آدم بعضی وقتها در کار دلش میمانَد. خودش هم نمیداند چرا اینگونه آتش به جانش است و اینطور اصرار میکند. چرا آسمان را به زمین میدوزد و زمین را به آسمان. چرا اینطور شیفته و دلداده میشود و دیگر هیچچیزی را نمیبیند و نمیخواهد جز همان خواسته را.
آدم از کار دلش در حیرت میمانَد. من چه میدانستم دو ماه و نوزده روز بعد از دیدارتان، برای همیشه حسرت یک دیدارِ دیگر به دلم میمانَد...
هدایت شده از KHAMENEI.IR
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 #پنجره | امشب؛ اشکهای رهبر انقلاب هنگام خواندن شعری برگرفته از آخرین مکالمه بیسیم شهید حاج احمدکاظمی با شهید آقامهدی باکری در چهلمین سالروز شهادت شهید باکری در دیدار امشب شاعران
💗 احمد کجایی؟ کاش اینجا میشدی ای کاش
یک دم شریک محفل ما میشدی ای کاش
احمد در اینجا چیزهایی تازه میبینم
با من دمی گرم تماشا میشدی ای کاش
احمد بیا بیسیم مهدی از نفس افتاد
مهدی شفیع محشر ما میشدی ای کاش
اسفند روز بیست و پنجم سال ۶۳
۴۰ سال رفت ای کاش پیدا میشدی ای کاش
📥 مطلب مرتبط: نماهنگ مهدی؛ احمد؛ بهشت | نماهنگ اکسیری که باکری را ساخت
💻 Farsi.Khamenei.ir
نهالی تشنهام در انتظار جرعهی آبی
لبم خشکیده قدری مرحمت فرما میِ نابی
به ما گفتند ابر تیره یعنی بارش باران
پس از غوغای طوفان، آسمان صاف است و مهتابی
ببین دریا ترک خوردهست و ماهیها همه مردهاند
زمین تب کرده دارد میکُشد خود را ز بیتابی
تنش زخمیست، دردش را دوا یار است و لبخندش
نمیخواهی دل غمدیده را یک بار دریابی؟
شنیدم ماجراهایی که از دیدار میگفتند
تو را دیده زنی شهری، دهاتی، مرد اَعرابی
خوشا آنکس که در عمرش دمی با تو به سر کرده
خوشا عبدی که در دنیا ندارد جز تو اربابی
خوشا زهّاد شب، شیران صبح فتح و پیروزی
چه شیرانی چه یارانی چه مردانی چه اصحابی
تویی از کعبه بالاتر تویی از قبله بالاتر
تو حجّی، مشعری، سعی و صفایی، طوف و محرابی
پر از شوقم پس از باریدن باران وَ میدانم
نویدی از دل دریا برای اهل مردابی
/نگاشته به هجده بهمن صفرچهار
چون که غیبت بس است آقا.. بس
#ریحانه_شیرازی
ننگ بر هرکس که حرف از صلح و سازش میزند
یا دم از پیمان، دم از تسلیم و خواهش میزند
حرف ما این است: نابودی دشمن، والسّلام
ما نمیبخشیم هرکس حرف بخشش میزند
#ریحانه_شیرازی
شهید سیدعلی خامنه ای13890529_2609_16k.mp3
زمان:
حجم:
807.6K
#سورةالجمعة
/ سیّدنا الشّهید
این روزا، توی این سروصداها نیاز به همدلی و همدردی داریم هممون. پیام بدیم به رفقامون، حتی اونایی که یه مقدار با ما فرق میکنن. احوالپرسشون باشیم. بذارید بدونن که توی روزای سخت، ما هموطنها مثل خانواده به داد هم میرسیم نه اونایی که بیرون این مرزها پا رو پا انداختن و اُرد ناشتا میدن.
#از_نبرد
آشفته كن ای غم دل طوفانی ما را
انكار كن ای كفر، مسلمانی ما را
شوريدهسران صف عشقيم مگر تيغ
مرهم بنهد زخم پريشانی ما را
بر قامت ما پيرهن زخم بدوزيد
تا پاک كند تهمت عريانی ما را
زين پيش حرامیصفتی در حرم عشق
نشكست چنين حرمت مهمانی ما را
ای زخم شكوفا بگشا در سحر عشق
گلخانهی دربستهی پيشانی ما را
از كربوبلا با عطش و زخم رسيديم
يا رب بپذير اين همه قربانی ما را
-علیرضا قزوه
هرکس اشتباه کرد به او گوشزد کنید، هشدار بدهید، تذکر بدهید، مطالبه کنید، شعار بدهید اما توهین نه! یادمان نرود که آقایمان فرمودند:
«در یکچنین شرایط مهم بینالمللی و داخلی بشدّت پرهیز میکنم، نمیگذارم، منع میکنم و نهی میکنم از اینکه به رئیسجمهور و دیگر رؤسای کشور اهانت بشود. حالا ممکن است در مجلس باشد یا بیرون مجلس باشد، ممکن است هر جا باشد.»
-۱۴۰۴/۱۰/۲۷
امشب توی جهاد خیابونی -کاروان خودرویی محلهمون- یه لحظه از ذهنم گذشت و به زبون آوردم که: چرا امشب جمعیت کمتره! و گوشههای لبم یه کم اومد پایین که یهو به خودم اومدم که یعنی چی این حرف!؟
اولاً که اگر حتی یک نفر هم در این راه نبود، اگر حتی مجبور شدی تنهای تنها عَلَم روی دوش بگیری و ادامه بدی باید همینکار رو بکنی! و باید از خدا بخوای که اونقدر یقین و شجاعت بهت بده که توانش رو داشته باشی. مگه یادت رفته که مولا امیرالمؤمنین فرمودن از خلوتیِ راه سعادت نهراسید؟!
و دوماً که اشتباه میکردم جمعیت همچنان زیاد بود و پرقدرت مردم کف خیابونن.
خلاصه دلتون نلرزه، ناامید نشید و محکم ادامه بدید «حتی اگر بهای آن تنها ایستادن باشد».
#یاد_داشت