eitaa logo
مُنهِك؛
40 دنبال‌کننده
46 عکس
3 ویدیو
0 فایل
نگاهی به دور دست ها می‌کرد؛ عرق پیشانی اش را پاک کرد و رو به جوانی اش گفت - بی خبر میگذرد عمر گرامی؛ افسوس.
مشاهده در ایتا
دانلود
آدم‌ها همدیگر را با کلمات به دست ‌می‌آورند و با رفتار از دست می‌دهند .
من فرار کردم از حقیقتی که شکنجه‌یِ جماعت امروز است من ندانستم بر خستگی باید به خواب رفت اکنون هم زندانی خوابی‌ام ،نمی‌دانم دیگران صرفا روحن یا تکه‌ای از زندگی. اکنون که به پایان خط نزدیک هستیم مهمان استراحت یکی دورزه‌ی زندگی‌ات شو. گفت‌گویِ او در آیینه به صلح می‌رسد اما امروز نه.
در وفاداری ندیدم هیچ‌کس را مثل تو ای غم، از حالِ دلم یک لحظه غافل نیستی . .
روح من زیبا بود، اما تو در آن رنج کاشتی.
کمی دیر آمدی ای عشق اما باز با این حال ، اگر چیزی از این غارت‌زده باقیست غارت کن .
خستم کردی زیست. یا تو باید تموم شی یا من.
تاحالا واسه خستگی گریه کردید؟ خستگی از استرس، کارهای تلمبار شده، استرس، ناکامی، استرس.
‏من یه روز بیش از حد معاشرت می‌کنم و روز بعد احساس می‌کنم باید برم تو جنگل گم بشم و یه هفته پیدام نشه.
نتیجه‌ی توقع داشتن از ادما، فقط ناراحتیه.
خوش به حال دل فرهاد در مدت عمر، مزه تلخ ترین خاطره اش، شیرین بود . .
وأنَّ الله سيُعوِّضنا عَمَّا مَرَرْنا بِه. «و خدا آنچه را که به ما گذشت جبران خواهد کرد.»
-