eitaa logo
مُنهِك؛
40 دنبال‌کننده
46 عکس
3 ویدیو
0 فایل
نگاهی به دور دست ها می‌کرد؛ عرق پیشانی اش را پاک کرد و رو به جوانی اش گفت - بی خبر میگذرد عمر گرامی؛ افسوس.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مُنهِك؛
درس بس
اما نمی‌دانی چه شب هایی سحر کرده ام بی آنکه یک دم مهربان باشند باهم پلک های من .
قند زائر همیشه می افتد از تماشای قد ایوانش بی سبب نیست اینکه می گویند؛ نجف است و دهین فروشانش..
روحم در مشهد ، قلبم در کربلا و یادم در بقیع به حق بگو ببینم ، چنین متلاشی شدن رواست؟
-