eitaa logo
| مُغْلقْ |
399 دنبال‌کننده
251 عکس
84 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
به شرط آبرو یا جان، قمار عشق کن با ما که ما جز باختن، چیزی نمی خواهیم ازین بازی - @Moqlgh
شمع، این مسئله را بر همه کس روشن کرد که تواند همه شب گریۀ بی شیون کرد... - @Moqlgh
گفتی غٖزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ پر می‌‌زند دلم بـه هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ - @Moqlgh
° علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را ° - @Moqlgh
هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست سر فرو داشت نمی‌گفت سخن نگهش از نگهم داشت گریز مدتی بود که دیگر با من بر سر مهر نبود... آه، این درد مرا می‌فرسود: «او به دل عشق دگر می‌ورزد؟» گریه سر دادم در دامن او های هایی که هنوز تنم از خاطره‌اش می‌لرزد! بر سرم دست کشید در کنارم بنشست بوسه بخشید به من لیک می‌دانستم که دلش با دل من سرد شده‌است ! - @Moqlgh
چو در کنار منی ، کفر نعمت است ای دوست دو دیده‌ام مژه بر هم دمی اگر بزند! - @Moqlgh
در مجلس ترحیمم اگر تار و دف آورد یا جای گلایل سر قبرم علف آورد؛ منعش نکنید! این جگر آزرده ی طناز یک عمر به این شیوه دلم را به کف آورد با رفتنش از شوق مرا دائما انداخت با آمدنش یکسره شور و شعف آورد پیغامبری ساخته بود از من و یک روز ایمان به غزل های من بی شرف آورد من کشتی آمال خودم بودم و رفتم او نیز برایم پسری ناخلف آورد نفرین به مشامی که مرا یاد ندارد نفرین به نسیمی که مرا بی هدف آورد نفرین به همین رود که برد آن طرف او را نفرین به عصایی که مرا این طرف آورد - @Moqlgh
دلم چون صخره محکم بود اما عشق کاری کرد که این ویرانه مدت هاست محتاج مرمت هاست ! - @Moqlgh
از تو رسیده‌ام به خدا، از خدا به تو تنها مگر خدا برساند مرا به تو افتاده‌ام به دام بلایی به نام عشق ختم به خیر می‌شود این ماجرا به تو تقصیر من نبوده اگر عاشقت شدم تقدیر خواست من بشوم مبتلا به تو هرگز نشد که غیر تو را آرزو کنم... در شهر شهره شد دل من در وفا به تو آدم برای قصه‌ی حوا زیاد بود افتاد قرعه بین همه از قضا به تو دیگر ندارم حسرت چیزی در این جهان روزی اگر خدا برساند مرا به تو... - @Moqlgh
مثل باران بهاری که نمی‌گوید کِی بی خبر در بزن و سر زده از راه برس🤍 - @Moqlgh
نقش شیرین رود از سنگ ولی ممکن نیست که خیال رخش از خاطر فرهاد رود ؛ - @Moqlgh