+ بیشترین چیزی که در شما دوست داشتم این بود که هیچ وقت به آن هایی که به تو برگشتند سخت نگرفتی.مثلاً اونجایی که تو آقا وسروَر بودی هیچ وقت نگاه ذلیلانه ای به جَون چون بنده بود نداشتی،و حُـر را سرزنش نکردی،و وَهب را چون مسیحی بود از درت نراندی،وپیرسالی زهیر را دست کم نگرفتی،وابن حارث را به خاطر اُموی بودنش ترک نکردی.تو به خاطر گذشته ی آن ها،نگاه کینه آمیزی نداشتی وترجیح دادی جز خوبی در آن ها نبینی وسپس دست هایت را گشودی وهمه را چه خوب وچه بد در آغوش گرفتی💚
مُنیل🌱
+ بیشترین چیزی که در شما دوست داشتم این بود که هیچ وقت به آن هایی که به تو برگشتند سخت نگرفتی.مثلاً
« ما اگر جای امام حسین علیه السلام بودیم،به توبه ی حرّ،هیچ اعتمادی نمی کردیم..اما او حسین است! به دلت نگاه می کند و می داند چه فرصت هایی را به خاطرِ فرصت با او بودنش،بیخیال شدی..»
•❤️🩹•
+ یکی با نیزه از پشت میزد
یکی با چکمه و با مشت میزد ؛
خودم دیدم سنان دائم الخمر
حسینم را به قصد کشت میزد...
پ.ن:
روی فیلم ها مداحی نمیزارم با صدای حرم گوش کنید فضا بهتر درک بشه...
برای پریسا جون، سید محمد و فاطمه سادات ، خانومی که کوچولوشون سی پی داره و پسر بزرگترشون
و بقیه عزیزانی که دعا یا نمازی گفته بودن بخونم ویژه دعا کردم♥️
ان شاءالله امام زمان آمین ِدعامو بگن و حاجت روا بشید .
مُنیل🌱
+ یه آقا پسر به نام علی آقا و مادرشون صندلی جلوییم نشستن ؛ حافظه شون از قدیم چند دقیقه ست. مثلا دیش
اول شعبان خواب یک بانو رو میبینه که کودکی در بغل داشتند و میگن سوم همین ماه حالت خوب میشه پسرم..
مادرشون تعریف میکنن سوم ماه شعبان بود صورت پسرم رو ماساژ میدادم که ناگهان بعد از چندماه صحبت کرد و گفت منو ببرید حرم امیرالمؤمنین؛
نوروز ۱۴۰۴ خواهر علیآقا مشرف میشن حرم امام رضا و تو حرم خوابشون میبره ؛ در عالم رویا امیرالمؤمنین رو میبینن که میفرمایند برادرت رو بیارید زیارت پسرم. دست به دامان علی اصغرش بشید.
و اینطوری میشه که این مادر و پسری که نظر کرده چند امامه ، در کاروان ماست...
امیدوارم حافظهشون درست بشه و بهبودی کامل رو بدست بیارن ؛