eitaa logo
مُنـجیِِدِله‍ـا³¹³
333 دنبال‌کننده
248 عکس
74 ویدیو
0 فایل
جایی‌عشق‌او‌در‌قلب‌نوجوانان‌جوونه‌میزند🌱 : ) کپی؟خوشحال‌ میشم‌ که‌ نشر‌ بدین؛ حلاله راه ارتباط ناشناس ؛ سنجاقِ چنل روچک کنید . راه ارتباط شناس ؛ @nor_aaa
مشاهده در ایتا
دانلود
- سخنان محمد‌بن‌عیسای‌بحرینی به خدا و امام زمان گفته شده اونقدر گریه و زاری میکنه که هر لحظه ممکنه از حال بره🙂❤️‍🩹
ناگهان میان هق هق های او صدایی میاید : ای محمد‌بن‌عیسی حاجتت رو بگو من صاخب الزمان هستم :)
برای محمد‌بن‌عیسی انگار که یک دنیا آرامش آوردن بریده بریده میگه که ؛ اگر شما امام زمانید پس‌حتما مشکلم رو میدونید ! امام زمان هم ماجرا را یه بار دیگر برایش بازگو میکند محمد از ته دل خوشحالِ و نمیتونه جلوی اشک ذوقش رو بگیره .
محمد‌بن‌عیسی در حالی برمیگردد که راه حل این مشکل را با خود دارد .✨👤 و در حالی که تمام شیعیان نا امید بودن اما بعد از سه روز یه لبخند از ته دل میزنن : ) و بعدش به قصر حاکم بحرین میرن در صورتی که حاکم انتظار دارد جوابی نداشته و تسلیم باشن اما اونا میگن که ما جوابی برای این موضوع داریم امااا اینجا نمیشه خونه ، خونه وزیر اونجا فقط ما میگیم ! وزیر تا اینو میشنوه سرخ و سفید میشه😄
اما حاکم قبول میکنه وقتی به خونه وزیر میرسن شیعیان به حاکم میگن جواب ما در اون اتاقِ ، وزیر خیلی عصبانی میشه میخواد جلوی اونا رو بگیره😡👊🏻
با یه تاخیر طولانی بریم ادامش؟ :) از اونجایی که حاکم دنبال حقیقتِ به وزیر این اجازه رو نمیده تا مخالف کنه ! وزیرم تندی میدوعه که زودتر بره تو اتاق مثل اینکه میخواد یه چیزی رو برداره🤨 امااا محمد‌بن‌عیسی زود تر میدوعه میره تو اتاق🚶🏻 (گفتم‌یکم‌خودمونی‌تر‌بگم‌براتون)
وقتی داخل اتاق میرن . . محمد‌بن‌عیسی به دیوار های اتاق خوب نگاه میکنه ، به سمت یه سوراخی میره دستش رو داخل اون سوراخ میکنه و کیسه ی سفید رنگی رو بیرون میاره بعد از درون اون کیسه‌ه‌ه ؛ یک قالب گلی بیرون میاره که روش همون جملاتی نوشته شده که روی انار به صورت برجسته بود فکر میکنید تو این لحظات واکنش وزیر چی بود؟ به روایت تصویر:😰
و محمد‌بن‌عیسی برای حاکم توضیح میده که ؛ این قالب گلی رو وزیر شما درست کرده وزیر شما این قالب رو که به دو قسمت تقسیم میشه هنگامی که انار کوچیک بوده دور اون بسته و به مرور زمان انارم بزرگ تر شده و این جملات به صورت طبیعی در اون فرو میرفته🍃✨
همه مات و مبهوت فقط نگاه میکنند تا اینکه محمد‌بن‌عیسی میگه ما دلیل دیگری هم داریم‌م‌م ! اگر انار شکسته بشه از اون دود و خاکستر بلند میشه حاکم به وزیر در حالی که از عصبانیت سرخ شده دستور میده تا این کار رو بکنه ،،، و وزیر اون رو در دستش فشار میده تا بشکنه و طبق صحبت ‌محمد‌بن‌عیسی از انار دود و خاکستر بلند میشه😧 ! حاکم همینطورکه حیرت زده شده از محمد‌بن‌عیسی میپرسه که چطور به راز این انار با خبر شدی ؟ آگاه شدی ؟ چون اینکه خودت پی بره باشی غیر‌ممکنِ😶 وقتی ماجرا رو براش تعریف میکنن با چشمانی پر از اشک و لب هایی که به سختی باز میشه میگه که💔 ؛
گواهی میدهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و بنده و فرستاده اوست و خلیفه ی محمد ، علی‌ بن‌ ابیطالب است و پس از او حسن بن علی و پس از او حسین بن علی و پس از او . . . و شهادت میدهم که من از شیعیان علی بن ابیطالب و مولای شما هستم : ) خلاصه که حاکم ایمان میارهُ وزیر رو به سزای عملش میرسونه !
دوستان‌طولانی ای بود ؛ ولی از خوندش پشیمون‌ نمیشی •ᴗ•