eitaa logo
جایزه برنامه
338 دنبال‌کننده
752 عکس
235 ویدیو
115 فایل
جشنواره جایزه برنامه تلاشی است برای تقدیر از طراحی برنامه‌های موثر موقعیت‌آفرین مبتنی بر نظریه تربیتی برای مخاطب دانش‌آموزان سرافراز و آینده‌ساز میهن عزیزمان💕 مدیر کانال @Ahlsadad
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ 🔹 فرصت‌های بهره‌مندی از سفر اربعین 🔸 برگرفته از سخنرانی استاد هادی‌زاده 🔹 به همراه اسلاید‌هایی کوتاه و جذاب ‌
🔰 پرونده راز محمد تقریباً بعد از ظهر سه شنبه در هوای گرم سوزان بالای 40 درجه نجف ، کوله‌ی همیشه سنگینم را به سمت مشایه برداشتم. آفتابِ داغِ بی رحم بر سر زوار می‌تابید. تصمیم بر رفتن تا عمود ۶۰۰ با خودرو و سپس حدود ۲۰۰ عمود را پیاده تا مجدد سوار ماشین های طویل عراقی شوم و به مقصد کربلا برسم. ناگهان به یاد خاطرات گرم و شیرین دوستان تربیتی تهران و طرح راز محمد دوسال قبل در عمود ۷۰۷ افتادم. به رفقا پیام دادم. تصمیم عوض شد و توقف کردم. طرح جدید دیگری اضافه شده ، امروز از ظهر دو طرح را معرفی داشتیم. اما جالب است چه می‌شود که پسری خسته از راه حوصله بازی یک ساعت بیشتر را در تایم خواب یا استراحتش می‌کند؟؟؟ | شاگرد چمران | مدرسه 🌱 🆔 @dr_chamrani
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان‌حکیمانه پیرمرد قدخمیده در پیاده‌روی اربعین
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۱) امروز، در موکب حضرت قائم(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) کرمانشاه، میان رفت‌وآمد زائران، به این فکر می‌کردم که اربعین فقط یک سفر نیست؛ یک است. بعضی سفرها ما را از شهری به شهر دیگر می‌برند؛ اما بعضی سفرها، انسان را از نگاهی به نگاهی دیگر منتقل می‌کنند. احساس می‌کنم اربعین از ما فقط راه رفتن نمی‌خواهد؛ دیدن می‌خواهد. باید برخاست... نه فقط برای پیمودن جاده، بلکه برای دیدن حقیقت‌هایی که در شلوغی زندگی کمتر دیده می‌شوند. برای دیدن دست‌هایی که بی‌هیچ چشمداشتی خدمت می‌کنند. برای دیدن لبخندهایی که هیچ معامله‌ای پشت آن نیست. برای دیدن دل‌هایی که بی‌آنکه همدیگر را بشناسند، به هم اعتماد می‌کنند. برای دیدن اینکه چگونه میلیون‌ها انسان، با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون، تنها با محبت حسین علیه‌السلام، یک خانواده می‌شوند. هرچه بیشتر نگاه می‌کنم، بیشتر احساس می‌کنم اربعین فقط نیست؛ است که حقیقت جامعه مطلوب را به ما نشان می‌دهد. جامعه‌ای که در آن، خدمت بر رقابت غلبه دارد، محبت بر خودخواهی پیشی می‌گیرد و پیوندها از مرزها نیرومندترند. تصمیم گرفته‌ام در این مسیر، فقط زائر نباشم؛ هم باشم. در این چند روز، می‌خواهم هر روز یکی از درس‌هایی را که اربعین به من می‌آموزد، با شما در میان بگذارم؛ نه از سر ادعا، بلکه در حد تأملات یک زائر. شاید اگر درست نگاه کنیم، اربعین فقط مقصدی برای رسیدن نباشد؛ مدرسه‌ای باشد برای آموختن اینکه چگونه می‌توان جامعه‌ای ساخت که پیوندهایش، از اختلاف‌هایش نیرومندتر باشد... ادامه دارد... 🗓 ۱۴۰۵۰۵۰۸.....۱۱:۱۰ ✍ محمد جواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۲) آنچه در اربعین دیده نمی‌شود... هرچه بیشتر در این مسیر قدم می‌زنم، بیشتر احساس می‌کنم زیبایی اربعین فقط در آن چیزی نیست که دیده می‌شود. موکب‌ها را می‌بینیم. جمعیت را می‌بینیم. پرچم‌ها را می‌بینیم. خدمت‌ها را می‌بینیم. اما حقیقتی در این میان هست که دیده نمی‌شود؛ و شاید از همه این صحنه‌ها بزرگ‌تر باشد. آنچه اربعین را برپا نگه داشته، فقط میلیون‌ها انسان نیست؛ میلیون‌ها است. میان دل‌هایی که شاید هرگز یکدیگر را ندیده باشند، اما به هم اعتماد می‌کنند. میان دست‌هایی که بی‌هیچ چشمداشتی به خدمت برخاسته‌اند. میان انسان‌هایی که زبان، ملیت، فرهنگ و زندگی‌شان متفاوت است، اما مقصدشان یکی است. با خودم فکر می‌کنم... اگر این پیوندها نبود، آیا این اجتماع عظیم شکل می‌گرفت؟ شاید بزرگ‌ترین ، همین باشد که پیش از آنکه انسان‌ها را کنار هم جمع کند، دل‌هایشان را به هم نزدیک کرده است. اینجا بیش از آنکه قدرتِ سازمان‌ها را ببینی، قدرتِ محبت را می‌بینی. بیش از آنکه نظمِ دستورها را ببینی، نظمِ اعتماد را می‌بینی. بیش از آنکه مدیریتِ رسمی را ببینی، مدیریتِ دل‌ها را می‌بینی. این‌ها سرمایه‌هایی هستند که دیده نمی‌شوند؛ اما اگر نباشند، هیچ اجتماع بزرگی دوام نخواهد آورد. با خودم قرار گذاشته‌ام در این سفر، فقط به آنچه دیده می‌شود نگاه نکنم؛ بلکه آنچه را پشت صحنه این شکوه ایستاده است، بهتر ببینم. شاید راز ماندگاری هر جامعه‌ای، پیش از آنکه در امکانات و ساختارهایش باشد، در همین نهفته باشد... ادامه دارد... 🗓 ۱۴۰۵۰۵۰۸.....۱۲:۲۳ ✍ محمد جواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۳) آنچه بیش از همه نگرانم می‌کند... هرچه بیشتر در این مسیر راه می‌روم، یک احساس در دلم پررنگ‌تر می‌شود. احساس شگفتی... و در کنار آن، یک نگرانی. شگفتی، برای این همه ایمان، محبت، خدمت و اخوت. و نگرانی، برای چیزی که شاید کمتر به آن فکر می‌کنیم. ساختن چنین صحنه‌ای چقدر دشوار است... اما از دست دادنش، چقدر آسان. گاهی سال‌ها زمان لازم است تا میان دو انسان، اعتماد شکل بگیرد؛ اما یک قضاوت عجولانه، یک بی‌انصافی، یک تحقیر، یک سوءظن یا حتی یک جمله نابجا، می‌تواند آن را آرام‌آرام فرسوده کند. در مسیر اربعین، هر قدمی که برمی‌دارم، بیشتر به ارزش همین پیوندهای نادیدنی فکر می‌کنم. شاید بزرگ‌ترین مسئولیت ما، فقط ساختن نباشد؛ حفظ کردن باشد. حفظ اعتماد. حفظ حرمت. حفظ رفاقت. حفظ دل‌هایی که با سختی به هم نزدیک شده‌اند. شاید به همین دلیل است که قرآن، بیش از آنکه از اختلاف بترساند، از تنازع هشدار می‌دهد: « وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ... » هر بار این آیه را می‌خوانم، احساس می‌کنم خداوند از چیزی فراتر از یک نزاع سخن می‌گوید؛ از فرسوده شدن قدرتی که در پیوند دل‌ها نهفته است. این روزها یک سؤال مدام با من راه می‌آید... چه چیزهایی این پیوندهای زیبا را می‌سازند؟ و چه چیزهایی آن‌ها را آرام‌آرام می‌سایند؟ شاید ادامه این تأملات، جست‌وجویی برای یافتن پاسخ همین پرسش باشد... ادامه دارد... 🗓 ۱۴۰۵۰۵۰۹....۸:۴۳ ✍ محمد جواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
🌿 حکمت‌های راه تأملاتی از مدرسه اربعین 🍃 هم‌قدم‌ها هرچه مسیر طولانی‌تر می‌شود، یک حقیقت بیشتر خود را نشان می‌دهد... اینجا کسی تنها راه نمی‌رود. پیرمردی از نفس می‌افتد؛ جوانی بی‌آنکه او را بشناسد، بازویش را می‌گیرد. کودکی خسته می‌شود؛ دستی او را بر دوش می‌نشاند. کسی از کاروان عقب می‌ماند؛ دیگری بی‌صدا قدم‌هایش را آهسته‌تر می‌کند. گاهی یک لیوان آب... گاهی یک لبخند... گاهی فقط چند دقیقه صبر کردن... همین‌ها، کاروان را زنده نگه می‌دارد. در اربعین، هنر، زودتر رسیدن نیست؛ با هم رسیدن است. هیچ‌کس به دیگری نمی‌گوید: «خودت را برسان.» می‌گوید: «با هم می‌رویم...» شاید راز ماندگاری امت‌ها نیز همین باشد. قدرت یک ملت، فقط به سلاح، ثروت یا فناوری نیست؛ به دل‌هایی است که در سختی، دست یکدیگر را رها نمی‌کنند. گاهی دشمن، زودتر از خود ما این حقیقت را می‌بیند؛ 👌 آنچه ملتی را شکست‌ناپذیر می‌کند، فقط توان ایستادن افرادش نیست؛ توان مرصوص ماندن آنهاست. قرآن نفرمود: «بنیان متین» یا «بنیان حصین»؛ فرمود: «﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ﴾» «مرصوص» یعنی بنایی که استحکامش از قدرت یک آجر نیست؛ از درست به هم پیوستن آجرهاست. اگر میان آجرها فاصله بیفتد، هر کدام هرقدر هم محکم باشند، ساختمان فرو می‌ریزد. در منطق قرآن، قدرت از انسجام متولد می‌شود، نه از انباشته شدن افراد قدرتمند. مرصوص یعنی: نه کنار هم بودن؛ به هم پیوسته بودن. نه جمع شدن؛ به هم جوش خوردن. نه همسایگی؛ هم‌سرنوشتی. اربعین، تفسیر زنده همین آیه است. میلیون‌ها انسان، با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون، یک مقصد دارند؛ و همین مقصد مشترک، از آنان یک امت می‌سازد. 🍂 حکمت راه بعضی راه‌ها را می‌توان تنها رفت؛ اما مقصدهای بزرگ، تنها با هم‌قدم‌ها فتح می‌شوند. شاید بسیاری از شکست‌های ما، نه از کمبود توان، که از کمبود پیوند باشد. 🌷 باید برخاست... نه فقط برای آنکه خودمان به مقصد برسیم؛ برای آنکه دست یکدیگر را بگیریم، فاصله‌ها را کم کنیم، و آجرهای بنیان مرصوص این امت باشیم. 📍 مدرسه اربعین، پاسخ نمی‌دهد؛ سؤال‌های درست را در دل انسان بیدار می‌کند. 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۰ بوقت عمود ۱۰۲۰ ✍ محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
جایزه برنامه
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۳) آنچه بیش از همه نگرانم می‌کند... هرچه ب
🌷 باید برخاست... تأملات یک زائر در مسیر نورانی اربعین (۴) گاهی خطر، از دشمنی آغاز نمی‌شود... امروز، هرچه بیشتر به اربعین نگاه می‌کنم، بیشتر به این حقیقت می‌اندیشم که راز ماندگاری یک جامعه، فقط در ساختن آن نیست؛ در حفظ کردن آن است. ساختن، هنر بزرگی است. اما نگه داشتن، هنری بزرگ‌تر. ساختن یک موکب، ارزشمند است. اما حفظ روح خدمت در آن، ارزشمندتر. ساختن یک جمع، دشوار است. اما حفظ رفاقت در آن، دشوارتر. ساختن اعتماد، گاهی سال‌ها زمان می‌خواهد. اما گاهی یک قضاوت عجولانه، یک بی‌انصافی، یک تحقیر، یک سوءظن یا حتی یک جمله نابجا، کافی است تا نخستین ترک‌ها پدیدار شوند. هرچه فکر می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که جامعه‌ها معمولاً با یک حادثه فرو نمی‌ریزند. آن‌ها پیش از آنکه در ظاهر آسیب ببینند، در لایه‌های نادیدنی‌شان فرسوده می‌شوند. آنجا که اعتماد کمتر می‌شود... حرمت‌ها سبک‌تر می‌شود... گفت‌وگو جای خود را به قضاوت می‌دهد... و اخوت، آرام‌آرام رنگ می‌بازد. شاید به همین دلیل است که قرآن کریم، در کنار دعوت به ایمان، بارها از اصلاح ذات‌البین، حسن‌ظن، پرهیز از تمسخر، غیبت و تنازع سخن می‌گوید. گویی خداوند، پیش از هر چیز، از همین پیوندهای نادیدنی محافظت می‌کند. این روزها از خودم می‌پرسم... اگر روزی جامعه‌ای امکانات فراوان، سازمان‌های بزرگ و نیروهای مخلص داشته باشد، اما اعتماد، رفاقت و اخوت در آن آرام‌آرام فرسوده شود، آیا آن جامعه، آن‌گونه که باید، قدرتمند خواهد ماند؟ شاید بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه، همان چیزی باشد که کمتر دیده می‌شود. و شاید بزرگ‌ترین مسئولیت ما نیز، مراقبت از همین سرمایه‌های نادیدنی باشد. ❓ به نظر شما، بزرگ‌ترین عامل فرسایش پیوندهای نادیدنی یک جامعه چیست؟ ادامه دارد... 🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۱۰... بوقت عراق ✍ محمدجواد فدائی 🌷🇮🇷🏴🚩🌷
هدایت شده از زیارت و تربیت
کتاب زیارت استاد هادیزاده.pdf
حجم: 2.9M
📗 معنا و حقیقت زیارت 🔺اثر ارزشمند دانشمند فرزانه استاد 👌 🔺نشر ستاد کشور http://www.alarbaeen.ir