🔻در سه جنگ بزرگی که امیرالمؤمنین داشتن این نیروها کشته شدن..
▫️بعد شهادت حضرت امیر
کی جانشین ایشون شد؟!
💚 امام حسن علیه السلام.
چرا لشکر چند هزار نفره امام حسن
در یک شب از هم پاشید ؟!
چون نیروی مخلصی که چند سال تربیت شده باشه نبود !
🔻آتش بس امام حسن حکومتیه!🔺
تا ثابت بشه اینی که ادعا داره امیرالمؤمنینه ( معاویه) ، امیرالفاسقینه!
❗️اسلام معاویه خودِ شرک بود!❗️
اگر امامت منقطع میشد تنها پرچمدار اسلام معاویه بود!
بخاطر فتوحات تازه مسلمان زیاد بود.
تازه مسلمان هاییکه رشادت های امیرالمؤمنین رو ندیده بودن!
اگر امام میجنگید ، جبهه مقابل که رسانه داست سراسر سود و دستاورد داشت.
کسی باقی نمیموند حقیقت رو بیان کنه.
یادتونه در ماجرای جنگ صفین گفتیم معاویه شامی ها در با بغض حضرت تربیت کرد. مثلا بزغاله هدیه میداد به بچه ها از طرف عمو معاویه!
دو سه ماه بعد که بچه ها باهاش انسمیگرفتن سرباز میفرستاد میزدن به زور میگرفتن میبردن میگفتن سرباز های علی ِ! امیرالمؤمنین رسما لعن میشد.
خب حالا این آتش بس اصلا چی بود؟!
🖇دوموردش بررسی کنیم.
بند ۱ این بود :
امام حسن دید باید نیرو بسازن
🔻برای تربیت نیرو امنیت لازمه!🔺
نمیشه هر روز در فرار بود.
بند اول ۳ بخش داره :
• الف : معاویه حق ندارد مسلمان ها را تعقیب و بدون دادگاه اعدام کند!
اموالشون محترمه!
• ب : معاویه حق ندارد شیعه ها را تعقیب و بدون دادگاه اعدام کند!
اموالشون محترمه!
• ج : معاویه حق ندارد یاران خاص امیرالمؤمنین و اهل بیت را تعقیب و بدون دادگاه اعدام کند!
اموالشون محترمه!
تا امام حسن علیه السلام زنده بودند ،
امنیت نسبی برقرار بود !
در تاریخ بگردید تمام افرادی که حکومت کشت بعد از شهادت امام حسن بود. در زمان حیات امنیت بود.
چرا کشتن امام حسن رو به یک زن سپرد؟
چون براش هزینه داشت! نمیخواست گردن بگیره. و از طرفی امام مانع رسیدن به اهدافش بودن .
معاویه وحشی گری هایی کرد بعد شهادت امام حسن که خدا میدونه...
زبان رو بیرون میکشید سر میبرید به نیزه میکرد و دست و پا میبرید ، برای بعد شهادت امام حسن ِ!⚔
ناموس مسلمان رو در بازار میفروخت بعد شهادت امامه!💵
افراد مشهور رو بعد شهادت امام به شکلفجیعی کشت!🔪
میشنیدن اسم کسی علیه میکشتن.
از امام باقر نقل داریم
▫️ اگر احتمال میدادن درخانه ای حب امیرالمؤمنین وجود داره خانه رو روی سر اهلش خراب میکردن.
▫️دختر هاشون رو غصب میکردن بهنواصب میدادن
امام با آتش بس مجبورش کرد این وحشی گری ها رو ۱۰ سااال متوقف کنه!⛓
چرا در زمان امام حسن
اسم حبیب و مسلم بن اوسجه و ...
به چشم نمیاد؟
📌این یاران درجه یک امام حسین محصول ۱۰ سال تربیت امام حسن ِ!
📌کوفه ای که بار ها قیام کرد محصول این ده سال تربیته!
📌 امام سجاد و امام باقر و امام صادق در مدینه بودن در کوفه شیعه داشتن بخاطر این ۱۰ سال تربیته!
مُنیل🌱
هدف معصوم از تک تک افعالی که انجام میده هدایت امت هست. همونطور که ما هم وقتی در راستای هدف خلقت زندگ
علمدار سپاه امام حسین علیهالسلام
تربیت مادری ویژه رو میطلبه..
چرا محمد بن حنفیه و دیگر پسران امیرالمؤمنین حماسه آفرین نبودن؟!
