دیشب تا حالا بیدار...
درگیرِ پرچم زنی و عشق بازی با پرچم های ولادت مادر🌱
راااااااستییییی
اینقققققدر همش دستم بند بود و... یادم رفت یه چیزی رو بگم...😃
میدونستید تا چند شب پیش که روضه داشتیم یکی از اعضای کانال که من هم اصلا نمیشناختمش، اومد پیوی آدرس گرفت و از اون کله ی اصفهان پاشد اومد روضه؟؟؟
شبِ آخر با خونواده اومدن...
و من حقیقتا جا خوردم!
جا خوردم از اینکه خدا چقدر قشنگ رزق هر کسی رو میده..
رزقشون این بود که تو مجلس مادر شرکت کنن:)))
حتی از طریق یه کانالِ کوچولو تو ایتا..
اینقدر قشنگ بیان آدرس بپرسن و بعدش هم تشریف بیارن...
حقیقتا خیلی کیف کردم❤️🌱
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
به این صورت فریزر پر از کیک بستنی بود...🤝✌️❤️
البته این برا زنونه ست..
مردونه جدا بود..😄
فقط اونجاش که رهبر گفتن این شعر صائب رو گوش کنید :
نسازد لن ترانی چون کلیم از طور نومیدم
نمک پرورده عشقم، زبان ناز می دانم
یهو همهمه به به و... بلند شد.
آقا گفتن قشنگ بود؟؟😁
ولی غلط بود..😂
#میلاد_حضرت_زهرا
#روز_مادر
وای وای وای ...!!!
چی شد که دیدمون به مجالس اهل بیت این شد !
چی شد که فکر کردیم این ماییم که پولِ تدارکات جلسات اهل بیت رو میدیم؟!
چی شد که فکر کردیم بستگی به پولِ ما داره که چجوری از عزاداران حضرت و محبان حضرت پذیرایی کنیم؟!!
ما اصن در حدی نیستیم که چنین چیزی رو از خودمون بدونیم...
چنین چیزی اصن ربطی به پولداری نداره!!!!
شاید اگه یه روز پدرم کتابِ روضه مون رو نوشتن اونوقت میتونی اون کتاب رو بخونی و از اولِ روضه مون رو مطالعه کنی که چجوری شروع شد و چجوری گرفته شد... :))
هر چی هست رو خود حضرات میرسونن...
هر سالی که بی پول تر بودیم و مونده بودیم چیکار کنیم ، پدرم دلشون آروم تر بود و مطمئن تر بودن که اون سال مفصل تر از هر سال میشه
معتقدن روضه ها به دست صاحبانشون میچرخه و ما این رو به عینه دیدیم!
پدرم معتقدن ما یه آبی گرم میکنیم ، یه چراغی هم روشن میکنیم و باقیش هم یه یازهراست..
چون مادر همه ی اهل بیت حضرت زهرا هستن و همه ی تدارکات روضه و جشن و... با خودشونه...؛)
یازهرا
و من الله توفیق