<تو محکم باش!>
شاید این روز و شبها، وسط تجمعها، وقتی از کنار بعضی مغازهها و عابران با پرچم و عکس و شعار میگذری، در خیابان و از همسایهها حرفهایی بشنوی. پوزخند و نیشخند ببینی. که ناراحتت کند. که دلت کدر شود. که غصهات بشود که چرا این حرف را زد؟ چرا به مقدسات و محبوبهای من توهین کرد؟ چرا به خودم و خانوادهام توهین کرد؟ و شاید کمی سست بشوی. کمی عقب بکشی حتی در فکر.
من اینجور وقتها با خودم تاریخ را مرور میکنم. که وجود مقدس و عظیم حضرت رسول صلوات الله علیه که از او انسانی والاتر و پاکتر نیست مورد چه جسارتها و اهانتها بود. آزارش میدادند به زبان و به عمل. که نمیخواهم بنویسم چهها میکردند با او، غریبه و آشنا. با خودم مرور میکنم که در روضههای عاشوراء همیشه شنیدهام حضرت سیدالشهداء علیه السلام را آزردند و کشتند «بِالأيدي و الألسُن: با دست و زبان».
یادم میآید به تمامی انبیاء و اولیاء و صلحاء. اینها که کلیشه و شعار نیست. اینها را اگر قرار نباشد مدام با خودمان مرور کنیم پس قصه میخواندیم تمام عمر؟ پس کو عرصهی عمل و اقتدا؟ آیا بنا نیست در شدائد آخرالزمان نگاه به قلهی رفیع کربلا کنیم؟ آنزمان که شامیان و یزیدیان و اشقیاء هلهله میکردند و جسارت. و زینب سلام الله علیها چهرهاش به چه حالت بود، دستانش به چه حالت، کمرش خمیده اما راستقامت، با چه صدا و لحنی مقابلشان ایستاد، آن را که هدایتپذیر بود با زبان تبیین راهنمایی کرد و فضا را روشن کرد، و آن را که نه، چگونه مورد عتاب قرار داد.
پس «أعِرِ الله جمجمتك!»
*/به یادگار از روز بیعت، از پرچمنشان بودنمان
#یاد_داشت
@binahayat_ir AUD-20211211-WA0040.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
"روی" حرف دل..
فکر نمیکردم روزی برسد که محل "آفرین"هایت را حفظ باشم، و با هرکدامش گریه کنم..
این ملّت "خدا"، "دعا" و "شهادت" دارند. که این دو هم از همان اولی است و عامل جاودانگی بشر. به آنهایی که میگفتند دین افیون تودههاست، دین بهخاطر ترسهای بشر به وجود آمده، دین بهخاطر نیازهای سطح پایین بشر به وجود آمده، به آنها این روزها را یک بار دیگر از زاویهی روح دین در ملّت نشان بدهید و بگویید حالا چطور؟
این نبرد، نبردِ جاودانهها و محکومین به فنا و نیستی است. تا وقتی به بینهایت اتصال داریم، پیداست دیگر که پیروز نبرد کیست؟!
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نشستم رو به دلم میگم علی علی بگو ای دل. وقتی قراره احوال شب قدرم توی تموم سالَم منعکس بشه جز علی علی چی بگم بهتره؟ به قول شیخ اسماعیل میگم "مولا یه دعا برا ما بکن. التماسدعاگوی علی علیهالسلام" شدم. از چیزایی میگم که اگه به من باشه محاله و اگه به شما باشه نه. به دلم میگم ای دل علی علی کن که تو رو هم بخره.
«بگیر جان مرا ای فمن يمت يرني
فراق را مگر از این طریق چاره کنم»
ببخشید خوب ننوشتم. دلم علی علی میکنه صدای کلمههای دیگه رو نمیشنوم. فقط دلُم تَنگه ابوتراب...
/فیلم را با حال توجه وا کنید. اذان نجف به شب شهادت..
همیشه میگفتن: خوشبهحال اونی که تو این بمیر بمیر، شهید شه.
الان باید بگن: بیچاره اونی که تو این فتح باب شهادت، بمیره!
ما که همیشه همهکاری میکنیم به اسم جذب؛ درست و غلط. حالا این شبها که وقتش رسیده و بسترش فراهمه، دریغ میکنیم.
توی کاروانهای خودرویی (که لطفاً بیخیالش نشید و محکم ادامه بدید) یه وقت این بچهها رو میبینیم که با ذوق تا کمر از پنجره اومدن بیرون و شعار میدن و پرچم تکون میدن، یا آدمایی که از درِ خونه اومدن بیرون و دم در وایسادن پرچم تکون میدن و شعار میدن؛ براشون پرچم تکون بدیم، دست تکون بدیم، لبخند بزنیم. اون دختر کمحجابی که توی ماشین پرچم دستش بود وقتی بهش لبخند زدم و براش دست بالا آوردم چه ذوقی کرد و لباش به خنده وا شد و برام دست تکون داد؛ خب این آدم دلش گرم میشه که با وجود توهین شنیدن از بقیه، توی همین خط بمونه!
