یاور منادی باشید... 🌹
اگر این اشعار و سبکهای سینهزنی را پسندیدهاید، آنها را برای دیگران هم بفرستید.
شاید همین فایل که امروز برای یک دوست ارسال میکنید، فردا در مجلسی به نام امام حسین(ع) خوانده شود و شما در ثواب آن شریک باشید.
پس این کانال را به دوستان خود معرفی کنید و مطالب را در گروهها و کانالهای هیئتی منتشر کنید تا افراد بیشتری از این محتوا بهرهمند شوند.
خدا خیرتان بدهد؛ به امید اینکه همه با هم منادیِ اهلبیت(ع) باشیم. 🌹
@monadi_school
#اعلام_جلسات
🏴 صدای قدمهایش را میشنوی؟!
مراسم ظهر عاشورای حسینی
▪️ظهر عاشورا
سخنران:
حجتالاسلام ماندگاری
مداح:
کربلایی سید محمد رضایی
🗓 زمان:
پنجشنبه ۴ تیرماه از نماز ظهر و عصر
مکان:
اصفهان، خیابان آیت الله غفاری، آستان حضرت زینب خواهر امام رضا علیهماالسلام
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
هم اکنون | مداحی کربلایی سیدمحمد رضایی در مراسم ظهر عاشورا
📍در حرم خواهر خورشید
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
هم اکنون | مداحی کربلایی سیدمحمد رضایی در مراسم ظهر عاشورا
📍در حرم خواهر خورشید
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
هم اکنون | مداحی کربلایی سیدمحمد رضایی در مراسم ظهر عاشورا
📍در حرم خواهر خورشید
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
سلام و احترام
اَعْظَمَ اللهُ اُجُورَنا وَاُجورَکُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَجَعَلَنا وَاِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ
لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا اَبا عَبْدِاللهِ
لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا اَبا عَبْدِاللهِ
لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا اَبا عَبْدِاللهِ😭
عزاداریهاتون قبول🏴
اشعار و متون روضه #شب_یازدهم_محرم۱۴۰۵ خدمتتون ارسال میشه🖤
#قسمت_اول
#متن_روضه
#شام_غریبان
#شب_یازدهم_محرم۱۴۰۵
#روضه
●━━━━━━───────
عزا گرفته ام آقا، عزا برای حسین
بیا به شام غریبان روضه های حسین
بیا که روضه امشب فقط به پای شماست
بیا که سر بگذارم فقط به پای حسین
بگو در اين دهه آقا چرا نمردم من؟!
چرا که عهد نمودم شوم فدای حسین
چقد زود گذشت این شب های عزای ابی عبدالله...
بیا که با تو بسوزم به روضهی امشب
برای حضرت زینب، و یا برای حسین
کدام روضه نگاه تو زخم کرده بگو
کدام روضه ی جانسوز کربلای حسین
بالاترین روضهی ای که اگه حضرت بخواد اشاره کنه امشب اینه...
بخوان برای اسیری عمه ات زینب
بخوان ز روضه آتش به خیمه های حسین
بخوان برای گلوی بریده امروز
بخوان برای سرِ از بدن جدای حسین
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
سر شریف بریده مِنَ القَفای حسین
این سرگشتگی که داری هر سال شام غریبان، دلیلش اینه. مسیر روضه های هر شبت معلومه کجا باید بری. امشب نمیدونی باید چیکار کنی! این قدر روضه خون امشب داره. یه روضه خونه پشت خیمه ها رو خاک نشسته. هی میگه گلم لالا علی لالا لالایی... روضه خون اصلیش خواهرش زینبه چه روضه هایی خونده. چه روضه ای خونده کنار گودال. خطابش به رسول خدا بود. " صلی علیک ملیک السماء... هذا حسینک مُرَمَّل بالدِّماء " این همین حسینی ست که يه روز جاش رو سینه تو بود. یا جداه! عمه سادات چیزی از روضه کم نمیذاره. " هذا حسینک مُرَمَّل بالدِّماء، مقطع الأعضا مَسلوبُ العمامه و الرًّدا مَجذوذُ الرأس من القفا. " اگه حواست جمع باشه امشب باید پای همه این روضه ها ناله بزنی...
بی تن افتادی
رو خاکستر روشن افتادی
تو آتیش شبیه من افتادی
مادر
بعضیا تازه فهمیدن روضه خون کیه...
ای سر سوخته
بمیره برات مادر سوخته
خبر داری از خواهر سوخته
مادر
قبل غروب داشتن میزدنت
زنده بودی پیرهن داشت بدنت
بعد غروب عریان افتاده بود
چادرمو انداختم روی تنت
اولین باره امشب
که از، زینبم خیلی دوری
جات روی پای من بود
حالا، اما کنج تنوری
«یا بُنَیَّ بُنَیَّ حسین، یا بُنَیَّ بُنَیَّ»
حالا که روضه خون مادرشه، حقشو باید ادا کنی...
