eitaa logo
مُنیل🌱
1.7هزار دنبال‌کننده
828 عکس
419 ویدیو
6 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
+ اخیرا شباهت زیادی بین خودم و آقای پزشکیان میبینم🥸 ایشون کارگری میکنه فوتبال بازی میکنه عمل جراحی میکنه هرکاری میکنه جز وظیفه اصلیش که ریاست جمهوریه ؛ منم امتحان دارم ولی هرکاری میکنم جز درس خوندن💆‍♂👩‍🦽
+ اوه اوه چقدر مخالف آقای قالیباف داریم اینجا😅 من سرم درد میکنه برای بحث سیاسی ، شدیییید😅 چرا با آقای قالیباف مشکل دارین؟ منطقی بنویسید به مرور با هم حل‌شون کنیم :) هفته ای یک موردش ؛ که از روال اصلی خارج نشیم 🤌🏻 راستییییی عیدتون مبااااااااارک💚🌱
•💚• دو نـور خدا محـرمـ همدیگہ‌ میشن✨ ملائکہ تو آسـمونـــــــــــا کل میکشن🕊 بادابادا مبارک به همہ 🎊 عروسے ِعلی و فاطمہ 🤍•🌱 + شادش نکنیم؟!🤭
+ تا بحال به این فکر کرده ای که اگر فقط یکی از این قدرت ها،‌ مثلا «حافظه» از انسان کم شود ، آدم چه حالی خواهد داشت و چه کمبود هایی در کارها و زندگی و تجربه هایش به او وارد می‌شود؟
تصور کن نتواند هیچ چیز را به خاطر بسپارد ؛ یادش نمی‌آید که چه چیز هایی مال اوست و کدام وسایلش را به دیگران داده است؛ یادش نمی‌آید چه شنیده و چه دیده است؛ چه چیز هایی گفته و چه چیز هایی درباره اش گفته اند؛ نمی‌تواند به یاد داشته باشد که کدام افراد به او خوبی کرده اند و کدام افراد به او بدی کرده اند؛
نمیتواند هیچ علمی را بیاموزد هرچند که تمام عمرش را پای آموزش آن بگذارد! • به هیچ دینی معتقد نخواهد بود و هیچ تجربه ای برای او سودمند نیست • و حتی توانایی عبرت گرفتن از اتفاقاتی که بر او گذشته را هم نخواهد داشت... [ بلکه میتوان گفت چنین فردی از پوسته انسانی خود خارج شده است]
پس نگاه کن به نعمتی که در این ویژگی ها نهفته و جایگذاری هر کدام در کنار بقیه این ویژگی ها. [ ولی ای مُفضَّل! مهم تر از نعمت حافظه، نعمت «فراموشی» است! ] | @monil_110 |💙|
+ فاصله‌ی عصای حضرت موسی تا اژدها شدن، «حیات عصا» بود... نماز و روزه و همه‌ی اعمال ما اگه بی‌حب علی باشه جسم بی‌جونه! روح عمل،محبته ؛ وقتی به کارات رنگ مولا علی بدی، به توان مولا میشه و به حد بی حد مولا ضریب میخوره...
قدیم تو تهران هرمحله ، واسه یه لات بود...
یه مصطفی پادگان نامی بود بهش مصطفی دیوونه هم میگفتن دیوونه اهل بیت بود یه شب جمعه میره تو یکی از باغ های فرحزاد واسه عیاشی! آسد مهدی قوام هم اتفاقا رفته بودن اونجا واسه هواخوری
یکی میره به مصطفی میگه یکم بزن و بکوبتو کم کن آسد مهدی امشب اینجاست میگه چشم ما نوکر بچه های حضرت زهرا هم هستیم میره پیش آسد مهدی دستبوسی