یک روز میرسد که در آغوش گیرمت
هرگز بعید نیست، خدا را چه دیدهای
#قیصرامین_پور
- @Moqlgh
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را، تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ
و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد…
خانهام آتش گرفتهست، آتشی بی رحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچههایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبّک شب
من به هر سو میدوم
گریان ازین بیداد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد…
وای بر من، همچنان میسوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را میکنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
زآن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، که میداند که بود من شود نابود…
خفتهاند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد…
#مهدی_اخوان_ثالث
- @Moqlgh
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در عزای او رسم چهل روز کم است...
یاد چشمش همهی عمر سیهپوشم کرد ؛
- @Moqlgh
دستهای تو،
انگار پرچمهای صلحاند
بر خرابه روزهای من ..
#شمس_لنگرودی
- @Moqlgh
دین ندارم راست میگویی ولی آزاده ام
خم نکردم گردنم را جز سر سجادهام
ظاهر و باطن همینم! درک من پیچیده نیست!
من شبیه شعرهای خویش صاف و سادهام
خستهی راهم ولی سربار مردم نیستم
کیستم من؟ عابری تنها کنار جادهام
چیستم من؟ زلف یارم! در تمام عمر خویش
یا پریشان بوده ام یا پشت گوش افتادهام
مشق عشقم میدهی تا باز تنبیهم کنی؟
ای فلک بس کن که صد بار امتحان پس دادهام
#علیرضا_نورعلیپور
- @Moqlgh
نگاهش بر من نشست، و من، آری من، در روشنایی آن چشم ها همه ی شب های بی چراغم را جا گذاشتم..
- @Moqlgh
خندان نشست و شمع شبستان غیر شد
رحمی به گریه های شبِ تارِ من نکرد
#وحشی_بافقی
- @Moqlgh
پس از کشتن چه حاصل گریه کردن بر سر خاکم؟
که بی حاصل بود ابری که بیهنگام میبارد
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
#شما
هی خواستم بدونی عاشق تمام مطالبی هستم که میزاری و....
- خوشحالم که دوست دارید🪴'
اگر چه باز نبینم به خود کنار تو را
عزیز میشمرم عشق یادگار تو را
در این خزان جدایی به بوی خاطره ها
شکفته می کنم از نو به دل بهار تو را
زبان شعله به گوشم به بی قراری گفت
حدیثِ سستی ِ قول تو و قرار تو را
ز من جدا شدهیی همچو بوی گل از گل
منی که داده ام از دست، اختیار تو را
شدی شراب و شدم مست بوسهٔ تو شبی
کنون چه چاره کنم محنت خمار تو را؟
به سینه چون گل ِ عشقت نمی توانم زد
به دیده می شکنم خارِ انتظار تو را
چو بوی گل چه شود گر شبی به بال نسیم
سبک برایم و گیرم ره دیار تورا
همان فریفته سیمین با وفای توأم
اگر چه باز نبینم به خود کنار تو را.
#سیمین_بهبهانی
- @Moqlgh
تو هم با من نمی مانی، برو بگذار بر گردم
دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم
برایت می نویسم آسمان ابری ست، دلتنگم
و من چندی ست دارم با خودم، با عشق می جنگم
اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را
و سهم چشم هایم را، سکوتم را، صدایم را
اگر می شد برای دیدنت، دل دل نمی کردم
اگر می شد که افسار دلم را ول نمی کردم
دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده
همیشه بت پرستم، بت پرستی سخت وابسته
خدایش را رها کرده، به چشمان تو دل بسته
تو هم حرفی بزن، چیزی بگو، هر چند تکراری
بگو آیا هنوزم مثل سابق دوستم داری؟!
خودم می دانم از چشمانت افتادم، ولی این بار
بیا و خورده هایم را از زیر دست و پا بردار
#میثم_نظری
- @Moqlgh