هدایت شده از Epobangpo⁵
لیست همراهان عزیز اپوبنگپو
لطفا جهت تایید فور بشه
پلاک¹ رز آبی
پلاک² سیل آبی
پلاک³ آبان ماهی
پلاک⁴ Volleyball
پلاک⁵ بانوی ورزشکار
پلاک⁶ رز های خاکستری
پلاک⁷ شازده کوچولو
پلاک⁸ فیزیکدان کله خراب
پلاک⁹ moon notes
پلاک¹⁰ lost painter
پلاک¹¹ آنی
پلاک¹² مریم گلی
پلاک¹³
پلاک¹⁴
پلاک¹⁵
پلاک¹⁶ نرگس
Moon Notes
لیست همراهان عزیز اپوبنگپو لطفا جهت تایید فور بشه پلاک¹ رز آبی پلاک² سیل آبی پلاک³ آبان ماهی پ
اینم همسایه هاا
با اپوبنگپو همسایه شدیمم
هدایت شده از تی نبات ☕
استرس جوریه که مغزت میگه: «باید بخوابی»، دلت میگه: «باید گریه کنی»، معدهت میگه: «باید بالا بیاری»، و تو وسطش داری به این فکر میکنی که چرا موبایلت رو تو یخچال گذاشتی.
Moon Notes
استرس جوریه که مغزت میگه: «باید بخوابی»، دلت میگه: «باید گریه کنی»، معدهت میگه: «باید بالا بیاری
جوری حق بود که حس می کنم استرس گرفتم
Moon Notes
یه هل ریز تا ۲۰۰ شدن
دویست تاییت مبارک مهربونننن
امیدوارم ۲۰۰ کاییت رو ببینم🥲
امروز نبودم تقریبا
خببب
✨اول این هشدارو بگم که این بیشتر مثل یه نامه به خداست و مجبور نیستین این پیامو بخونید✨
روز یکنواختی بود ولی از یه جایی به بعد فقط خندیدم (خداروشکر🤲🏻)
خنده ها از جایی شروع شد که بعد از دو هفته که به خاطر جنگ دیگه موسسه زبان تعطیل بود امروز زبان رفتم و طبق معمول کلی خندیدیم
البته درسته از دوستایی که ۵ ساله باهاشونم و صمیمی ام هیچ کدوم نیومده بودن ولی خب اوکیه چون بالاخره روزمرگی خارج از خونه پیدا کردم تو این دو هفته که شرایط غیر عادی بود داشتم دیوونه می شدم
بعدشم که قسمت آخر جوکرو دیدیم که از ته دل خندیدم و اینم بگم که علیخانی نمی تونه یه اثری بسازه و هیچ جاییشو ماه عسل نکنه (منظورم گریه حتی تو برنامه ی طنزه)
اینم بگم که امروز بالاخره بوی محرم اومد هر چند کم ولی مطمئنم تو روزهای آینده عطرش بیشترم میشه*به ویژه تو روز موعود هر سال که یه روز قبل تاسوعاست
حس امروز یه خورده عجیب و پوچ بود
یه شکر گذاری هم بکنیم
خدایا شکرت که تا الان ۱۳ سال و ۳۶۴ روز بهم عمر دادی
خداروشکر که کسایی هستن که با این شرایط بازم تولدمو یادشون باشه
و امیدوارم که بتونم حس دو روز بعدمو(۱۴ سالگی) رو تجربه کنم
البته اگه قراره زجر آور باشه خدایا خودت کنکلش کن من راضیم به مردن
اگرم قراره زنده باشم که خودت تکلیف این این آزمونو مشخص کن دیگه
قربونت خدا جون
شبت بخیر
ظاهرا امشب شب حضرت رقیه ست
یادمه همون حول و حوش ۳ سالم که بود تو یه روضه ای که حالت نمایشم داشتن بعضی روزا نقش حضرت رقیه رو داشتم
فقط می خوام بگم که...چطور آدما می تونن اینقدر سنگدل باشن که با خانواده ی یه بچه به این کوچیک و معصومی این کارو کنن
یزید مرده ولی هنوز خیلی ها دارن راه اونو ادامه می دن انگاری که..انگاری که دارن اشک اون دخترو خون خانوادشو نادیده می گیرن...انگاری که از بزرگترین حادثه ی تاریخ هیچی یاد نگرفتن
امیدوارم هر چه زودتر منقرض شه نسلشون
حالا چه طرف یزیده چه نتانیاهو چه قاچاقچیِ بچه چه هر بی رحمِ دیگه ای
همین