کور اگر دیدی هدایت میکند گمراه را
منتی بر سر ندارد گر نبیند چاه را
من خودم بودم که گفتم ماندنت اجبار نیست
بشکند دستی که یادت داده “لا اکراه”را
مثل یلدا آخرین دیدار طولانی تر است
آنکه یارش رفته داند حال آذرماه را
هر دو در این ماجرا چون کودکان کم طاقتیم
بچه اغلب می پسندد قصه کوتاه را
برکه ای بودم که هر شب دلخوش یاد تو بود
ابر غم آمد بگیرد از دل من ماه را
کوه نور عشق ما حالا به غارت رفته است
هیچکس باور ندارد بغض نادر شاه را
من تو را با خون دل از یاد بردم، لطف کن
هر کجا چشمت به من افتاد، کج کن راه را
#هادی_معراجی
- @Moqlgh
بارها غم به تو گفتیم، ز ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آن است که خاموش کنیم!
#هلالی_جغتایی
- @Moqlgh
پیش از آنی که بخواهی از کنارت میروم
تا بدانی عذر ما را خواستن کار تو نیست..
#کاظم_بهمنی
- @Moqlgh
آرزوها همه بر باد شد و عمر گذشت
هیچکس هیچ مدالی زِ صبوری نگرفت
#مهدخت_نبوی
- @Moqlgh
رهایم کن در این کابوسِ در کابوسِ در کابوس
که غمگینم، به یک رویای غمگینتر نیازی نیست
#مهدی_موسوی
- @Moqlgh
دوش گفتم ساقیا امشب چه داری؟ گفت: زهر
گفتمش کج کن قدح را، دید می نوشم نریخت...
#قادر_طهماسبی
- @Moqlgh
نگفته ایم و ندانی که چیست در دل ما
کفایت است بدانی که بی تو آشوب است
#صادق_علیزاده
- @Moqlgh
نه کسی
منتظر است،
نه کسی چشم به راه..
نه خیال گذر از کوچه ی ما
دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ
مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری
غیر از آه...!
#فریدون_مشیری
- @Moqlgh
گیرم که مرا به حیله ای آزردی
در جنگ خیالیت مرا هم بردی
یک روز تو میپری از این خواب اما
آن روز برای من تو دیگر مردی!
#مهدی_جوینی
- @Moqlgh