عادت ندارم به رفتن ، عادت ندارم به بیاحساس بودن، اگر رفتم، اگر سنگدل شدم، بدان سختترین روزها را دارم، بدان چارهای ندارم .
دلم اتفاقی را میخواست که از هیجانِ افتادنش،
بچه شوم و بالا و پایین بپرم و جیغ بکشم و
باورم نشود که این منم که در آنلحظه
خوشبختترین آدمِ این سیارهام.
دلم اتفاق خوشایندی را میخواست که اشک و
لبخندم را ادغام کند و نور بتاباند به کاخ سیاهی
که در ذهنم از جهان و آدمها ساختهبودم...
-نرگس صرافیان طوفان
ولی این تیکه شازده کوچولو
ﺭﻭﺑﺎه: ﻣﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ؛
ﺷﺎﺯﺩه ﻛﻮﭼﻮﻟﻮ: ﻣﮕﻪ می شه؟
ﺭﻭﺑﺎه: ﺁﺭه ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ یکی ﻭلی ﺍﻭﻥ ﮔﻤﺸﻮﻥ ﻛﺮﺩ؛
ﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﻫﺮﺟﺎ ﺩﻧﺒﺎﻟﺸﻮﻥ می گرﺩﻡ ﭘﻴﺪﺍﺷﻮﻥ نمی كنم؛
من نه مغرورم نه از دماغ فیل افتادم و نه با شما خصومت شخصی دارم ، من فقط حوصله ندارم .
هر چقدر بگوییم :
مردها فلان؛ زنها فلان.
تنهایی خوب است؛ دنیا زشت است.
آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر میزند.