آخ دلم خونه
همون مویی که میزدم شونه
حالا پنجه خورده پریشونه
مادر
وای ازین حنجر
تازه این شب اوله ای سر
هنوز کلی راه مونده تا آخر
مادر
حضرت زهرا روضه ها رو پیش پیش داره میخونه...
مجلس اون ملعون مونده هنوز
چوب و لب و دندون مونده هنوز
یه جا دیگه دل زهرا رو آتیش میزنه...
کنج خرابه باید برسی
بین طبق مهمون مونده هنوز
میسوزونه وجوده
منو، خاک و خون سر تو
میکُشه بچه هاتو
ولی، بوی نون سر تو
《 یا بُنَیَّ بُنَیَّ حسین، یا بُنَیَّ بُنَیَّ 》
نوشتن، عمه سادات دیگه هیچ جوهره ای تو صداش باقی نمونده بود. دیگه کارهای زینب به اشاره بود. ام کلثوم کمکش میکرد. سکینه خانم کمکش میکرد. چند بار، تو تاریکی هی سرشماری کردن هی دیدن چند تا از بچه ها کمن. میگن دو تا لیف خرما آتیش زدن مسیر رو با ام کلثوم رفتن. دو تا بچه ها رو دست گردن هم دیدن. اسب ها از روی این بدن ها رد شده بودن. بدنهای بی جانو رو دست گرفتن. حالا همه رو آروم کرد. خیلی سخت گذشت به حضرت زینب. حساب کن مثلا، رقیه خانم رو با چه سختی آروم کنن. همه رو آروم کرد یه وقت دید یه صدا ناله وای وای وای... جیگرو داره پاره پاره میکنه. اومد پشت خیمه ها دید رو خاکا نشسته. گفت رباب چرا اینطوری داری ناله میزنی؟ ببین من همه رو آروم کردم. گفت دست خودم نیست خانم! یه جرعه آب به ما دادن، تا حالا اصغر داشتم شیر نداشتم. حالا شیر دارم اصغر ندارم. هنوز صدا ناله هاش تو گوشمه. ای حسین...
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
#قسمت_دوم
#متن_روضه
#شب_یازدهم_محرم۱۴۰۵
#شام_غریبان
#روضه
●━━━━━━─────
ای تشنه ای که شرح غمت در بیان نبود
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
ناراحتم زیاد نماندم کنار تو
اجازه ندادن امروز به عمه سادات...
شمر آمد و برای نشستن زمان نبود
ای کاش در رکوع، عقیق از تو میگرفت
ای کاش بین قافله ای ساربان نبود
ماندم چرا به زور کشیدند از تنت
آخر لباس کهنهی تو که گران نبود
گفتم به آفتاب نتابد روی تنت
شرمنده ام که روی تنت سایه بان نبود
با لشکری برای سرت جنگ کرده ام
پس حق بده اگر که به جسمم توان نبود
غیرتیا! گفت داداش...!
دیروز شش برادر کرّار داشتم
امروز دور خواهر تو جز سنان نبود
آغوش من که هست چرا مانده ای به خاک
جای تن تو بر روی ریگ روان نبود
لعنت به این سفر که بدون تو میروم
تنها شدن که حق منه نیمه جان نبود
باد صبا ببر به نجف روضه مرا
روضه بخوان که دخت علی در امان نبود
ما رسم مان شهادت و از جان گذاشتن است
اما دگر اسیر شدن رسم مان نبود
تا حالا ازین خانواده زنی رو نبردن...
این یه روضه خون! یه روضه خون داره حسین امروز، الهی براش بمیرم! گفت نگاه کردم. دیدم وقتی خیمه ها رو آتیش زدن، یه دختربچه داره میدوه. دامن عربیش آتیش گرفته. زود خودمو رسوندم. گفتم به دادش نرسم بچه سوخته. سریع اومدم آتیش دامنشو خاموش کردم. بچه داره میلرزه، دستشو رو سرش گذاشته به امان. گفتم کاری باهات ندارم. اینا که از دشمن همچین چیزی ندیده بودن، مهربانی از دشمن! وقتیکه دید آتیش دامنشو خاموش کرد، دیدم هی میخواد چیزی طلب کنه اما نمیخواد بیان کنه. گفتم چی میخوای؟ بگو! من اصرار کردم گفت. تو خورجین اسبت یه مقدار آب داری؟ سه روزه اینا آبو بستن به خیمه ها. یه مقدار آب دستش دادم. دیدم هی نگاه به آب میکنه، هی گریه میکنه. گفتم مگه آب نمیخواستی چرا نمیخوری؟! گفت به من بگو راه گودال از کدوم طرفه! میخوام برم به بابام بگم آب آزاد شده. هنوز صدای العطشش به گوشمه. اما یه روضه خون امشب هست، افضلِ بر همه روضه خوانهاست. این روضه خون امشب کربلا نیست کوفه ست! کنار تنور خولی اومده این روضه خون. با قد خمیده شده اومده این روضه خون...
┄┄┅┅┅❅🥀❅┅┅┅┄┄
•---✾آموزش مداحی منادی 👇
https://eitaa.com/monadi_school
┄┅═✧❁🌹🥀🌹❁✧═┅┄
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