شازده کوچولو پرسید : کی اوضاع بهتر میشه ؟روباه گفت : از وقتی بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره .
عادت ندارم به رفتن ، عادت ندارم به بیاحساس بودن، اگر رفتم، اگر سنگدل شدم، بدان سختترین روزها را دارم، بدان چارهای ندارم .
دلم اتفاقی را میخواست که از هیجانِ افتادنش،
بچه شوم و بالا و پایین بپرم و جیغ بکشم و
باورم نشود که این منم که در آنلحظه
خوشبختترین آدمِ این سیارهام.
دلم اتفاق خوشایندی را میخواست که اشک و
لبخندم را ادغام کند و نور بتاباند به کاخ سیاهی
که در ذهنم از جهان و آدمها ساختهبودم...
-نرگس صرافیان طوفان