روایت میگه فردی رسیده بود خدمت حسین بن علی
آقاجانمون حضرت علی اکبر رو صدا کردن.
ایشون با نقابی که بر چهره داشتن وارد شدن
فرد پرسید آقاجان این جوون کیه ؟ میشه نقابش رو برداره ببینمش؟
حضرت گفتن علیجانشون نقاب از صورت برداشت .. :)
میگه مرد تا لحظاتی متحیر زیبایی علی اکبر بود ، صدای ماشاءالله ماشاءالله مرد بلند شد
حضرت گفتن اگه خدا بهت چنین پسری میداد چیکار میکردی؟
گفت قربانی میدادم فلان میکردم بسار میکردم نذر میدادم و...
حضرت گفتن وقتی بزرگتر شد چه؟
گفت برای او همسر زیبایی برمیگزیدم ، جشنی به پا میکردم ، چنان میکردم و چنان میکردم ...
حضرت گفتن اونوقت اگه جوونت جلو ی روت دست و پا بزنه و نتونی براش کاری کنی چی ...💔
😭💔
نمیدونم
نمیدونم چقدر روایت ها معتبرِ و چقدر دارم درست میگم !
حتی شاید فقط ساخته ی ذهنِ منِ مستمع و مداحِ روضه خوانِ برای درک عمق این داغ ..
ولی حتی اگه اینطور باشه
فقط اینو میدونم که حتی اگه درست هم نباشه باید از این داغ بمیریم برا دل آقامون ...:)💔
به حضرت آیت الله بهجت گفتن آقا بعضی از این مداح ها دارن پیاز داغ زیاد میکنن ، بعضیاشون دیگه دارن دروغ میگناااا. خیلی دارن پیاز داغشو زیاد میکنن
آقای بهجت گفتن هر چقدر هم دروغ بگن نمیتونن واقعیت رو بیان کنن و توصیف کنن :))))💔
اونجایی که مقتل میگه «بکاءً شدیدا» 😭
ابی عبدالله وقتی رسیدن کنار بدن
علیاکبرشون گریه شون شدت گرفت ...
هفت بار از عمق وجود گفتن ولدی علی ...
پسرم علی 💔😭
امشب شالبافان روضه های شب هشتم خوند، تاسوعا خوند، عاشورا خوند...
دیگه این اواخر حالش دست خودش هم نبود :)))
همه چی میخوند ...
دیگه مستمع نمیدونست چیکار کنه :)
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
این سبک غذا خوردن مخصوصِ بچه هیئتی های مشتیِ ... آی میچسبه ، آی میچسبه ... قاشق سَرخود
وای من فکر میکردم فقط منم که عجولم نمیزارم به خونه برسیم:))))