eitaa logo
منتظران ظهور
32.5هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
20.3هزار ویدیو
852 فایل
کانال دوم ما کانال قرآن و ادعیه @quranvadoa نشر مطالب فقط با آیدی کانال منتظران ظهور جایز است تبادل و تبلیغ @aaaaammmee کانال تبلیغات @montazarnn @montazerane_zohour_info 👈درباره ما آدرس ما در تمامی پیام‌رسان‌ها👇 zil.ink/montazerane_zohour
مشاهده در ایتا
دانلود
❗️ امام زمان به دو عالِم از نجف فرمود به سید حلاوی بگویید: اینقدر دلم را نسوزان و سینه‌ام را کباب نکن، اینقدر ناراحتی شیعه را به گوشم نرسان، من از شنیدنش ناراحت میشوم، سید کار بدست من نیست، دست خداست، دعا کنید خدا فرج مرا برساند که شیعیان را از این شکنجه ها نجات دهم 📚 مجالس حضرت مهدی، ص ۱۰۹ 🌼 ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ♦️زندگی شخصی امام زمان (عج) در دوران غیبت چگونه است؟⁉️ 🌼 ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
4_6025948169802615483.mp3
8.87M
۳ فایل آخــــر (سیزدهم) ✦ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً، سُمِّيَ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَسِيرَ اللَّه ✦ و هرکس علی را دوست بدارد، در آسمان او را اسیرِ خدا می‌نامند. ماه رجب... رسید به مولود مبارک نیمه رجب؛ مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام 💫 راز قرارگرفتن چنین مولودی در دل ماه ویژه خداوند چیست؟ ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔶شهوت مانع رسیدن به امام زمان ⁉️ 🎤 ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
توفیق درک ظهور.mp3
815.9K
آیا مرگ در دوران غیبت بهتر است یا اینکه دعا کنیم جهت توفیق درک ظهور و رسیدن به دوران ظهور⁉️ ⭕️پاسخ: ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 نمازی که روح مهدویت نداشته باشه بت پرستیه❗️❗️ 🎤 استاد رائفی پور ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
4_5794005264210332958.mp3
8.2M
▪️ موزیک " داغ نهان " خواننده: محمد اصفهانی شعر : عبدالجبار کاکایی آهنگسازی : فرید سعادتمند ※ ویژه وفات سلام‌الله علیها ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
11.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️مهره‌چینی دقیق خداوند در کربلا، بمنظور هدفی بزرگتر ... علیه‌السلام ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
7.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 زینب کجا گریه کند؟ 🔸شما می‌خواهید روضه بخوانید برای حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها)، چرا می‌گویید خواهر می‌خواست با برادرش خداحافظی کند؟! چرا نمی‌گویید زینب داشت با امام زمانش خداحافظی می‌کرد؟ تو خودت تجربه دوست‌داشتن امام زمانت را داری. چه‌جوری می‌میری برایش؟! دیدی وقتی می‌خواهی از حرم امام رضا برگردی، [خداحافطی کنی] قلبت شرحه‌شرحه می‌شود؛ دلت می‌رود؟ آدم می‌تواند تحمل کند برادرش را جلوی چشمش بزنند، اما نمی‌تواند تحمل کند امامش را جلوی چشمش بزنند... عظمت زینب به این است! آدم می‌تواند با برادرش خداحافظی کند، اما نمی‌تواند با امام زمانش خداحافظی کند. 🎤حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
4_5895268356688185379.mp3
5.49M
🖤سلام من به زهرای زمین کربلا زینب 🖤دارم همیشه آوای روحی لک الفدا زینب 🎙کربلایی جواد مقدم ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour
🔺او می آید ‼️‼️دوستان با کلیک بر روی هشتگ های بالا می تونید قسمت های قبلی را بیابید👆👆 ‼️‼️ 👈قسمت چهارم/ شب چهاردهم ... 🔰🔰🔰🔰🔰🔰 شمعون، با شگفتی و شادمانی فراوانی که بر چهره اش شکوفا گشته بود، پیوند با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) را پذیرفته بود. سپس رسول گرامی مسلمانان، بر آن منبر بالا رفته و به رسم مسلمانان خطبه عقد خوانده بود. شاهدان بر این عقد، مسیح و حواریّون او بودند... اینها... اینها همه اش اعجازی است که صمیمیّت الهام و شکوه وحی را در خود دارد؛ امّا برای دختر یشوعا، به خواب و رویا در آمده بود. اگر دل را بر صفا و صدق چنین رویای شادمانه ای می توان خوش داشت و به امید سرانجام زیبای آن نشست، اما بر این دختر هر شبی که بیشتر گذشته و می گذرد، طاقت و توان انتظار را کمتر می کند. 