eitaa logo
مُراسلات
79 دنبال‌کننده
155 عکس
25 ویدیو
24 فایل
در حال نوشتن ... _ شعری هم اگر هست از آشفتگیِ ماست. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_k4hs1kl&btn=مُراسلة
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب بیا زیارت اهل قبور کن از کوچه‌های شهر پر از غم عبور کن مثل شبی که چشم جهان روشن از تو شد مثل مدینه، شهر مرا غرق نور کن فکری به جان زخمی گلبرگ نسترن فکری به حال لغزش تُنگ بلور کن در روزگار چندم جهل زمینیان بر گورهای جمعی "عفت" ظهور کن اینجا کلاس درس خودت را به پا کن و موضوع "زن چه بود و چه شد" را مرور کن مفهوم فوق‌العاده‌ی زن را از این حضیض بیرون بکش، سراسرِ او را غرور کن چشمان شوم و نحس و پر از کینه‌ای به ماست چشمان شور دشمن این خانه کور کن جمعند دور خانه‌ی ایران، درندگان این خانه صاحبش تویی، درّنده دور کن هی سخت و سخت‌تر که حوالیِ قلّه‌ایم ما را به صبر زینبیِ خود صبور کن
14050724_پیام_رهبر_معظم_انقلاب_به_مناسبت_ولادت_حضرت_زینب_سلام‌الله‌علیها.pdf
حجم: 163.3K
📖 متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ولادت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و روز پرستار 🗓 ۲۴/مهر/۱۴۰۵ 🔗 rahbar.ir/speech?cid=2161 💻 Rahbar.ir
«ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند؟»
امروز به این فکر می‌کردم گاهی در حسرت گذشته‌ام که: یادته پارسال این حوالی رو؟ فاطمیه‌ای که از دانشگاه می‌اومدی و می‌نشستی این‌جا تا وقت روضه برسه/ کاش الان مرداد سال قبل بود، از مشهد می‌اومدی با اون خاطرات خوب و دغدغه‌ی سفر اربعینت رو داشتی.. کاش دغدغه‌هام الان اینا بود../ چقدر دلم برای روزهای مدرسه تنگ شده؛ حتی برای سال کنکور و بهانه‌های مدرسه موندن، مدام کنار کسانی که دوستشون داشتم و حالا دوستشون دارم بدون این که مثل اون موقع کنارشون باشم/ اصلاً یادته؟ دخترکی بودی، زمستون بود، فاطمیه هم بود، مامان شور می‌زد که کاپشن بپوش می‌ریم روضه، توی دانشکده هوا سرده و من از این که زیر چادر پُف کنم متنفر بودم، از کاپشن صورتی _ قرمزی که مشکی پوشیدنم رو تحت‌الشعاع قرار بده بیش‌تر. حالا برمی‌گردم به این روزها. روزهایی که می‌دونم خاطرات خوبِ گذشته‌ی‌ آینده‌ای موهوم‌اند؛ اگرچه الان نمی‌شه به خوبی ازش یاد کرد. بعد دلم می‌خواد بزنم رو 2x و آینده رو ببینم؛ و باز می‌ترسم و عقب می‌کشم. اما هیچ‌کدوم درست نیست. من رو برسون به اون‌جایی که درمورد بنده‌های دوست‌داشتنی‌ت گفتی نه غصه‌ی گذشته رو می‌خورند و نه از آینده ترسی دارند. کیا؟ همون‌هایی که دل به تو دادند. هیچ راه دیگه‌ای برای محکم شدن وجود نداره. پ.ن: امشب این‌جا صدای بال زدن فرشته‌ها رو می‌شد شنید. ملکوتی بود برای خودش.. جاتون خالی.