| مُغْلقْ |
مرگ، نبض گردنم رو میبوسه ...
کاش نزدیک تر اومده بودی عزیز من ...
الان چقدر دور به نظر میرسی
بسپار به دستان من این خرمن مو را
من زاده شدم ساقه ی گندم بشمارم #حسن_حسنپور
- @Moqlgh
گرفته است جهان را غبار بی دردی
کجا رویم ازین عالم خراب؟کجا؟
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
هرچه مرهم میگذارم بند می آید مگر؟
ای وطن خون تو از اروند می آید مگر؟
#یاسر_قنبرلو
- @Moqlgh
میتواند که تو را سخت زمینگیر کند
دردِ یک بغض اگر بینِ گلو گیر کند...
#سیدتقی_سیدی
- @Moqlgh
«بگو ز سرنوشت ما
بگو به دادِ قاصدک
کسی رسید و بهرِ او پناه شد؟
نمیرود ز خاطرم
که ظالمانه قاصدک
جوانیات تباه شد
چه سینهها از این ستم
سیاه شد، سیاه شد»
#محدثه_محمودلو
- @Moqlgh
عیار گفتگوی او نمیدانم، همین دانم
که در فریاد آرد بوسه را لبهای خاموشش
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
#حسین_منزوی
- @Moqlgh
من بدین بختِ شراب آلوده هرگه در چمن
تکیه بر شاخ گلی کردم ، درخت تاک شد
#طالب_آملی
- @Moqlgh