هر انسانی بارِ مخصوص به خودش را بر دوش میکشد؛ رنجی که قابل مقایسه و اندازهگیری نیست.
میتوانیم کنار هم بنشینیم، حرف بزنیم، از دردهایمان بگوییم و گوش بدهیم،
شاید حتی احساس کنیم که فهمیده شدهایم.
اما در واقعیت آنچه در عمق وجود هرکس میگذرد، تنها به خودش تعلق دارد.
ما میتوانیم روایت رنج را بشنویم، اما نمیتوانیم طعمش را دقیقاً بچشیم.
میتوانیم تصویرش را ببینیم، اما نمیتوانیم وزنش را حس کنیم.
حتی نزدیکترین آدمها، با تمام صمیمیت و دلسوزیشان، فقط میتوانند حدس بزنند
نمیتوانند دقیقاً بفهمند دیگری چه کشیده، چه ترسی را پنهان کرده یا چه زخمی در دلش مانده است.
رنج، تجربهای شخصی است
چیزی شبیه سایهای که با ما بزرگ میشود، تغییر میکند و همراهمان میماند.
🌱 @morphin_del
متوجه نمیشم چرا انقدر دوست داشتن و دوست داشته شدن، سخت و پیچیدهست. بچه که بودم فکر میکردم کافیه که فقط یک قلب داشته باشی. چیه این حسابوکتاب و وزن کردن و شک و تردید و ترس و جنگ بزرگسالی.
🌱 @morphin_del
♥️
تورو میخوام
واسه قدم زدن تو خیابونا
واسه رقصیدن زیر بارون
واسه کتاب خوندن تو بغل هم
واسه خوابیدن کنار هم
واسه چشم باز کردن تو بغل هم
واسه یه عمر عاشقی
🌱 @morphin_del
اون لحظهای که نمیخوای کسی بپرسه:«چی شده؟»، چون میدونی
اگه بپرسه، اشکایی که تموم روز نگه داشتی، سرازیر میشن<<<<<
🌱 @morphin_del
باب اسفنجی:
چی میشه اگه به اعتمادت خیانت کنم؟
پاتریک:
اعتماد کردن بهت تصمیم منه،
اثبات اینکه اشتباه میکردم انتخاب تو.
🌱 @morphin_del