،
تا باور کنی من فراموش کردنت را بلد نیستم؟(((:
- ژیهات
دردودل با برادر:
وای من .
طرف تومار میفرسته و من در حد ی کلمه جوابشو میدم .
میگفت : ببخش که باهات تند برخورد کردم
ولی تو نیاز داشتی کسی قلبت رو بشکنه تا
خودت رو پیدا کنی ( :