من فرار کردم از حقیقتی که شکنجهیِ جماعت امروز است من ندانستم بر خستگی باید به خواب رفت اکنون هم زندانی خوابیام ،نمیدانم دیگران صرفا روحن یا تکهای از زندگی. اکنون که به پایان خط نزدیک هستیم مهمان استراحت یکی دورزهی زندگیات شو. گفتگویِ او در آیینه به صلح میرسد اما امروز نه.