هدایت شده از مهبُد .
در تارهای تقدیر ، خندیدیم و ماندیم که از روی عشق ، گریه ها ساز کنیم ، شب نیلی رنگ اردیبهشت است در تارهای پیچ پیچ زندگی غمگینم . بوسه بر بال شکسته ی پرستویِ عشق و جلوه ی نگاهی پر مهر ، قهوه ای ، سبز بر قلبِ دفترِ چشم .
بهارانی که میبوییدمش ، گل کرد ، آیینه با نور مکرر گردیده ، امشب این ماه ، این ستاره های بیکس ، دست نوشته های درخشان آسمانِ تیره ، این تکرار سبزینه ، این خمیازه های خموش ، این گویشِ پروانه ها و گلدان و آئینه .
کاش دلِ گلِ سرخ نشکند ..
حقیقتش من هیچوقت آدمِ خوبی نبودم ، نه تنها برای تو ، برای خودم ، خانوادم ، دوستام ، آدمای اطرافم. حس میکنم نمیتونم تصمیماتِ درستی بگیرم ، هرروز زندگیم بیشتر رو به فروپاشی و ناامیدی پیش میره و در نهایت من فقط تاسف گذشتمو میخورم. خودمم کلافهام بابتش ، ولی گذشتم اونقدر برام آروم بوده که دوست داشتم تا الان ادامش بدم؛ شایدم نه درست نمیدونم ، ولی رفته رفته گذشتم تبدیل شد به یک خلأ تاریکِ ناامید کننده ، چیزی که نزاره پیشرفت کنی یا حتی تورو بکشه به عقب ، از طرفی خوشحالم که گذشته ، از طرفِ دیگه نه ، هیچوقت تکلیفم با خودم روشن نبوده ، نتونستم یه مسیرِ صاف رو طی کنم. متاسفانه من بیش از حد سرد ، کلافه و ناامید شدم ، حس نمیکنم بتونم کمکش کنم ، راستشو بخوای میترسم خودمم مثلِ خودم گرفتارِ این تاریکی بشم. نمیخوام مثلِ خودم باشم. هیچوقت نمیخواستم ، نمیخواستم چون تا تَهِ این آدمو دیدم ، میدونم چقدر ترسناکه ، میدونم هرکاری میکنه و تهشم با گفتنِ کلمهی متاسفم خودشو گول میزنه ، من دوست ندارم برای خودم متاسف باشم ، دوست ندارم خودمو گول بزنم ، هیچوقت نداشتم ، ولی خب ، منم دیگه ، کاریش نمیشه کرد. متاسفانه!
🧑🏾🦯
⚠️ توسط ایتا چنل پلمپ شده:)••¡
اما چی....🤍 [لبخند مناسب اون🥲] گوینده:مُبینا📻
وایب این چنل و ویس های مبینااآ>>>
Aron Afshin ~ Music-Fa.ComAron Afshar - Darde Shirin (320).mp3
زمان:
حجم:
9.9M
[توماندگاریایعشق]
هدایت شده از Never meant to belong
میدونی...
آدمای شبیهت رو دوست دارم
یه وایب خاص:
یه شخصیت آروم که بوی چوب میده،بوی بارون،جنگل،قهوه و گاهی سیگار...
شبیه مه،رنگ آبی آسمونی،سبز جنگلی یا قهوهای چوبی...
شبیه آهنگ پرتقال من،گریه نکن که سرنوشت،الهه ناز،هنوزم وقتی میخندی...
شبیه شب...
شبیه کافههای کوچیک و گرم پایین شهر تو سرمای زمستون،شبیه یاس بنفش،موزیکهای بیکلام آروم،کتاب نو و کتابفروشی های انقلاب،چشمای یه بچه آهو،پرواز پرستوها تو غروب،صدای جیرجیرکا،....
_ناشناس فقط میتونم بگم تعریفت خیلیییییی بهم چسبید:)
بیا ماچت کنم
جدیدن بم خیلیآ میگن چقد بهتر شدی چقد حالت خوبع چقد...
و منی ک اون لحظه دچار فروپاشی شدیدم احساس خفگی ممتد دارم به در و دیوار و زمین و زمان چنگ میزنم بغض صگیمو قورت بدم بلندتر میخندم به روشون و ...
پ.ن
آدما همینن!
شاید یک شب معمولی
از خونه بزنم بیرون به مقصد
هیاهوی جنگل ها و دقیق تر غار تنهایی
ولی
بی انصافیع
که نگم وسط این نقش بازی کردنا
اونی ک باید خدش میفممت برا اونی ک بلدته بابا جان رنگ رخساره خبر دهد از سر درون!)