@monadi_school 4_5877656293535129791.mp3
زمان:
حجم:
1M
#حضرت_رقیهسلاماللهعلیها
#نوحه
#شب_سوم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━─────
بیا عمه که امشب، خرابه شده گلشن
پدر آمد و برگو، که چشم همه روشن
کنم جان به فدایش ، برای رونمایش
واویلا
بگوعمه که دیشب،پدرپیش که بودهست؟
چرا سرش شکسته، چرا لبش کبودست؟
کنم جان به فدایش ، برای رونمایش
واویلا
اگر بپا نخیزم، مگو ادب ندارد
که بهر عذرخواهی، رمق به لب ندارم
کنم جان به فدایت ، برای رونمایت
واویلا
پدر عمه به هرجا، سپر به کودکان شد
زبس سینه سپر کرد، قدش مثل کمان شد
کنم جان به فدایت ، برای رونمایت
واویلا
#علی_انسانی
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@monadi_school 4_5879908093348814351.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
#حضرت_رقیهسلاماللهعلیها
#زمزمه
#شب_سوم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━─────
چجوری با آبله هام بسازم
چجوری با چشم ترم بسوزم
تموم شب خوابم نبرده از درد
بابا ببین چی اومده به روزم
عمه میگه رفتی سفر قبوله
نگفتی چشم براهته یه دختر ؟
رفتی سفر قبول ولی چیجوری
اصغر باهات اومد بدون مادر
بابا منم میخوام تا همسفر تو باشم
تنگ دلم برای خنده های داداشم
بابا منم میخوام تا سفر کنم باهاتون
از تاریکی میترسم میترسم از بیابون
......
به جای اون دستای مهربونت
بابا به دور گردنم طنابه
جای من آغوش تو بوده حالا
خوابیده ام رو خاکای خرابه
بابا خبر داری با دست بسته
کوچه به کوچه ماهارو کشیدن
بابا خبر داری که توی بازار
نامحرما دردانه هاتو دیدن
وقتی قمر نباشه دق میکنه ستاره
بابا حجاب ما شد آستین پاره پاره
طعنه زدن به اشکام زخم دلم نمک خورد
هر دختری زمین خورد عمه باهاش کتک خورد
#میثم_مومنی_نژاد
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
@@monadi_school 4_5877656293535129797.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
#حضرت_رقیهسلاماللهعلیها
#شور
#شب_سوم_محرم۱۴۰۵
●━━━━━━─────
حیدر اباالفضل- زهرا رقیه
عمر عمو و-بابا رقیه
باب الحوائج همه دنیا رقیه
دردونه اباعبدالله
رونق دادی به خونه اباعبدالله
چه قدر ذوق می کنه عموت ابالفضل وقتی
که می شینی روی شونه اباعبدالله
نفس می گیریم با تو نفس می گیریم
بر می گردیمُ دوباره کارو دس می گیریم
به دستای بریده عمو عباست
به زودی حرم و دوباره پس می گیریم
....
