eitaa logo
مُنیل🌱
1.2هزار دنبال‌کننده
767 عکس
401 ویدیو
5 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
نصفه و نیمه نباش! تمام خودت رو بزار! اگه هدفی داری برای دَرسِت یا شغلت یا برای زندگیت تمام تلاشتو بکن! اگه کم آوردی اشکالی نداره.. یه وقتایی ممکنه خسته شی؛ولی به خودت اجازه بده تا دوباره خوب شی،خودت بشی!یادت باشه همیشه ساختن چیزای قشنگ زمان میبره بخاطر همینه که ساخت بوگاتی ۴۳۸۰ ساعت زمان میبره در حالی که ساختن پراید کمتر از ۱۰۰ ساعت ؛ پ.ن برای‌ جبران هدر رفت زمان امروز ظهر تا شب و احتمالا فردا ، ان شاءالله میخوام تا نماز صبح بیدار بمونم ؛ و مرور قرآنم رو گذاشتم اولین کار تا یکی دوساعت دیگه که خوابم گرفت و ذهنم خسته بود به کارهای دیگه‌ برسم که تمرکز نمیخواد .
+ به اینهایی که ادعای ولایتمداری دارن اما به اسم مطالبه‌گری وعده صادق۳ در حال نفوذی نشون دادن مسئولین هستن ، همونایی که گزارش نهاد رسمی کشور درباره سقوط هلی‌کوپتر رو هم باور نکردن بگید فرمود : [ حواستان باشد با دشمن ، مخرج مشترک پیدا نکنید ! ]
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•💚• [ امشب یک دقیقه بیشتر از همیشه عاشقِ حیدرم آرزو دارم یه شبِ یلدا الهی باشم حرم ِ مولا] • • خانم‌ها‌تصویررونگاه‌نکنن**
+ شَـبِ یلدا رسمه یاد‌ کنن‌ از‌ بزرگـترها... سلام‌ بزرگتر‌ همه ی‌ ما "السلآمُ‌عَلـیڪ‌یا‌عَلِـے‌بن‌موسۍ‌الرضا"
+ هر سازِش، یک عامل سقوط دهنده است؛ حالا چه مقدار باعث سقوط می‌شود مربوط است به نوعِ سازش. و منظور من از «سازش»، فدا کردن یک «باور» و «اعتقاد» است در زمانی که هنوز به صحّت آن باور و اعتقاد، ایمان داریم.
•💖• + جشن تکلیف فرشته ها در حرم امیرالمؤمنین ُدیدید؟!🥺😍
+ از دفترِ عمرِ ۳۶۵ برگ ِامسالت ، کمتر از ۹۰ برگ سفید داری...! برنامه‌ت برای این ۹۰ برگ چیه؟! رسیدن به کدوم اهدافت رو میخوای توش بنویسی؟! راحت از کنار این پیام نگذر ؛ بلند شو کاغذ و خودکار بیار و مکتوبش کن. برنامه بلند مدت سه ماهه ای که به ۳ برنامه کوتاه مدت یکماهه و روزانه تقسیم میشه.
ربع ساعتی قدم زدم.روی هیچ فرشی جای خالی پیدا نمیشد. از فاصله هرفرش تا حدود ۲ و نیم متر اونهایی که پتو داشتند روی کاشی ها خوابیده بودند. استراحت روی کاشی ها هم فکر خوبی بود ؛گوشه ستون یک جای خالی به چشمم خورد.نشستم وبه زائر ها نگاه کردم.چه آرام در آغوش پدر خوابیده بودند. دلم؟!خیلی خواست :)💚 حتی همین الان ضربان قلبم بالا رفته و دلتنگی میکنه... کیفم رو تحویل داده بودم و حوصله تحویل گرفتنش نداشتم. بدون بالشت هم که خوابم نمیبرد.کفشم!خنده ام گرفته بود😂 چادرم هم پتوی خوبی میشد احتمالا. هوای داخل‌ رواق خیلی سرررد بود🥶 نهیبی به خودم زدم که زود باش صبح شد. ماجرای جدید شروع شد😂 افکارم با هم دعواشون شده بود که زشت نیست در همچین مکان مقدسی بخوابی؟! چطور خجالت نمیکشی پاتو دراز کنی؟! با هر بدبختی بود ساکتشون کردم و خوابیدم اما‌ دعوا بالا گرفت😂اگر گوشم مجرد بود صدای خنده فرشته ها رو میشنید ک به هم میگن این چیههه دیگه خدا آفریده🤣کیفیت تولیداومده پایین🤣 بلند شدم و امشب هم از خیر خواب گذشتم. سرخوشیم ز دیوانگی خویش🥲😂 این ماجرا رو بار اول بود برای کسی میگم. پیش خودمون بمونه نفهمن دیوونه ام😂 امیدوارم مامانم هم کانال رو چک نکنن🤌🏻 • • پ.ن تو این سفر هرجا قسمت خانوم ها شلوغ بود یا مسئله ای بود دعا میکردم بخش مردونَش خوب باشه😂 ‌جدا از بُعد فردی و اهداف معنوی که دنبال میکردم، امید داشتم با قرار گرفتن در جَوّ و ارتباط با بچه مذهبی هادرکنار بحث هایی که همیشه میکنیم وحرف هایی که در طی سفر زدیم داییم هم بیان تو این راه..👩‍🦯 دوست نداشتم بهشون سخت بگذره.تمام تلاشمو کردم خاطره خوب ساخته بشه.