از تهی سرشار،
جویبار لحظه ها جاریست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را می شناسم من
زندگی را دوست می دارم،
مرگ را دشمن
وای اما - با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاری
- مهدی اخوان ثالث
می پرسد از من کسیتی ؟ می گویمش اما نمی داند
این چهره ی گم گشته در آیینه خود را نمی داند
می خواهد از من فاش سازم خویش را باور نمی دارد
آیینه در تکرار پاسخ های خود حاشا نمی داند
- محمدعلی بهمنی
ونوس.
می پرسد از من کسیتی ؟ می گویمش اما نمی داند این چهره ی گم گشته در آیینه خود را نمی داند می خواهد از
«جسمم غزل است امّا روحم همه نیمایی است،
در آینه تلفیق این چهره تماشایی است.»
- محمدعلی بهمنی ( ۱۳۳۰–۱۴۰۳ )
ونوس.
«جسمم غزل است امّا روحم همه نیمایی است، در آینه تلفیق این چهره تماشایی است.» - محمدعلی بهمنی ( ۱۳۳۰
نزدیکهای ساعت بیست و سهٔ نهم شهریور درگذشت.
ونوس.
Salt air, and the rust on your door.
August slipped away into a moment in time.