او یاد گرفته بود چطور قوی باشد، اما نه از روی شجاعت بلکه از روی اجبار... چون هیچکس نیامده بود نجاتش دهد و خودش هم دیگر باور نداشت که نجاتی در کار باشد.
دختری که رهایش کردی - جوجو مویز
🌱 @morphin_del
بيا زمان را بدزديم!
و براى يك بار هم كه شده،
صندلى هاى مان را با هم
به اشتراك بگذاريم!
كنارت باشم
و سختى هاى روزگارِ
بى تو بودن را،
برايَت تعريف كنم
-القاضی | یادداشتهاییکدیوانه
🌱 @morphin_del
شمس لنگرودی خیلی قشنگ علت دوست داشتنِ آدمهای که تیکه های شکسته امونو کنار هم چیدن و حالمونو خوب کردن شرح داده :
اشتباه نکن! نه زیبایی، نه محبوبیت تو
مرا مجذوب نکرد! تنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسیدی من عاشقت شدم
🌱 @morphin_del
هر انسانی بارِ مخصوص به خودش را بر دوش میکشد؛ رنجی که قابل مقایسه و اندازهگیری نیست.
میتوانیم کنار هم بنشینیم، حرف بزنیم، از دردهایمان بگوییم و گوش بدهیم،
شاید حتی احساس کنیم که فهمیده شدهایم.
اما در واقعیت آنچه در عمق وجود هرکس میگذرد، تنها به خودش تعلق دارد.
ما میتوانیم روایت رنج را بشنویم، اما نمیتوانیم طعمش را دقیقاً بچشیم.
میتوانیم تصویرش را ببینیم، اما نمیتوانیم وزنش را حس کنیم.
حتی نزدیکترین آدمها، با تمام صمیمیت و دلسوزیشان، فقط میتوانند حدس بزنند
نمیتوانند دقیقاً بفهمند دیگری چه کشیده، چه ترسی را پنهان کرده یا چه زخمی در دلش مانده است.
رنج، تجربهای شخصی است
چیزی شبیه سایهای که با ما بزرگ میشود، تغییر میکند و همراهمان میماند.
🌱 @morphin_del
متوجه نمیشم چرا انقدر دوست داشتن و دوست داشته شدن، سخت و پیچیدهست. بچه که بودم فکر میکردم کافیه که فقط یک قلب داشته باشی. چیه این حسابوکتاب و وزن کردن و شک و تردید و ترس و جنگ بزرگسالی.
🌱 @morphin_del