السلام علیک یا رسول الله(ص)
دست حق آمد میان نور یقین را آفرید
ابتدای کار خود روح الامین را آفرید
تا به رقص آرد جهان را در پی اعجاز خود
بر سر انگشتر خلقت نگین را آفرید
ذره ای از نور بی پایان خود را تاب داد
از میان بنده هایش بهترین را آفرید
ما برای خلقت او از خدا متشکریم
با چنین لطفی که کرده بارها متشکریم
چشم حق هم رتبهٔ او را در این اطلس ندید
هیچ کس را در حد این غنچهٔ نورس ندید
پای کار زخم ها و دردهای بی شمار
چیزهایی دیده بود از او که در هر کس ندید
در غم امت، در امواج بلاهای عظیم
هیچ کس را جز رسولُ الله دلواپس ندید
از خدا متشکریم او شد رسول اللهِ ما
هر کجا پا می گذاریم او شده همراهِ ما
این چنین شد که رسولُ اللهِ خَلقُ الله شد
بیشتر از سایر پیغمبران دلخواه شد
گرچه اُمّی بود عزیز خاص این درگاه شد
سِرّ حق را بیشتر از دیگران آگاه شد
نور رویش حسرت نور هزاران ماه شد
در دل ظلمت به اذن حق چراغ راه شد
با دَمِ خُلق عظیمش رنگ و بو داده به ما
ما گدایش بوده ایم و آبرو داده به ما
پای تا سر دست حق او را مطهر کرده بود
انتخابش را همان لحظه مقدر کرده بود
هر ستاره شد چراغ چلچراغ باورش
آفتاب خلقتش شب را منور کرده بود
خاتم پیغمبری را کرده در انگشت او
از همان اول محمد را پیمبر کرده بود
آنکه فخر کائنات و فخر عالم گشته است
بر تمام انبیا اینک مقدّم گشته است
تا یتیم آمنه چشم یقین را باز کرد
در همان اول قدم روی زمین اعجاز کرد
سرنوشت آفرینش را به دست خود گرفت
کار خود را از همان روز نخست آغاز کرد
تا گره از روی پیشانی خلقت وا شود
عرشیان را پای کار آورده و دمساز کرد
کاش ما را هم به کار خود بگیرد لطف او
بعد از این در اختیار خود بگیرد لطف او
لطف او بنیان هستی را تکامل داده بود
انبیا را حرمتش دست توسل داده بود
سنگ خارا در کویر خشک و بیآب و علف
پیش پایش چون که افتاد از قضا گل داده بود
هر قَدَر بت بود در بتخانه ها ،در هم شکست
اعتبار لات و عزّی را تنزّل داده بود
چون رسول الله بوده با خودش اعجاز داشت
ظلمت و بیداد را از خاک هستی باز داشت
خود از اول نقشه ها در آستینش داشته
از همان گام نخستین در جهان گل کاشته
کاخ ظلمت با قدومش ناگهان در هم شکست
طاق کسری سجده آورد و ترک برداشته
زیر و رو کرده بنای ظلم را با گام خود
پرچم اُمّید بر بام جهان افراشته
یا رسول الله ما را هم اسیر خود بدار
ما ز پا افتادگان را در مسیر خود بدار
-----------------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
.
