مُشت بر دیوار و سر بر سنگ و دندان بر جگر ؛
لب فرو بستیم و راهی جز شکیبایی نبود .
پدرم گاه صدا میزندَم شعر سپید ؛
بس که آشفته و رنجور و بههم ریختهام .
در گوشهای از ذهنت
به انتظار خود نشستم،
نیامدم، نیامدم، نیامدم...
هدایت شده از •دٖلنشیــٓن• 🦋
آدما نسبت به ما هيچ وظيفه ای ندارن و اگه خوبی ميكنن، از ذاتِ قشنگ خودشونه، ذات قشنگِ هیچ کسی رو نابود نكنيد🤍