مثل عقیله-محشر رقیه
باگریه رفته- منبر رقیه
ارامش دل علی اکبر رقیه
ای کوثر اباعبدالله
سیب دو نیم مادر اباعبدالله
همه ی شام و با عمه هات به هم می ریزین
ای مخدرات لشکر اباعبدالله
ابهت داره اره ابهت داره
تو نگاهت رو همه دلا اثر می ذاره
باید لرزه به کاخ اموی بندازی
تو که پدر بزرگت حیدر کراره
#علی_زمانیان
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
رجز خوانیشور؛ فاتح نبردیم.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
#امام_علی علیهالسلام
#رهبر_شهید
#شور
●━━━━━━─────
فاتح نبردیم تا با علی هستیم
شیعههای مردِ مردا علی هستیم
با سلاح ایمان هستیم توی میدون
مثل ذوالفقار مولا علی هستیم
آمادهایم
بازم برای فتح خیبر، علی
با رجز یا علی حیدر علی
مردونه میزنیم به لشکر
مردای ما
رو شونهها دارن علم، حیدری
نوای لبها دمبهدم حیدری
حیدریام حیدریام حیدری
ذکر فتح قلب قلعهٔ خیبر
حیدر مولانا علی حیدر
مولانا علی (حیدر)
ــــــــــــــــــــــ
تا آخر این راه یار ولی هستیم
توی دل میدون با همدلی هستیم
خالی نمیمونه معرکه یه لحظه
ما منتقمای سیدعلی هستیم
آمادهایم
برای نابودی دشمن، همه
بگذریم از جان و سر و تن، همه
فدا بشیم برای میهن
از رفتنِ
آقای ما اگه دلا خون شده
خاک وطن اگرچه گلگون شده
زمان نابودی صهیون شده
ذکر فتح قلب قلعهٔ خیبر
حیدر مولانا علی حیدر
مولانا علی (حیدر)
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
لطفا شما هم در ثواب نشر معارف و فیش های روضه اهلبیت علیهمالسلام شریک بشید
و مطالب رو برای دوستانتون بفرستید🙏
📹 لحظاتی کوتاه از برنامه شب دوم محرم
#شب_دوم
#استوری
#محرم۱۴۰۵
#برای_وطن_بمان
@monadi_school
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 قابهایی از حماسهخوانی شب دوم محرم
#شب_دوم
#محرم۱۴۰۵
#سید_محمد_رضایی
#برای_وطن_بمان
@monadi_school
سلام و احترام
عزاداریهاتون قبول🤲
اشعار و متون روضه #شب_چهارم_محرم۱۴۰۵ خدمتتون ارسال میشه🖤
#قسمت_اول
#متن_روضه
#حضرت_حر
#شب_چهارم_محرم۱۴۰۵
#اصحاب
●━━━━━━─────
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَحْمَةِ اللهِ الْوَاسِعَة وَ يَا بَابَ نِجَاتِ الاُمَة
این روزها که میگذرد غرقِ حسرتم
مثلِ قنوت های بدونِ اجابتم
بسته ست چشم های مرا غفلتِ گناه
تو حاضری منم که گرفتارِ غیبتم
مگه میشه تو روضه های جدت حاضر نباشی .. مگه میشه عزای محرم بیاد پرچمهای محرم بیاد مگه میشه نیای؟! تو صاحب عزایی .. تو حاضری اونی که غایبِ منم .. چشم بهم گذاشتیم شبِ چهارم رسید..
خالیست دستِ من به چه رویی بخوانمت
دل خوش کنم به چه! به گناهم؛ به طاعتم
آره دلم خوشه، اما دلم به اعمالم خوش نیست .. عملی ندارم .. من همونی ام که از عرفه جاموندم .. من همونی ام که از شبای احیا جا موندم .. اما دلم خوشه الان عزادارِ حسینم .. دلم خوشه فاطمه منو دعا کرده .. مگه تو اون حدیث تو کامل الزیارات نفرمود بی بی دو عالم تا پیغمبر فرمود فاطمه جان یه زمانی میرسه مردم برا حسینت دورِ هم جمع میشن، یه جوری براش گریه میکنن برا عزیزان خودشون اینجوری گریه نمیکنن .. گریه برا حسینت دوا برا همه دردای منه .. اونجا بی بی یه جمله فرمود؛ فرمود بابا سلام منو به گریه کن های حسینم برسان.. بگو فردای محشر میام دستِ تک تکشونُ میگیرم ..
من هرچه دارم از تو از این دوستیِ توست
اصلاً نمیتونم فکر کنم محرمُ از تو زندگیم حذف کنم.. از قبلِ محرم هی دلشوره داشتم .. هی میگفتی امسال روضه ها چی میشن، میتونم برم برا حسین گریه کنم یا نه .. یه روز نمیتونم بدونِ حسین زندگی کنم ..
