نه تو میمانی و نه اندوه ،
و نه هیچ یک از مردُم این آبادی
به حباب نگرانِ لب یک رود قسم ،
و به کوتاهی آن لحظهی شادی که گذشت ،
غصه هم میگذرد .
آنچنانی که فقط خاطرهای خواهد ماند ،
لحظهها عریانند .
به تنِ لحظهی خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز : )
حسین ستودهenc_16990341131660715504371.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
- مثل ِتو مرد کمه ، ولی نامرد زیاده (:
آنهایی که به جزئیات کوچکی درموردِ من
که خودم متوجه آنها نیستم توجه دارند ،
قلبم را لمس میکنند .