#بصیرتی
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد
باد آمد و مثل بید سینه زده ایم
چون بندهٔ زر خرید سینه زده ایم
مظلومیت حسین را نشنیدیم
زیر علم یزید سینه زده ایم
------------------------
✍شاعر: محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
فرقی دارد مگر کجا افتادیم؟
برگیم ،که زیر دست و پا افتادیم
کفگیر حسادت زمانه ما را
از بس که به هم زده است، جا افتادیم
-----------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
سرخورده تر از همیشه می تازدمان
خود می داند، که باز می بازدمان
ما ریشه گرفتیم در این خاک عزیز
طوفان نتواند که بیندازدمان
-----------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
گویند:" اگر تو را هدف هست بهشت
خاک ره سلطان نجف هست بهشت"
بسپار خودت را به علی و خوش باش
هر جا که علیست، آن طرف هست بهشت
--------------------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
بس گفته خدایش آفرین دستش را
بوسید امیر مؤمنین دستش را
تا اینکه امان نامه به دستش نرسد
داده است به خاطر همین دستش را
---------------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
#توسّل
دریای غم است و جزر و مد می گیرد
دست از دل خسته می رود می گیرد
هر جا گره در کار کسی می افتد
از دست اباالفضل مدد می گیرد
------------------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
#مثلی لا یبایع مثله
با بندهٔ زر خرید بیعت نکند
با طایفهٔ پلید بیعت نکند
هر کس به حسین دل سپرده،هرگز
با سلسلهٔ یزید بیعت نکند
--------------------------
✍شاعر: محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
السلام علیک یا ابا صالح (عج)
شب فراق بلند و سحر نمیآید
چرا صدای نفسهای در نمیآید؟
نشستهایم به اعجاز و ندبه خوان شدهایم
شب فراق چرا پس به سر نمیآید؟
طنین پرسش بی پاسخ است نبض ظهور
چرا به کوچهٔ ما رهگذر نمیآید؟
جهان شده پُرِ از بت،کجایی ابراهیم؟
چرا هنوز صدای تبر نمی آید؟
چقدر ساده به ما تکیه میکنی، آقا!
سپاهی از تن بیروح در نمیآید
کمان به دست نشسته است حرمله، اما
برای یاریتان یک نفر نمیآید
برای یاری خود آستین بزن بالا
ز دست مدعیان کار بر نمی آید
---------------------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
دنیا هر آنچه دارد از اعجاز مادر است
دارد رسالت و به گمانم پیمبر است
آرامش زمانه طلب از کسی مکن
وقتی بهشت زیر قدمهای مادر است
بیهوده نیست بوی خوش احساس می کنیم
از عطر مادر است، که دنیا معطر است
در پیلهٔ هوای کسان رفتنت خطاست
پرواز را نیاز به دو بال و دو پر است
نسبت مده خطای خودت را به دیگران
از آینه بپرس که از چه مکدر است؟
آه ای گلاب! غرّه به عطر خوشت مباش
کاین مستی مدام تو از لاله پرور است
هر کس که میوه چید ،بر این باورم،اگر
برده درخت را سپس از یاد کافر است
بی فایده است شخم زدن در زمین سفت
وقتی که رزق و روزی آدم مقرر است
هرگز نمیرسد به بلندای آسمان
پروانهای که پیله برایش مقدر است
امّا به یک اشاره ورق می شود عوض
گاهی دعا برابر تقدیر برتر است
همواره آفتاب بسوزاندش به قهر
هر کس که بیخبر ز دَمِ سایه گستر است
دارد به دست گنج و سپرده به زیر خاک
بیچاره غافل است و نفهمید گوهر است
کاسب همیشه در پی سودی فراتر است
نادان شکست خورده و دانا توانگر است
دنیا همیشه ساز مخالف نواخته است
هوشیار را چه حاجت این ساز خودسر است؟!
----------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
در فراق مادرم
نباشی گر تو در دنیا، نفس معنا نخواهد داشت
همه بود و نبود ما سپس معنا نخواهد داشت
بپر در آسمان آرزوها،تا پَری داری
جهان بی بال و پر غیر از قفس معنا نخواهد داشت
مبادا ساربان تنها گذارد همرهانش را
چو رفته کاروان، بانگ جرس معنا نخواهد داشت
نهال لحظه هایت را به دست این و آن مسپار
چو آفت سر در آورده،هرس معنا نخواهد داشت
به یغما بُرد اگر دزد آنچه را اندوختی یک عمر
میان کوچه فریاد عسس معنا نخواهد داشت
زمین افتاده را دریاب تا جان در بدن دارد
پس از جان دادنش، فریادرس معنا نخواهد داشت
-----------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53
نگذار دهان سنگ ها باز شود
با خواب تو قفل ننگ ها باز شود
آهوی خیابانی من! پلک نزن
ترسم قفس پلنگ ها باز شود
----------------------------
✍شاعر:محمدرضا مختارنژاد
https://eitaa.com/mokhtar53