پدر ویژه بود! اما پنجاه درصد دیگر تربیت لنگ میزد..
در حدی که اکثرا حتی حاضرنشدن در کربلا حضور داشته باشن!!! امام حسین رو هم نصیحت کردن که نرو😅 ما بیشتر تو میفهمیم
قانع شدید؟!
مُنیل🌱
بعد از گیت بازرسی اول قسمت خانوم ها و اقایون جدا شد . میانه راه با طناب قسمت اقایون رو بسته بودن و ب
یک نفر کم داشتیم تا حرکت کنه..🚶♀
شصت ساعتی میشد که نخوابیده بودم اما به قدری هیجان داشتم که اصلا احساس خستگی نمیکردم. شوق رسیدن به نجف اشرف در تک تک سلولهام موج میزد.
به بیرون خیره شده بودم..
با خودم گفتم چند ساعت دیگه میرسی خونه پدری..
همونجایی که آقا به چهل هزار درهم خریدن✨
• خاکی که بدن مطهر حضرت امیر رو درآغوش گرفته..
• هوایی که حضرت در اون تنفس میکردن..
• جایی که خدا با حضرت موسی صحبت کرد.
• جایی که ابراهیم خلیل شد!
• جایی که دعای زائرها مستجابه :))
• مکانی که ملائکه به حضرت آدم سجده کردن.
• محل قدم های حسنین صلوات الله علیه..
به یک تصمیم فکر میکردم.
تصمیمی که میخواستم اجازه انجامش رو از حضرت بگیرم.
تو همین فکر ها بودم که یک خانوم اومد به راننده گفت منم میام نجف اما ازم پول نگیر. راننده هم قبول کرد.
تو دلم دمش گرمی گفتم و زیر لب زمزمه کردم آخ جوووون الان حرکت میکنیم😃
که داد و فریادش بلند شد : منو در ردیفی جا میدی که مرد نامحرم نشسته؟! مگه شما ناموس نمیفهمید.
دلم میخواس بهش بگم چرا دعوا داری😐 آروم صحبت کننن☹️ زشته 🙄
همه سعی میکردن قانعش کنن بشین بریم اما ننشست😅
( در هر ردیف ۴ صندلی بود که در ردیفی که این خانوم نشسته بود یک اقا هم بود. البته فرد بغل دستیش خانوم بود.)
هرچی راننده خواست جا به جا کنه درست نشد🥲
همه میخواستن خانوادگی بشینن.👨👩👧👧
آخرقرار براین شد پیاده شیم یک ردیف خانوم ها بشینن یک ردیف آقایون.
گفتم خب دیگه راه افتادیمممم😃
نیم ساعت رفتیم شاگرد راننده سیگار روشن کرد. خانومه تذکررررر داد و انداختش بیرون.
اما بانو ول کن نبودن🥲
دعوا بودااااا
گفتم الان میخوابونه تو گوش راننده😂
خوشم اومد راننده هم انگار نه انگار این داره پشت سرش داد و فریاد میکنه🤣
احتمال دادم بیماری روحی دارن...
پیچید تو پمپ بنزینی بزنین بزنیم.🚌
۵۰ لیتر بنزین زد. هر لیتر ۴۵۰ دینار. اون موقع دینار ۳۶ تومن بود. حدودا لیتری ۱۷ هزارتومن.
خانومه پیاده شد و قهر کرد🥲
کلی معطل منت کشی بودیم که بالاخره سوار شد و راه افتادیم🙄
درکش نمیکردم. بگذریم...👩🦯
سعه صدر و صبوری راننده فوق العاده بود.
۲۰۰ کیلومتری بصره توقف کردیم برای نماز مغرب ؛ کمک راننده گفت دیر شده. ربع ساعت بیشتر نمیمونیم. اضافه کرد یکساعت دیگه برای شام میریم موکب. نرید طرف مغازه ها جا بمونید.
حقیقتا به عنوان یک شیرازی از نمازخونهش خوشم اومد که سجاده ها آماده پهن بود. رفتم ردیف اول که مهر داشت و خداروشکر زحمت آوردن مهر هم نکشیدم 😔😂
۵ دقیقه وقت اضافه آوردیم و ریسک نکردیم مثل ناهار ظهر زخم بخوریم و برای احتیاط ساندویچ زدیم تهبندی بشه😂
خوشحال و پیروزمندانه داشتیم میرفتیم سمت ون که دیدیم عهههه ماشین ما نیست..😆
#اربعینتجلیِتولی
ادامه دارد...