من هرچه دارم از تو، از این دوستیِ توست
خیری ندیده ای تو ولی از رفاقتم
امشب اومدم اعتراف کنم رفیق خوبی نبودم .. امشب اومد اعتراف کنم دلتو شکستم ..
بگذر زِ رو سیاهی من ایها العزیز
حالا که سویت آمده ام غرق حاجتم
آن روز میرسد که فدایی تو شوم
من بیقرارِ لحظۀ نابِ شهادتم
بگذار با نگاهِ تو مانندِ حر شوم
امشب اجازه دارم نام حر رو ببرم؟! این صحابی و این شهیدِ در رکابِ حسین که به من و تو راه رو یاد داده .. راه رو برا منه گنهکار باز کرده ..
بگذار با نگاهِ تو مانندِ حر شوم
با گوشه چشم خود برهان از اسارتم
مگه نمیگن حسین کشتی نجاتِ .. مگه نفرمود کُلُّنا سَفنُ النِّجاة وَ لکِن سَفینةُ جَدِیَّ الحُسَیْن أَوسَع وَ فی لُجَجِ البِحار أَسْرَع .. کشتی حسین زودتر به مقصد میرسه .. مگه نفرمود اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة .. مگه نفرمود هرکی گم شده راه رو با حسین پیدا کنه .. خوش به حاله اونی که گم میشه و تو راه حسین خودشو پیدا میکنه آی دلای کربلایی .. آقاجان یکی دو ساله راه حرمت بسته شده .. آقا بیش از این ما رو تنبیه نکن قول میدم شبِ حر آدم بشم .. قول میدم همون نوکری بشم که تو میخوای .. هرچی میخوای ازم بگیر، کربلاتُ نگیر ..
میگفت تو حرم ابی عبدالله نشسته بودیم یه موقع یه کاروانِ آذری زبان وارد حرم شدن .. سر وضعشون همۀ حرم رو بهم ریخت .. لباسا همه پاره سر و صورت سوخته، چهره ها همه آفتاب دیده .. وارد حرم شدن یه عده سینه زنان به عده لطمه زنان رسیدن کنارِ ضریح . همه به حال و روزِ اینا گریه میکرد یه موقع روضه خوانِ کاروان شروع کرد آذری حرف زدن رو به ضریح دیدم این جمعیت مثه اسپندِ رو تو آتیش دارن میسوزن سوال کردم ببینم چی مگن به آذری! گفتن داره میگه یااباعبدالله ما دوازده روزِ تو راهیم .. پیاده اومدیم گم شدیم چندتا شهر رو اشتباهی رفتیم اما بالاخره تو رو پیدا کردیم بعدِ دوازده روز تشنه و گرسنه .. حسین جان ما تو دنیا گشتیم بالاخره تو رو پیدا کردیم .. قیامت تو بگرد ما رو پیدا کن .. ما تو گناه گم شدیم .. همون کاری که با حر کردی با ما بکن .. اومد محضرِ ابی عبدالله یه سوال کرد، یه جواب شنید .. اومد محضر ابی عبدالله هلی من توبه؟! آیا من میتونم توبه کنم .. ابی عبدالله بغلش رو باز کرد .. به گذشتۀ حر نگاه نکرد .. خطاشُ به روش نیاورد .. تا گفت اجازه دارم توبه کنم امام ازش استقبال کرد ..
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
#قسمت_دوم
#متن_روضه
#حضرت_حر
#شب_چهارم_محرم۱۴۰۵
#اصحاب
●━━━━━━─────
چه کردی حسین جان .. میتونست نگاه ِمثل شمر به او بشه .. یه قدم برداشت برا سیدالشهدا نمیدونم با دلش چه کرد ، روز عاشورا که شد میدیدن این مثلِ مار گزیده به خودش می تابه .. بعضی ها بهش گفتن ترسیدی؟! اینهمه جنگ رفتی ، این که جنگی نیست .. اینجا مگه چند نفرند ؟! جنگ ها رفتیم که هم اندازه ایم لشکر مقابلِ لشکرِ تو فرمانده بودی .. گفت خودمُ بینِ بهشت و جهنم میبینم .. رو نداره بیاد .. مگه برا منم جا هست اصلا ..
