ملجاء .
حي علي العزاء ..
- محرم ..
ماه ِحسين ،
خدانگهدارت !
نميدانم دوباره ..
تو را خواهم دید یا نه !
اما اگر وزیدي و ..
از سر ِکوي من گذشتي ،
سلامم را به اربابم برسان ( :
و اگر این آخرین محرمم باشد .
بگو همیشه برایت ،
مشکي به تن ميکرد و ..
دوست داشت نامش ..
با نام ِتو عجین شود ( :
گرچه جواني ميکرد ؛
اما از اعماق ِوجودش ..
دلبستهي حسین بود !
با چاي روضه صفا ميکرد و ..
سرش درد ميکرد براي نوکري !
محرم ماه ِاربابم ؛
تو را به خدا ميسپارم و ..
دلم شور ميزند ،
براي صفري ك ..
از سفر ميرسد ( :
ملجاء .
- محرم .. ماه ِحسين ، خدانگهدارت ! نميدانم دوباره .. تو را خواهم دید یا نه ! اما اگر وزیدي و .. از س
، اللّهمعجللولیكالفرج ؛