و یه گلایه که ما بعضاً سلیقه نداریم! اون جایی که نباید، وایسادیم با داد میگیم مرگ بر وطن فروش خائن. باشه این شعار رو بگو ولی بِدون کجا! نه که تا به هر عابر و مغازهای رسیدی فکرکنی اینا همه مزدورن. میخوای به خودش بیاد؟ دعوتش کن به راه! به اتحاد. نمیفهمه؟ نمیخواد بفهمه؟ از راه درستش وارد شو (گاهی بیمحلی و بیتوجهی، گاهی حتی لبخند زدن و ابراز حس پیروزی، گاهی نگاه معنادار و...)
کجسلیقگی نشون میدیم وقتی جمعیت به چه عظمتی توی میدون شهر جمع شدن و تا وسط خیابون و جلوی مغازه و بازار کشیده شدن؛ و تموم مغازهدارها و عابرین و افراد گذری وایسادن نگاه میکنن، میشنون؛ اونوقت ما مداحی اگزوزی گذاشتیم و اوپساوپس میکنیم! توی کاروانهای خیابونی هم بعضاً به همین شکل.
خب چرا؟ وقتی میتونی از این نعمت خدا، ساختهی دست بشر 'بلندگو' برای گذاشتن سرودها و مداحیهای قشنگ و بامضمون، شعارهای خوب و متحدکننده، و چه بسا جملات ساده و همهفهمِ تبیینی -به فراخور مکان- استفاده کنی!
و در آخر ما هنوز عزاداریم عزیزان.. ما پیرهن مشکی تنمونه. از شهادت آقامون که بگذریم هم، ایام ایامِ شهادت مولا امیرالمؤمنینه. حواسمون به این حجم از ریتمیک و ضربدار بودن صداهایی که پخش میکنیم هست؟
#یاد_داشت
من هیچوقت آدم عشقِچاووشی نبودم. بعضی آهنگهاش رو شنیدم بعضی رو نه. از بعضیاش خوشم اومده از بعضیاش نه. با بعضی موضعگیریهاش موافق بودم و بعضی نه.
ولی امروز هم مَـرد و مَـردونه اومده کف میدون، هم خدایی آهنگش پرمضمون و قشنگه..(حسبی الله)
خدایا! همینطوری که داره خطکشیها جدا میشه و فقط مهرههای واقعاً سیاه میریزن تو کیسهی دشمن، همهی آزادههای دنیا رو بیار تو خط خودت و همهمون رو زیر سایهی پرچم امیرالمؤمنین محکم نگه دار. خدایا نذار این طوفان ما رو ببره...
خدا به او عزّت بدهد. معلّممان را میگویم. بعد از جنگ دوازده روزه که در کلاس تبیینَش جمع شده بودیم میگفت «این جنگ، وجودی و تمدّنی است. یعنی یا من، یا تو!»
و هنوز بعضیها نمیتوانند یا نمیخواهند بفهمند جنگ وجودی یعنی چه. نمیفهمند که این نبرد تمام شدنی نیست. نمیفهمند که کار با آتشبس، پیماننامه و معاهده و مذاکره تمام نمیشود. که این دولت برود و آن دولت بیاید و این بخواهد و آن نخواهد معنا ندارد. که اگر امروز هم کار دشمن را تمام نکردیم و مثبتاندیش و سادهلوحانه (بخوانید احمقانه) دوباره کتوشلوار پوش رفتیم که: آقا ما صلحطلبیم و بیایید باهم دوست باشیم؛ این ذلّت دوام چندانی نخواهد آورد. دشمن میرود که تا دندانْ مسلّح دوباره برگردد تا ما را "ببلعد". چرا آقای عزیز و شهیدمان از این تعبیر استفاده کردند؟ که دشمن میخواهد ایران را ببلعد؟ یعنی دُرُسته، یکجا، آش با جایش! چرا ایران؟ چرا جمهوری اسلامی نه؟ چرا آخوندها و نظامیها و بسیجیها نه؟ چرا آن کودک دو ماهه را هم قربانی میکند؟ چرا مدرسه را هم میزند؟ چرا دانشمندان را هم میزند؟
اگر این روزها شنیدید، باز هم بشنوید و با خودتان مرور کنید مبادا کسی گولتان بزند. که صلح، مرگ پیروزیای است که امروز دارد به اذن خدا رقم میخورد. یک دقیقه برگردید و تمام این سالهایی که از سر گذراندیم را مرور کنید. آنها ایران را خواهند بلعید. اگر نایستیم. اگر وجودِ دشمن بیوجود را از بین نبریم، از میان خواهیم رفت. پس نصرت خدا چه میشود؟ نصرت خدا شامل حال آنهایی است که پای کار خدا میمانند. که سست و فشل نمیشوند. ما اگر وا دادیم، خدا نصرت را شامل حال چه کسی بکند؟ ما را میبرد تا گروه بعدی بیایند و علَم حق را در عالم بزنند. اما اگر ماندیم، همین مدت باقیمانده که انشاءالله زیاد نیست مقاومت کردیم به قول آقا «اونوقت قلّه رو فتح خواهید کرد»
خدا عزّتش بدهد. معلّممان میگفت: میگویند جنگ جهانی اول و دوم. بیخود میگویند! کدام جنگ جهانی؟ دعوا بین خودشان بود که به بقیهی دنیا هم تحمیل کردند. وگرنه مثلا ما کجای این جنگها بودیم؟!»
جنگ جهانی امروز است. وقتی تمام جهان بیدار شده و دو خط بیشتر نداریم: حق≠باطل.
پای نبرد بمانید که تک به تک شما رزمندگان این نبردید. بدون تعارف.
#إنتبهوا