از شبِ نهم به بعد صدای العطش اطفال بلنده .. من دلِ زینبشُ لرزوندم .. فکر اصلا نمیکرد . تصمیم گرفت گفت میرم رو میزنم دیگه .. رفعت الی الکریم .. میرم درِ خونه کریم .. امیدم نداشت اصلا از سوالش معلومه .. داشت میرفت یه جوری این آسمونُ نگاه کرد گفت«اللّهم انّی تبت فتب علی فقد ارعبت قلوب اولیائک و اولاد بنت نبیک» خدایا من دل لرزوندم ، دلِ ناموسِ رسول خدا رو لرزوندم ..اومد مقابل حضرت سرشم بلند نکرد ، گفت السلام علیک یا اباعبدالله .. اینطوری هم میخری ؟! هل من توبه ؟! امیدِ توبه برا من هست ؟! فرمود : «نعم یتوب اللّه علیک و یغفر لک ما اسمک» .. خوش آمدی .. منتظرت بودم .. هرکس خواست بره میدان باید به پای حضرت می افتاد این یکی استثناییِ .. گفت میشه من برم ؟! گفت تو برو .. تو زود برو .. صدای العطش تو رو اذیت میکنه .. رفت میدان خطبه خواند ، جنگید .. سپرش رو نوشتن کل قنفذ شد انقدر بهش نیزه پرتاب کردن .. بد بود برا اونا فرمانده لشکر بیاد این طرف به جا اینکه تیر بزنن با کینه و غضب نیزه میزدن که سپر مبارکش مثه خارپشت شد نه از تیر که از نیزه ..
زمین که افتاد ننوشته اند که صدا کنه امام حسینُ به خطر بیفته بیاد وسطِ میدان . یه لحظه چشمشُ باز کرد .. دید سرش در آغوشِ سیدالشهداست .. اول از دلش درآورد .. فرمود «انت الحرّ کما سمّتک امّک، أنت الحرّ ان شاء اللّه فی الدّنیا و الآخرة».. تو آزاد مردی .. مادرت درست اسم گذاشته ..
من ندیدم تو کربلا امام حسین برای شهیدی مداحی کرده باشه جز اینجا .. اینجا بالاسرش نگاه کرد دید این حر اگه اونور بود به غنیمت میرسید .. اینور نیزه ها به بدنش خورده .. حر با حالت شرم از دنیا رفت .. تو شهدای کربلا چندتا اینجور بیشتر نداریم ، یکی حرِ با شرم از دنیا رفت ، یکی قمر بنی هاشمِ ...
سیدالشهدا هم براش مایه گذاشت بالاسرش زبان گرفت .. لنعْمَ الْحُر حر بنی ریاح .. آزادمرد تویی فقط حر بنی ریاحی .. صبور عند مختلف رماحی .. نیزه زدن صبر کردی .. حسین جان بمیرم برات .. سر تائب رو به آغوش گرفتی براش خواندی .. ساعاتی گذشت خودش موند تو قتلگاه کسی نبود .. کسی بالاسرش نبود..
داشت ذکر میگفت .. سیکنه خاتون میفرماید ، در لهوفِ .. جده ام زهرای اطهر رو خواب دیدم اونجا برای حر شما خواندی اینجا حضرت سیکنه میفرماید مادرت برات میخواند .. واذبیحا .. وا غربتا .. وا حسینا .. بنیَ .. قتلوکَ .. قدرتُ نشناختن و ما عرفوک ...
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