گفته بودی که چرا محو تماشای منی..
آنچنان مات که حتی مژه برهم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود،
ناز چشمت به قدر مژه بر هم زدنی!
روز و شب خواندم برایش تا بفهمد عاشقم
کف زد و گفتا که ایول پس شما هم شاعری..
باب میل بودی ، امن و دلچسب؛
اما گاه یک عمر بر پای احساسات تلف میشود ، و گاه یک احساسات بر پای یک عمر.