eitaa logo
مُنیل🌱
1.7هزار دنبال‌کننده
828 عکس
419 ویدیو
6 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
هر ساعتی که میگذشت شلوغ تر می‌شد. خیلی ازماها ممکنه به یکی از ائمه بیشتر از بقیه ی معصومین تمایل عاطفی و انس داشته باشیم؛‌ ولی امام حسین لغت مشترک تمام درمونده هاست :) پیش از سفر آدرس ۵ تا گاراژ رو ذخیره کرده بودم اما دایی گفتن از شرطه ها بپرسیم بهتره. شام رو در زیباترین ویوی زندگیم به روح و جسمم تزریق کردم و رفتیم به آدرسی که گفته بودن ؛ بیست دقیقه دنبال ماشین برای مرز شلمچه بودیم اما مقصدشون یا مهران بود یا سامرا🥲 نمیدونید چقدر قشنگ بود صحنه ای که پسرهای عرب با کارتن زائرها رو باد میزدن :))) من هی میگم در کلامم حکمت نهفته ست گوش نمیکنن 😂 آخر هم رفتیم همون گاراژی که خودم از اول میگفتم. موحد ! نفری ۲۰ دینار میگرفت اما چون فقط دو نفر جا داشت و برای حرکت عجله ، از ما نفری ۱۵ گرفت🥸 کالبدم از کربلا راهی دیار غربت شد اما قلبم به اسیری نه ، ان شاءالله که به حبس ابد و یک روز ، مقیم کربلا شد. ساعت ۱۲ حرکت کردیم و راننده گفت موقع اذان صبح مرز هستیم.خیییلی تند می‌رفت. یکساعت از حرکتمون گذشته بود و همه‌خواب بودن جز من و فرد جلوییم که تا خود صبح تو اینستا بود :/// یهو گفت تالاپپپپپ قیژژژژژژ بام بوم🤯 لاستیکش در سرعت بالا ترکید و ترس زائران را فراهم آورد. فکر کنم یا ابوالفضل هاشون نذاشت شهید بشیم😂 داییم که در اون چند روز از تبلیغ آمریکا دست برداشته بود رو به من کرد و گفت خوب شد ماشینش آمریکائیه وگرنه الان زنده نبودیم. عجب ماشینی. آمریکا همه‌ چیزش درجه یکه. عجب ماشینیه. من : 🙄🙂 خودش : 🤠💪🏻
مُنیل🌱
هر ساعتی که میگذشت شلوغ تر می‌شد. خیلی ازماها ممکنه به یکی از ائمه بیشتر از بقیه ی معصومین تمایل عاط
صحنه بسیار جالبی که دیدم همدلی مردم عراق بود. به محضی که راننده خودش رو به کنار جاده رسوند و ماشین متوقف شد ماشین های زیادی براش ایستادن. بدون اغراق در ده دقیقه اول ۲۰ ماشین زد بغل. جای زاپاسش کیف و بار مسافر ها رو گذاشته بود و زاپاس نداشت. شاید دوسه دقیقه گذشته بود که اولین وَن زد کنار بهش لاستیک داد. نمیدونم میشناختش یا نه اما همین که انقدر هوای همدیگه رو داشتن تا اون لحظه برام قفل بود :) مسافر های عرب یکی یکی پیاده میشدن و فقط ما موندیم و ۳ ایرانی که پشت سرمون نشسته بودن ؛ ساعت سه و نیم بود و حدودا طبق گفته خودش یکساعت به مرز. زد بغل و رفت پایین با یه نفر صحبت کرد . اومد بالا به ما‌گفت پیاده شید . ادامه دارد...
سلام و عرض‌ادب. شخصا علاقه ای که مباحث آقای شجاعی ندارم و به همین خاطر نهایتا پنج شش مورد از صوت هاشونو گوش دادم و نمیتونم نظر‌ بدم. اما چیزی‌ که استاد عبادی رو نسبت به‌ دیگران برای بنده‌ منحصر به فرد میکنه اینه که ایشون پیش از بیان هر مطلبی از سند دقیقش مطمئن میشن و این خیلی‌ ارزشمنده . میشه به صحبت هاشون اعتماد کرد. راجع به آقای امینی خواه‌ و استاد کاشانی هم که فرد دیگری‌پرسیده بودن ، آقای امینی خواه ، نمیدونم. ممتنع . حوزه کاری‌‌شون شهودی هست و باید با قلب پذیرفت و اعتماد کرد دیگه.. استاد کاشانی ،بنده واژه استاد رو برای هرکسی به کار نمی‌برم. فکر میکنم از اون افرادی هستند که بعد از فقدانشون کشف میشن. خدا حفظشون کنه .
+ چند وقت پیش در یکی از لینک ناشناس ها یکی از بچه ها راجع به عالم ذر مطلبی گفتن که بنده عرض کردم این تفکر آقای عباس منش هست و در آیات و روایات چنین مسئله ای مطرح نشده؛ بعد از اون پیام چندین مورد راجع به عالم ذر پرسیدید ، یک صوت میذارم گوش کنید مفیده .
حاجب بروجردی، قصیده ای زیبا در مدح امیرالمؤمنین علیه السلام سرودند که شاه بیت آن این بود:
«حاجب اگر محاسبه ی حَشر با علی ست، من ضامنم، که هرچه بخواهی گناه کن...»
همان شب در عالم رؤیا مولا علی علیه السلام به خواب ایشان آمد و فرمودند: اگرچه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم. بیت آخر را این گونه بنویس:
«حاجب اگر محاسبه‌ی‌حَشر با علی ست شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن...»
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•💚• خدایا شکرت که محب علی ام :)
+ يک بار به عشق تو سحر پا نشديم! از ترسِ شكم همه سحر خيز شديم :)