اگر چه باز نبینم به خود کنار تو را
عزیز میشمرم عشق یادگار تو را
در این خزان جدایی به بوی خاطره ها
شکفته می کنم از نو به دل بهار تو را
زبان شعله به گوشم به بی قراری گفت
حدیثِ سستی ِ قول تو و قرار تو را
ز من جدا شدهیی همچو بوی گل از گل
منی که داده ام از دست، اختیار تو را
شدی شراب و شدم مست بوسهٔ تو شبی
کنون چه چاره کنم محنت خمار تو را؟
به سینه چون گل ِ عشقت نمی توانم زد
به دیده می شکنم خارِ انتظار تو را
چو بوی گل چه شود گر شبی به بال نسیم
سبک برایم و گیرم ره دیار تورا
همان فریفته سیمین با وفای توأم
اگر چه باز نبینم به خود کنار تو را.
#سیمین_بهبهانی
- @Moqlgh
تو هم با من نمی مانی، برو بگذار بر گردم
دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم
برایت می نویسم آسمان ابری ست، دلتنگم
و من چندی ست دارم با خودم، با عشق می جنگم
اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را
و سهم چشم هایم را، سکوتم را، صدایم را
اگر می شد برای دیدنت، دل دل نمی کردم
اگر می شد که افسار دلم را ول نمی کردم
دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده
همیشه بت پرستم، بت پرستی سخت وابسته
خدایش را رها کرده، به چشمان تو دل بسته
تو هم حرفی بزن، چیزی بگو، هر چند تکراری
بگو آیا هنوزم مثل سابق دوستم داری؟!
خودم می دانم از چشمانت افتادم، ولی این بار
بیا و خورده هایم را از زیر دست و پا بردار
#میثم_نظری
- @Moqlgh
قبول کن دلِ عاشق که روزگار تو نیست
کسی که برده قرار از تو بی قرار تو نیست
دگر چه مانده ببازی جز آبرو؟ بس کن!
بلند شو برو،امشب شبِ قمار تو نیست
چنان جهان تو تاریک و بیستاره شده است
که سایهی تو هم این روزها کنار تو نیست!
چه بر تو رفته که از زخمهای سینه اگر
هزار تا بنمایی،یک از هزارِ تو نیست
مباش فکر رسیدن که در طریقت عشق
جز انتظار کشیدن در انتظار تو نیست
چه سود از آن همه جشن تولد،آن همه شمع؟
یکی از آن همه امشب سر مزار تو نیست!
#حسین_زحمتکش
- @Moqlgh
شب بیهودهی ما را چه بخیر
خیر آنجاست که دلداده و دلداری هست..
#لیلا_مقربی
- @Moqlgh
Mohsen Chavoshi Mohsen Chavoshi - Lotfan Be Bande Avale Angoshte Sababeat Begoo (320).mp3
زمان:
حجم:
13.5M
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم..
- @Moqlgh
- کی همدیگر را ملاقات می کنیم؟
+ پس از جنگ
- و جنگ کی تمام می شود ؟
+ آنجا که با هم دیدار کنیم..
#محمود_درویش
- @Moqlgh
رفتی و نداری خبر از دردِ گرانم..
از حال خرابِ دل و از بغضِ نهانم..
آرام و قرار دلِ سرگشتهای اما..
بر هم زده هر خاطرهات، روح و روانم..
مرداب شدم ساکت و متروک و پریشان..
از برکهی من رفت شبی ماهِ نهانم..
هر چند پس از رفتنت آوایِ سکوتم..
نامت شده نجوای شب و وِرد زبانم..
تنها منم و دفترِ باران زده وقتی..
چتر غم تو باز شده بر سرِ جانم..
آخر چه کنم، بیکس و تنها و غریبم..
در شهر دلت عابرِ بی نام و نشانم..
برگرد به این قلبِ پر از خواهش و پردرد
چون بی تو نفس رفته و من بیضربانم
#نگار_حسینی
- @Moqlgh