چون شاه اسماعیل بغداد را متصرف شد، به محل شهادت امام حسین علیه السلام رفت و شنید پاره ای مردم از حر بد میگویند، سر قبر او آمد و دستور داد قبرش را شکافتند، دیدند در قبر خوابیده و گویی تازه به خون غلطیده و دستمالی به سرش بسته است که آن دستمال همانی بود که سیدالشهدا بر سر حر بسته بود..
«برگرفته از کتاب نفـس المهـموم»
هدایت شده از چای و ایوانِ سحر
شاید ندانم اما میفهمم،تو خود میدانی، ای عباسپرست من نیز دلتنگ آنجا شده ام درست مثل خودت.
برایت و برای خودمان دعا میکنم همان آفتابـی را که به هنگام طلوع که بر فرش های فیروزه ای رنگ حرم عباس ع میتابد.
همان کاشی ها و همان سنگ های مرمر.. آمین
ولی خب من برای محرم و احترامی که تو شهرم برای محرم میذارن، تمام رسمو رسومِ قشنگی که فقط و فقط عشق به امام حسینه و بس، جون میدم...!
مُرهَق؛
ولی خب من برای محرم و احترامی که تو شهرم برای محرم میذارن، تمام رسمو رسومِ قشنگی که فقط و فقط عش
واقعا چه خوب که این شهر به دنیا اومدم و همینجا بزرگ شدم:)🥺