اونجا که محمود درویش میگه: چیزی را کم دارم، شاید امید، شاید فراموشی، شاید یک دوست و شاید خودم را!️
راستش خیلی وقته که
دیگه مهم نیست! کی چی میگه؛
کی چجوری راجع بهم فکر میکنه؛
کی دوستم داره؛ کی باهام مخالفه و ..
از یه جایی به بعد فقط حال روحي خودم واسم مهم شد..
ورژن قدیمیمو واسه همیشه رها کردم و شدم اینی که الان میبینم!
این ورژنم خیلی چیزا دیگه واسش مهم نیست؛
تنها چیزی که براش مهمه حال خوب خودشه!
تنها چیزی که براش مهمه اینه
که
شرمنده ی دلش نباشه...
همین…
هیچکس نفهمید چقدر ساکت شدم
هیچکس نفهمید پشت خنده هام چی قایم بود
هیچکس نفهمید شب هارو چطور صبح کردم
هیچکس نفهمید چقدر خودمو گم کردم
هیچکس نفهمید بارها بریدم و چیزی نگفتم
هیچکس نفهمید چندبار خواستم برم و نتونستم
هیچکس نفهمید از همه فاصله گرفتم
هیچکس نفهمید چقدر آروم توی خودم مُردم
هیچکس نفهمید و منم دیگه توضیحی ندادم🙂💔...
اشتباه من این بود ادمایی که سگ محلشون نمیداد رو رفیق خودم دونستم ، به هرکسی نگید رفیق🫶🏻
تو همونی هستی که بودنت باعث میشه تا کم نیارم،
همونی که شنیدن صداش حالمو خوب میکنه،
همونی که خنده هاش روزمو میسازه،
تو دقیقا همونی هستی که منو بلده،
ومن بیشتر از خودم دوسش دارم.
قلبِ من :)