فَاصبِر اِنَّ وَعدَه الله الحَق💗✨🌫>!
_پس صبر کنید که قطعا وعده ی خدا حق است_
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[و خدا صبر دهد ، چاره کند ، این همه دلتنگی را؛
_
#تلنگر
میخواستیگناهکنی
عاشورا به یاد بیار
که حسین داد زد گفت!!
(هَل مِن ناصرِ یَنصُرنی)
یهوقتاینگناهکاریباهاتنکنهکه
صدایامامزمانتونشنوی:)❤️🩹
_
^جای درنگ داره ،حتما بخونید:
یک خانم جوان با لباس نامناسب در مسیر قدم_زدن به یک خانم با حجاب برخورد کرد و با ناراحتی گفت: « اُمّل »
خانم باحجاب لبخندی زد و با محبت و مهربانی پرسید: «عزیزم، ببخشید میتونی بگی " اُمل " یعنی چه؟»
دختر جوان پاسخ داد: «یعنی عقبافتاده.» خانم با حجاب گفت: «ببخشید، میتونید بفرمایید از چی عقب افتادم؟» خانم جوان گفت: «از بهروز بودن و امروزی نبودن.»
خانم باحجاب با احترام پرسید: «ببخشید عزیزم، مدرک_تحصیلی شما چیه؟» دختر جوان پاسخ داد: « دیپلم_گرافیک .»
خانم محجبه گفت: «اگر بهحال خودستایی نباشه، بنده مادر و متاهل و ارشد_فیزیک دانشگاه شریف هستم و دارای مقالات علمی در چند دانشگاه برتر اروپا. همسرم متخصص_مغز_و_اعصاب است و پسر کوچولوی ده سالهام تسلط به زبان انگلیسی دارد، حافظ_کل_قرآن و خوش_نویس است. خودم هم دانشجوی_دکترا و نخبه_علمی هستم. اگر ممکن هست، میتونید بفرمایید از چی عقب افتادم؟»
خانم جوان عذرخواهی کرد: «عذرخواهی میکنم، قصد جسارت نداشتم. منظورم این بود که چرا اینقدر پوشیدگی کامل دارید؟ چرا راحت و آزاد نیستید؟»
خانم باحجاب توضیح داد: «مهم اینه که راحتی رو توی چی ببینی. من اگر کفشم رو اینجا در بیارم، پای من از فشار کفش آزاد و راحت میشه، اما روی آسفالت آسیب میبینه. عزیزم، هر جایی اقتضای خودش رو داره. خیابون خونه نیست، خونه هم خیابون نیست. نکته آخر اینکه من طبق فرموده خدای عزیز در قرآن حجاب میکنم. اگر اطاعت از خدا "اُمل بودن" و عقبافتادگی هست، پس کسی نباید با خدای مهربون حرف بزنه و کاری با او داشته باشه، چون کاملاً اُمل و عقبافتاده است.»
♦️سپس خانم با_حجاب سوالی پرسید: «اگر توی شرکتی بخوای کارمند بشی و یکی از شرایط استخدام شرکت پوشیدن لباس کامل و خاص باشه با حقوق بسیار بالا، آیا قبول نمیکنی؟» دختر جوان پاسخ داد: «بخاطر درآمد خوب، هر شرطی باشه کاملاً قبول میکنم.»
خانم محجبه گفت: «من و تو یک عمر ادعای دوستی با خدا میکنیم ، حرف رئیس شرکت صد در صد قبول هست، در حالی که خدای_مهربان یک عمر وعده بهشت ابد و نعمت های دائمی داده و هرچی توی این دنیا داریم از او هست و تو به اندازهی رئیس یک شرکت هم روی حرف خالق خودت حساب باز نمیکنی و باز ادعای دوستی با خدا داریم.»
دختر جوان خجالت کشید و گفت: «خانم دکتر، ببخشید قصد جسارت نداشتم.» دکتر او را در آغوش گرفت و دختر جوان گفت: «خیلی ممنون از مطالب و درس بسیار زیبا و منطقی شما.»
( پ.ن:مخالفت کردن با دستورات خدا که تنها به سعادت خودمون ختم میشه با کلاس بودن و مد نیست)
_
فڪرشوبڪن...
روبہگنبدشنشستۍ؛
بہشنگاهمیڪنۍ!
دستخودتنیست
یہوبغضمیڪنۍ...
میبارۍ!
هقهقمیڪنۍ:)!
یھواینوسطمیخندۍ؛
حرفمیزنۍ
بازگریتمیگیره...
اشڪاتمیشنیادگاریت
بہسنگفرشا؎حرم...
قشنگہ نہ!؟
همچینصحنہاۍنصیبمون'انشاءالله'🫀✨️
_