بِکش کبریت را در این شب تنهایی و تا صبح
بسوزانش تمام آنچه را از "او" به سَر داری
#محمد_بزاز
- @Moqlgh
نَشُست از خاطرش طوفانِ اشکم گَردِ بیرحمی
چه سازم؟ آب، سختی از دلِ آهن نمیشویَد...
#طالب_آملی
- @Moqlgh
باز در خوابم چه میکردی حقیقت را بگو
میدهد بوی شراب از صبح لبهایم چرا ؟
#سجاد_شهیدی
@Moqlgh
به جای خون زِ رگ و ریشه اش برآرد دود
به دستِ درد، دلی را که عشق بفشارد...
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
یقین دارم خدا چشمان او را بوسیده بود. و گرنه من که تمام رنگ ها را میشناختم! پروردگارا.. شیرینی می ریزد از خرمایی چشمانش
#نیما_صادقی
- @Moqlgh
غزل صبح که از چشم تو مضمون نوشید
شاعر و دفتر و خودکار و جهان مست شدند
#حسین_مرادی
- @Moqlgh
آسمان فرصت پرواز بلندیست ولی...
قصه این است چه اندازه کبوتر باشی...!
#فریدون_مشیری
- @Moqlgh
وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است
تنگ بین ِ بازوان ِ تو اسیری محشر است
تا تویی ماه ِ تمام ِ هر شب ِ این آسمان
حال و روز ِ کهکشان ِ راه ِ شیری محشر است
شاهبانو! میشود باشم وزیر ِ عاشقت؟
شاهنامه گاه در قطع ِ وزیری محشر است
طرح ِ اسلیمی ِ گُل از خوشخرامی های ِ توست
نقش ِ جای ِ پات بر فرش ِ کویری محشر است
تا بیایی می پرد از سر خماری ِ بهار
دستمالی پشت ِ شیشه گردگیری محشر است
کاش میشد پابه پایت از جوانی بگذرم
دست ِ تو باشد عصای ِ دست ِ پیری محشر است
"بی تو مهتابم گذشتم باز از آن کوچه شبی" *
آه.. این شعر ِ "فریدون ِ مشیری" محشر است
گریه ام پرسید از دلتنگی ام تکلیف چیست؟
گفت خوب است انتظار اما بمیری محشر است
آنقدر حالم نپرسیدی که پوسیدم به خاک
تا بیایی و سراغم را بگیری "محشر" است
#شهراد_میدری
- @Moqlgh