مُنیل🌱
ایندفعه چون مقصدم مشخص بود و شنیده بودم موکب تهرانی ها خیلی بزرگه و جا هست ، از باب السدره (سمت راس
سر راه سوغاتی هاتونم میگیرید🥲
میخواستم عکس بزارم ولی چندنفر از کسایی که براشون خریدم تو کانالن ببینن لو میره😂
داشتیم میرفتیم ، یه آقایی از همراهم پرسیدن پارچه چادریِ خوب برای قد ۱۶۰ چند متر بخرم؟ براشون درباره عرض پارچه توضیح دادن اما متوجه نشدن. همراهشون رفتیم پارچه فروشی. از چهره آفتاب سوختهشون مشخص بود که کارگر هستن و وضع چندان خوبیندارن. چادری که کم چروک بشه پرز نگیره و.. زیر ۲.۵ نبود و ایشون هم تا ۱ میتونستن بگیره. حالم گرفته شده تا امروز..💔
نکتهماجرا این بود که اگه خواستید از عراق چادربگیرید، نجفی ها از نظر قیمت منصف تر هستند. و اگه ته طاقه باشه و یکی دومتر مونده باشه مجانی میذاره روش. ولی کربلا باید حواستون باشه تو متر کردن دقت کنن( زخم خوردم که میگم😅)
آخ آخ بگم از سرعت اینترنت🤦♀
عراق تا ۲ ماه پیش که اومدم عالی کار میکرد. بدون اغراق دوسه برابر ایران بود🥲 اما امسال تو کربلا خیلی بد جواب میده. همین چندتا پیام رو پدرم دراومد تا ایتا از حالت اتصال خارج شد👀 فیلم دیشبم همینطور.
اینکه بد جواب میده شده مثل ایران..🎃
خب داشتم میگفتم. اومدیم موکب اصفهانی ها. چقدر فرهنگشون به شیراز نزدیکه😀 غذاهای مشترکی هم داریم که فقط اسمش فرق میکنه. البته چندتا غذا از شیراز میگفتن که ما نمیدونستیم چیه🗿میگفتن دوستای شیرازی مون بهمون یاد دادن.اینجا روستاهای اطراف شیراز رو شیراز حساب میکنن👩🦯
چندسال پیش چند تا مهمان کرمانی داشتیم منو بردن بازار اندازهم برای دخترشون کهنیومده بود لباس محلی شیراز بخرن👀 شیراز اصلا لباس محلی ندارهههههه😫
تو دلم مونده بود🗿
بجای اینکه حرم باشم به چرت و پرت گویی روی آوردم🥸
دیروز عصر رفتیم حرم که نماز هم تو حرم بخونیم ، حرم امام حسین اصلاااااا جای نشستن نبود. بین الحرمین هم نمیذاشتن بشینیم حتی یک ثانیه. حدود ساعت ۹ برگشتیم موکب که امروز ۷ صبح بریم حرم. ( ۷ تا ۸ صبح خلوته) انقدر شلوغ بود که حتی نماز مغرب و عشا رو هم جا نبود بخونیم و اومدیم موکب خوندیم.
الان مادرم خوابن و میخوام مثل بایزید بسطامی که مامانشو بیدار نکرد و چشمش باز شد بیدارشون نکنم که به مقامات نائل آیم🗿
تل زینبیه❤️🩹
خدایا..
به اضطرار زینب سلام الله علیها..
+ و بالاخره آب زنید راه را
حین که نگار می رسد🤌🏻
دوست داشتم روایت کاملی از این سفر بنویسم ؛ حداقل برای همراه شدن دل هایی که در دوری کربلا تا مرز جون دادن رفتن. بخاطر همین براش هشتگ انتخاب کردم.
اما خب...
نشد . به دوری از گوشی احتیاج داشتم و الان روحم کاملا سفیده🤍
و بخش زیادی از این سفیدی رو
مدیون شما هستم که اجازه دادید
واسطه بیان حاجتهاتون باشم و
محضرشون زانو بزنم برای عنایتی..
ان شاءالله که به آبروی شما به ما گناهکار ها هم نگاه کنن❤️🩹