"اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی."
- صادق هدایت
کارهای عقب افتاده ام رو انجام دادم ، حالا تنها عقب افتاده ای که باقی مونده خودمم.
-توییتی/tweety
خیال نکن اگر چشم عقلت را باز کردی، پایش را میگذارد روی سردلت. عقل خودش معلم کلاس عشق است . .
جرعه ای از قهوه تلخ سرد شده رو برویش سر کشید .
خوب میدانست محکوم به سکوت بودن یعنی چه؛ جانش مکیده میشد و لبخند به لبش داشت که مبادا پیمانش را بشکند .
دندان هایش از درد فشرده شدن به هم ، دیگر نای جویدن نداشت و استخوان هایش شکسته شده تر از آنی بود که دوباره بایستد .
محکوم به سکوت بود و این یعنی فریادی که روشن تر از همیشه خواهد بود .