عراقچی وزیر خارجه در پستی اعلام کرد:
در پی اعلام آتشبس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتشبس بهطور کامل آزاد اعلام میشود.
این تردد باید در مسیر هماهنگشده و از پیش اعلامشده توسط سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد.
///
این تصمیم دولت که عراقچی اعلام کرده یعنی باز شدن کامل تنگه هرمز و خارج کردن کنترل آن از دست نیروهای مسلح ایران که مغایرت کاملا محرزی با فرمان امام جامعه مبنی بر مسدود ماندن تنگه هرمز و اعمال حکمرانی کشور ما با شرایط جدید دارد. توضیح هم به مردم نمیدهند که چرا چنین تصمیماتی اتخاذ میکنند. کسی هم انتقاد کند مورد هجمه و تهمت و تخریبگری یک مشت رسانه وفاقی با ظاهر انقلابی قرار میگیرند که تصمیمات این جماعت هماهنگ شده است و....
تکلیف چیست؟
دکترروح الله ایزد خواه نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی :
بازشدن تنگه هرمز قطعاً برخلاف رای ملت و نمایندگان مردم است. هر توجیهی هم باشد از سیاسیون قبول نمیکنیم.
در این شرایط تاریخی، مجلس را عمداً تعطیل نگهداشتهاند تا رأس امور خودشان باشند و دولت هم طبق وفاق با آنها هرکار میخواهد بکند.
رئیس محترم و معزز مجلس مدتهاست که از صحن علنی عبور کرده و تصمیم خود را به مثابه رای مجلس قلمداد میکند و نیازی به مشارکت نمایندگان در تعیین تکلیف مملکت نمیبیند.
در شرایطی که مجلس خبرگان زیر هدفگیری مستقیم دشمن جلسه حضوری میگذارد، تعطیل ماندن صحن علنی مجلس شورای اسلامی حتی در زمان سکوت نظامی، چه معنی دیگری غیر از این دارد؟
از ما همین گفتن برمیآید و لاغیر. ژست وحدت هم بماند برای از ما بهتران.
والسلام
ترامپ در صفحه خود نوشت:
تنگه هرمز کاملاً باز و آماده برای تجارت و ترانزیت کامل است، اما محاصره دریایی فقط برای ایران به قوت خود باقی خواهد ماند تا زمانی که توافق ما با ایران ۱۰۰ درصد انجام شود.
این اقدام باید خیلی سریع انجام شود زیرا اکثر موارد قبلاً مذاکره شده است.
برادران عزیز رزمنده! خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود.
《 بخشی از اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب》
کشور به یک سخنگوی واحد که مورد قبول مردم باشه نیاز دارند؛ عوارض بی اعتمادی مردم با توجه به جنگ رسانهای سنگین دشمن عوارض سنگینی برای آیندهی کشور خواهد داشت.
ما با دو نوع اروپا روبهرو هستیم:
۱) اروپای قارهای/اوراسیایی (غربی– شرقی) که میتواند با روسیه و چین و از طریق کمربند جاده ابریشم با ایران پیوند بخورد.
۲) اروپای اطلسی/جزیرهای (مثل انگلستان) که بیشتر متکی بر دریاست و در مدار آمریکا قرار دارد.
امروز هر دو اروپا یک تهدید مشترک دارند: آمریکا.
آمریکا میخواهد منطقه وسیعی از قطب شمال تا آمریکای لاتین را به حیات خلوت خود تبدیل کند و ابزار اصلی این سلطه را پترودلار میداند. در برابر این وضعیت، اروپا سعی کرده یورو را تقویت کند و از سلطه دلار فاصله بگیرد.
در بحران اخیر تنگه هرمز – که باعث اختلال جدی در جریان انرژی شد – اروپا مستقیماً وارد جنگ ایران و آمریکا نشد، هم به دلیل تجربه تلخ تاریخی (مثل ماجرای کانال سوئز و کنار گذاشته شدن انگلستان توسط آمریکا و شوروی) و هم به این دلیل که از زیر سایه آمریکا بودن نگران است. انگلستان نیز بهجای حمایت از آمریکا، عملاً اجازه داده ایران ضربه را به آمریکا وارد کند.
با تشدید بحران و بستهشدن تنگه هرمز، کمبود سوخت در اروپا جدی شد؛ تا حدی که رئیس هواپیمایی اروپا از ذخیره سوخت فقط سههفتهای خبر داد. در این فضا، نخستوزیر ایتالیا از تصمیم مشترک با فرانسه برای مذاکره مستقیم با ایران پرده برداشت. این حرکت جرقهای برای فاصلهگرفتن اروپای اوراسیایی از اروپای اطلسیِ زیرسلطه آمریکا است؛ زیرا اگر اروپا برای تأمین انرژی به ایران و روسیه متکی شود، زنجیره قدرت آمریکا (بر پایه پترودلار و کنترل منابع) تضعیف میشود.
فراتر از نفت و گاز، برگ برنده مهم ایران ، گاز هلیوم است؛ عنصری حیاتی و بدون جایگزین در صنعت ریزتراشهها. تایوان – که حدود ۹۰٪ تراشههای فوقپیشرفته جهان را تولید میکند – بهشدت به هلیوم وابسته است. قطر که حدود یکسوم هلیوم جهان را در مجتمع رأس لافان تولید میکند، برای صادرات به شرق آسیا کاملاً وابسته به تنگه هرمز است. توقف صدها کانتینر هلیوم مایع در نزدیکی هرمز و ناتوانی آمریکا در باز کردن این مسیر، نشان داد واشنگتن دیگر تضمینکننده امنیت تکنولوژی جهانی نیست و همین موضوع در تایوان یک زلزله سیاسی ایجاد کرده است.
در ادامه، رهبر اپوزیسیون تایوان برای درک این تغییر و یافتن جایگاه تازه کشورش، مستقیم به پکن میرود تا با شی جینپینگ گفتوگو کند و تایوان را در سازوکار جدید انرژی شرق جا بدهد؛ سازوکاری که در آن ایران، بهعنوان متحد چین، نقش کلیدی دارد.
این مجموعه تحولات نشانه یک تغییر بزرگ در نظم جهانی است:
خروج همزمان غرب آسیا (با محوریت ایران) و شرق آسیا (با محوریت چین) از زیر سلطه ۲۰۰ ساله غرب. زمانی که کشورهای سنتاً متحد آمریکا، مانند فرانسه، ایتالیا و تایوان، برای بقا و امنیت انرژی خود به سمت تهران و پکن متمایل میشوند، چتر امنیتی واشنگتن در حال از بین رفتن است.
در نتیجهگیری، ایران در مرکز نقشه نظم جدید تصویر میشود:
کشوری که نه فقط با قدرت نظامی (موشکی)، بلکه با کنترل و مدیریت مسیرهای حیاتی انرژی و مواد استراتژیک (مثل نفت، گاز و هلیوم) در حال تعریف قواعد جدید بازی در اوراسیاست و این روند میتواند به پایان سلطه آمریکا منجر شود.
《دکتر محمد سجاد شیرودی》
اجتماع به عشق وطن
مداحان :
حاج محمدرضا طاهری
حاج مجتبی رمضانی
کربلایی حسین طاهری
کربلایی علیرضا طاهری
جمعه ۲۸ فروردین ساعت۲۰
تهران میدان انقلاب