eitaa logo
مراسلات
46 دنبال‌کننده
105 عکس
22 ویدیو
7 فایل
. . در حال نوشتن...
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 لوازم کنشگری در شهادت امام خامنه‌ای 🗒️ مباحث مطرح‌شده در شب دوازدهم: 🔹 "نکات دکتر علی غلامی در هیئت شب‌های ماه مبارک رمضان مورخ ۱۰ اسفند پیرامون وظایف ما در این شرایط" ▪️الگوی ما حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) هستند. در ۶ مورد این موضوع شرح داده شد؛ ۱. همچون حضرت زینب (سلام الله علیها) که بعد از عاشورا پرچم در دست‌شان بود و لحظه‌ای نلرزید؛ ما هم محکم باید پرچم دستمان باشد ۲. بلافاصله و بدون ذره‌ای تعلل هنگامی که نائب بعدی انتخاب شد، دست راستمان را بالا می‌آوریم و با ایشان بیعت می‌کنیم. قلب‌ها و روحتان را آماده کنید. درگیر تحلیل افراد نادان و مغرض نشوید. ۳. تبیین و روشنگری به معنای حفظ اتحاد نه سرزنش و شماتت بعضی افراد. تبیینِ ضرورتِ تبعیت از ولی در هر زمان. با دیگران و اطرافیان خود صحبت کنید. سکوت و انفعال نداشته باشید. ۴. روحیه‌ی همدردی و دلداری دادن. بزرگ‌ترین التیام در این شرایط: دیدن یک‌دیگر و جمع شدن دور هم. ببینیم در این ایام به چه کسانی می‌توانیم سر بزنیم. همچنین خودمان مجامعی را تشکیل بدهیم. زینب کبری (سلام الله علیها) چه چیزهایی را در عاشورا دید، و بعد یکی از وظایف ایشان دلداری دادن به حضرت رباب و سایرین بود. ۵. برخورد قاطع با دشمن. حضرت زینب (سلام الله علیها) منظلم (ظلم‌پذیر) نبود، ما هم ظلم‌پذیر نیستیم. باطل السحر نقشه‌ی دشمنان، حضور مردم در مساجد در تمام اوقات اقامه‌ی نماز (اذان صبح و ظهر و مغرب) و خالی نکردن خیابان‌ها است. ۶. مهم‌ترین وظیفه و نکته: یقیینِ قطعی به پیروزی. حضرت زینب (سلام الله علیها) یقین قطعی به پیروزی داشتن؛ در شرایطی که تمام مردان ایشان کشته شده بودند و امام سجاد (علیه‌السلام) در حدی و به طوری مریض بودند که دشمنان گفتند ایشان خودشان می‌میرند دیگر. اما حضرت زینب (سلام الله علیها) در مقابل یزید چه گفت؟ ولله تو نمی‌توانی نام و وحی ما را محو کنی، امروز هم ما همین را به دشمنانمان می‌گوییم، نمی‌توانید نام و یاد ما را پاک کنید. 🔹خدای امام خمینی (ره) خدای آقا بود و خدای آقا خدای امروز است و او می‌داند چه‌کار کند. 🔹در راز و نیاز هایمان مرتبا باید بگوییم که خدایا تا الان ما را نگه داشتی، از این به بعد هم نگه‌دار. 🔹ما روز به روز شکوفاتر می‌شویم، یقین داشته باشید، به شرط اتکال به خداوند. 🔹ان الله بالغ امره. به چه صورت؟ خودش می‌داند. هرچیزی بشود و هر اتفاقی بیفتد ما می‌گوییم پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود فتنه‌ها برای شما برکت است. 🔹دلمان خون است اما محکم هستیم و خیلی منظم و دقیق‌تر از قبل برنامه‌هایمان را پیش می‌بریم. اللهم عجل لولیک الفرج 🔊 برای شنیدن صوت سخنرانی به سایت بنیاد شهيد پالیزوانی رحمة‌الله‌علیه مراجعه فرمایید: https://www.shahidpalizvani.ir/content/1486 (ره)
شمایی که پیام من رو می‌بینید استغاثه یادتون نره. دعا یادتون نره. دعا برای ظهور، از ته دل. از ته دل. همون توصیه‌های حضرت آقا. محکم باشید. دل‌داری بدید. افق روشن آینده‌ی پیش‌رو رو به همه بگید و فضا رو روشن کنید. یادتون نره که پیروزی از خداست، مال خداست، نصرت خدا به دوستای خدا می‌رسه. ما هم تو جبهه‌ی خداییم. شرکت کنید. توی تجمعات شرکت کنید. توی محله‌های خودتون هم باشید. کار سختی نیست. مسجد برید. موکب بزنید و و و کارهای مختلفی که می‌شه انجام داد. ما باید به خدا خودمونو نشون بدیم که خدا! ما هستیم. اگر ابتلا، اگر امتحان سخت، ولی ما هستیم و منتظر ظهور. فکر نکنید اثر نداره باور کنید که داره باور کنید یه جمله هم یه جمله است. وظیفه‌ی من بود به همین شما چند نفر بگم. وظیفه‌ی شماست که به بقیه بگید. بسم الله.
/ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پیرزن از درِ خانه‌اش بیرون آمده بود و کمی این‌طرف‌تر، کنار خیابان ایستاده بود. چادر مشکی‌اش را به دندان گرفته بود و پرچم کوچک ایران را به دست گرفته بود و با صدای ضعیف رو به کاروان خودرویی ما، الله اکبر می‌گفت. کسی او را در این تاریکی شب نمی‌دید که پاسخش بدهد. صدایم گرفته بود اما دستم را از پنجره بیرون آوردم، دست‌هایم را به سمتش گرفتم و با همه‌ی وجود الله‌اکبر گفتم. انگار جان روی پیمانه‌ی نصفه‌ی جانش ریخته باشند، سرش را بالا آورد و با شور بیشتر دستش را به سمتم دراز کرد و پرچم را بالاتر گرفت و الله‌اکبر جان‌دارتری گفت. این روزها همه را دریابیم. ما همه با هم هستیم پشت ولایت هستیم.. عجب شعاری...
مراسلات
پیرزن از درِ خانه‌اش بیرون آمده بود و کمی این‌طرف‌تر، کنار خیابان ایستاده بود. چادر مشکی‌اش را به دن
استوری من را لایک کرده! تعجب که نه، حیرت می‌کنم از این کارش. استوری قبلی‌ام را هم دیده بود؛ اگر مخالفتی داشت دیگر نگاه نمی‌کرد، یا پایینش جوابم را می‌داد و حتما هم شروع می‌کرد به تکرار حرف‌هایی که همه می‌زنند. من منتظر بودم ناسزا بنویسد! اما حالا باز هم استوری‌های من را باز می‌کند و قلب می‌گذارد! از همان دخترهایی است که زن‌زندگی‌آزادی بوده‌اند این سال‌ها. از همان‌ها که متن پروفایلشان "برای..." بود. فکر می‌کنم از این به بعد از هیچ‌چیزی نباید تعجب کنیم. غربال‌های آخر است. فقط مهره‌های سیاه هستند که در کیسه‌ی آنان می‌ریزند. بقیه به تعبیر خود آقایمان "بچه‌های ما هستند". این روز و شب‌ها، نگاه‌های متحیر و دل‌های مردد را دریابیم. تا آقایمان بود که «وحدت» را به سخره گرفتند بعضی‌ها.. از این‌جا به بعد را محکم بگیریم.