زن میرود و رفتن او شعریست
زن میرود و از رفتنش شاعری زاده میشود،
و من میدانم با رفتن کدام زن شاعر شدهام.
-حیدر ارگولن
هستی اما، کمرنگ
حرف میزنی اما، تلخ
محبت میکنی اما، سرد
چه اجباریست دوست داشتنِ من؟!
-فریبا وفی
همه ی آنهایی که مرا می شناسند
می دانند چه آدم حسودی هستم
و همه ی آنهایی که تو را می شناسند؛
لعنت به همه آنهایی که تو را میشناسند.
-نزارقبانی
چه فایدهای دارد؟
نگرانِ من باشی ولی از من دفاع نکنی؟
خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟
جای خالیام را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟
چه فایدهای دارد؟ در بینِ وسایلت باشم اما مهمترینشان نباشم.
-نزارقبانی