•• قران میفرماید
°
[ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّي إِلَّا أَن يُهْدَىٰ 🌿]
°
امام اصلا اجازه نداره بره پای منبر کسی❗️ سر کلاس درس کسی❗️
چرا؟⁉️
❌چون کسی که لازم باشه یاد بگیره لایق جایگاه امامت نیست..❌
کی به درد امامت میخوره؟
کسی که هادیست یا
کسی که شاگردی کسی رو میکنه؟ معلم نیاز داره؟
قرآن داره میپرسه❕
ما خیلی کوتاه بیایم
امیرالمؤمنین شاگرد پیامبره!📝
چون به پیامبر وحی میشده..🗣
اما داریم که شاگرد فلان صحابی هم بود؟
✖️خیر !!! ✖️
🖇 درباره هیچ یک از اهل بیت نشنیدید و هر چه هم بگردید پیدا نمیکنید.
یه حدیث داشتیم هر سال تو کتاب دینی های مدرسه
که پیامبر در لحظات آخر عمرشون هزار باب علم به امیرالمؤمنین فرمودند که از هرکدوم هزار باب دیگه گشوده میشد..
این آخرین افاضه پیامبره!
از افاضات قبلی کامل تره دیگه
نمیشه پایین تر از قبلی ها باشه
این هزار باب اندر هزار باب ،
نزد تمام ائمه هست و منتقل شده...
بزرگتر از اون داریم مگه؟
افاضه پیامبر خاتم ِ!
بله! کامل تر از اون هم داریم :)
مصحف فاطمه..
• مصحف فاطمه چیه؟!
جزوه شاگردی امیرالمؤمنین محضر حضرت زهرا...
که الان پیش امام زمان ِ.
کم کسی نیست مادرمون‼️
حجت خدا بر امیرالمؤمنینه❗️
واسطه فیض بر امیرالمؤمنینه❗️
حجت الله علی الحجج 🌱
خداروشکر با بغض و گریه رییس جمهور بعد از دیدن عکس همسرشون رای دهندگان به ایشون از تصمیم خود مطمئن شده و آماده حمایت در دوره بعد هستند👩🦯
•
•
پ.ن
پس از دلار ۸۰ هزار تومنی
طلا 5 میلیونی
قعطی گسترده برق
ایشان با دیدن تصویر همسرش نتوانست در مقابل حضار و مهمانان خارجی صحبت کند و صحنه را ترک کرد .
+ آیت الله بروجردی
یک کار خیلی جالب میکردن که
فردای هر روزی که سر شاگردانشون
داد میزدن و عصبی میشدن روزه میگرفتن
نفسشونو مجازات میکردن !
+ چقدر خوبه ما هم از این تنبیه ها برای خودمون داشته باشیم :)
البته اگه لازم نباشه هر روزمون بشه روزه های این مدلی..
فرض کنید در دوران اختناق،
کسی هر هفته مثلاً پنج کتاب میخواند؛ خیلی کار بود؛ امّا لزوماً مبارزه نبود؛
جهد بود، جهاد نبود. اگر میخواست جهاد باشد، باید کتابی را میخواند که در حرکتِ او در مواجههی با رژیم طاغوت و رژیم اختناق، تأثیر داشت؛ آنوقت میشد جهاد. خاصیّت جهاد این است.
#حضرتآقا
( پرش به قسمت قبل )
همه خوابیده بودن😴
و آرامش خاصی حاکم بود.🌙
بعد از گوش سپردن به یکی از سخنرانی های استاد کاشانی و چند داستان تشرف علما محضر حضرت امیر که از قبل کنار گذاشته بودم ، ایرپاد رو از گوشم درآوردم..
خوابم میومد اما ریسک نکردم :) حدود چهل دقیقه از دوساعتی که راننده گفته بود مونده بود و امکان داشت با خواب ِکم بعد از چند روز سردرد بگیرم.
قرار بود تصمیم های سفر به عهده من باشه و حدس زدم اولین سوالی که داییم بعد از پیاده شدن میپرسن اینه که کجا بریم. اکانت دوست صمیمیم که تجربه چندین سال سفر اربعین داشت رو باز کردم . آنلاین بود. گفت تا برسید دیر وقته و همه موکب ها پر شده. برید طرف مسجد حکیم استراحت کنید صبح برید حرم.
اما مگه دل من تا صبح طاقت میاورد؟!
در نجف نفس بکشم و حرم نرفته باشم؟
شب شهادت جناب عمار زیارت ُ از دست بدم؟!
پرسیدم حرم جا نیست؟!
گفت هست اما مسجد حکیم بهتره. اگه در خود مسجد هم جا نباشه اطرافش انقدر موکب دارن عرب ها که جا پیدا کنید.
مقصد مشخص شد ؛ حرم :)💚
نیم ساعتی راه رفتیم و صحبت میکردیم تا رسیدیم^^ با کمک برنامه نشان🌱
خدا خیرشان دهاد که این برنامه رو ساختن😅
کیفم رو تحویل دادم و قرار شد صبح نیم ساعت بعد نماز جلو همون امانتداری همدیگه رو ببینیم .
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواستم برم زیارت اما :))))
الحمدلله با این صف مواجه شدم.
از دور سلامی دادم و تشکر و اندک درددلی..
سرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
عشق تو کجا این دل بیمار کجا💔
منتی بود نهادی و خریدی ما را
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا..
دلم نمیخواست بخوابم اما احساس نیاز میکردم. فردا هم باید راه میرفتیم و دوست نداشتم خسته باشم.
هشدار گوشیم برای سه ساعت بعد تنظیم کردم و رفتم دنبال جای خالی :)
پ.ن
اون نور قرمز که آخر فیلم زوم میکنم نزدیک ضریحه.
#اربعینتجلیِتولی
ادامه دارد..