ارغوان..
خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله میآغازند
جان گلرنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه!
بشتاب که همپروازان
نگران غم هم پروازند!
#هوشنگ_ابتهاج
- @Moqlgh
نه اینكه فكر كنی مرهم احتیاج نداشت!
كه زخم های دلِ خون من علاج نداشت ؛
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
تمام روز اگر بی تفاوتم اما؛
شبم قرینِ شکنجه، دچارِ بیداری است...
#حسین_منزوی
- @Moqlgh
یک سینه پر از قصهی هجر است ولیکن
از تنگ دلی طاقت گفتار ندارم!
#امیرخسرو_دهلوی
- @Moqlgh
تو را دوست دارم، ولی رو نکردم
فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم
نگفتم،که روزی که گفتم بگویی :
کف دست خود را که من بو نکردم!
ضمیر مخاطب برایم تو بودی
به غیر از تو، من، قصدی از ''او ''نکردم
سرم با تو چرخید هر سو که رفتی
دلم را به غیر تو هم سو نکردم
به پیش حسودان تو اعتنایی
به یاوه سرایی بدگو نکردم
خودت را، خودت را... تو را دوست دارم
تو را دوست دارم، ولی رو نکردم
#قیصر_امین_پور
- @Moqlgh
“عندما تضحك
تتفتح زهرة الياسمين الدمشقية في عمري الحديدي الصدئ”
وقتی که میخندی،
گلزارِ گلبنهای یاسِ دمشقی روی روزگارِ آهنیِ زنگزدهام گل میدهد.
#غاده_السمان
- @Moqlgh
دل سوی تو آورده پناه از غمِ دنیا ؛
این طفل یتیم است در آغوش بگیرش !
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
تمام شهر، به لطف تو مست گشت و هنوز
ندیده رنگ شرابِ تو را پیالهی من
#حسین_دهلوی
- @Moqlgh