🔻🔻🔻🔻🔻🔻 چه شد! آن واقعه عجیب و بی سابقه! به دنبالش، آن خواب؛ رویای صادق! چه شدند آنها؟! دختر یشوعا، مهر دل به شویی سپرده است که تا کنون او را ندیده! از همان شب که خواب عجیب را دید، چنین شده است. این «او» کیست که همه جانش را به خود مشغول داشته است! این بی قراری را چه مشکل در خود پنهان ساخته است! راز، راز آن خواب شگرف را دختر یشوعا در سینه ی خویش پنهان ساخته است. ترس دارد؛ از نامحرمانی که خنجر شک و تردید بر حلقوم چنین رازهای مقدّسی می فشارند، تا تردید و دودلی و وهم پدید آورند، می ترسد. ◀️قیصر روم که دگرگونی و تغییر حالت این عروس نافرجام خویش را مشاهده کرده است، حکیمان و طبیبان حاذق را بر بالین او حاضر ساخته است: -این شوریدگی و پریدگی رنگ دخترم از چیست؟ حکیمان و طبیبان، از پاسخ به پرسش قیصر درمانده می شوند. -او را درمان کنید. بر بیماری او غلبه نمایید. بر این تمنّای آمیخته به حیرت و هراس قیصر نیز، چاره ای از کسی بر نمی آید... و چهارده شب است که از آن واقعه می گذرد. در این مدت که دختر یشوعا بر بستر اندوه و بی قراری قرار دارد، قیصر روم از او خواسته است تا اگر آرزویی در دل دارد، برای او فراهم کند. دختر یشوعا از جدّ خویش، چنین تمنایی را چشم داشته است: -اگر از آن گروه اسیران مسلمان که در زندان ها هستند، زنجیر و قفل گشوده شود و آنان مورد بخشایش شما قرار گیرند، شاید که حضرت مسیح و مادرش مریم مرا شفا بخشند. وقتی جمعی از مسلمانان زندانی از بند رها می شوند، دختر یشوعا اندکی غذا خورده و اظهار خوشی و سلامت می نماید؛ پس قیصر بر عطوفت و مهربانی خویش، نسبت به اسیران مسلمان می افزاید. دختر یشوعا، هزاران بار، چشم و دلش بر آن خاطره ی پرشکوه از اشک و اندوه لبریز شده است. آسمان دلش، اینک همچون کویری است که تشنه تشنه می باشد. ستاره ای باید ، تا در این دشت سرد و تاریک کویری پای گذارد. دعوتی باید باشد. از او که آن شب آمد و پرشکوه ترین و مقدّس ترین چهره های عالم را با خود داشت... پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، را اگر باز دوباره در خواب ببینم... او را طلب خواهم کرد... فرزندش ابومحمد حسن عسکری(علیه السلام) را... که دل به مهرش سپرده ام... دختر یشوعا در لطافت و جاذبه ی این اندیشه هاست که سر بر بالین می گذارد. 🔹🔹🔹🔸🔸🔸🔹🔹🔹 شب چهاردهم است امشب. این بار، مردان نمی آیند، هیچ کدام نیامده اند؛ اما یک زن هست، چهره اش عصمت و تقدّس مریم را نمایان می سازد! عطر وجودش، باغی از گل های گوناگون و معطر را در چشم دل نمایان می سازد، باغی که ثمره ی تلاش و خونفشانی باغبانی چیره دست و برگزیده است! گرداگرد اندامش، هاله ای از نور می باشد! «تو کیستی ای زن! کی هستی! کی...؟!» صدایی که نمی داند از آسمان است یا زمین، به گوش دختر یشوعا می رسد: فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هستم؛ مادر شوهر تو. دختر یشوعا، چه بارانی در کویر دل خویش احساس می کند، وقتی این کلام را می شنود. باران! باران لطیف و پاکیزه، برای شستن و زدودن تمام رنجا و غم های دل پریشانش. میل دارد تا سخن بگوید و حرف بزند. کسی چه می داند که او در چه تب و تابی می سوزد. تبی مانوس و آشنا که داغی و گرمایش را می توان دوست داشت! لب های دختر یشوعا، به سخن باز می شود: «شکایت دارم! از ابو محمد شکایت دارم!...» و دیگر که قادر نیست کلامی بر زبان آورد، می گرید. اشک؛ اشک شوق و تمنّا را بریز تا جانت از سنگینی و فشار غم رها گردد. برای کسی که هر قطره اشکش، حکایتگر صادق و بی منّت راز او می باشد، بهتر از گریستن چیزی نیست و باز هم می گرید... فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، دختر یشوعا را به خود می آورد: -تا هنگامی که در مذهب ترسایان هستی، فرزندم نزد تو نمی آید. دختر یشوعا، به تمنّا می پرسد: - چه باید بکنم؟!تو بگو که چه باید کرد، تا همان را انجام دهم. ⏪⏪⏪ ادامه دارد... ➖➖➖➖➖➖➖ امـــــامـ زمـــانـــے شــــو 🆔 @montazerane_zohour